در این پرونده در 7/10/82 ع.الف. 8 ساله در روستا مفقود می گردد و در پی بررسی ظاهرا بچه های روستا اعلام داشته اند دو پسر بچه که یکی ع. بوده است از کامیون خاور آویزان شده بودند با تحقیق از راننده خاور به نام الف.ب. نامبرده اظهار داشته است نخاله برای پ. الف. آورده بود که آن را خالی کرده و از روستا خارج شده هیچ بچه ای پشت کامیون نبوده است در ساعت 13 مورخه 11/10/82 جسد پسر بچه ای در داخل گونی درکنار جاده بیرون روستا کشف می گردد. جسد به پزشکی قانونی منتقل و بررسی امر به آگاهی واگذار می گردد. در معاینه پزشکی از جسد
ضرب و جرح مختصری به صورت خراشیدگی در ناحیه پیشانی مشاهده شده - در معاینه از مقعد پارگی در ناحیه 12 به صورت وسیع و پارگی اسفنگتر ناحیه مقعد مشاهده شده است. از ترشحات ناحیه مقعد نمونه برداری شده - زبان از دهان خارج بود علت مرگ را به بعد از انجام کالبد گشایی موکول نموده اند. زمان مرگ را بین 3 تا 5 روز قبل از زمان معاینه (11/10/82) اعلام داشته اند. با توجه به گزارش کلانتری به اینکه دو نفر از بچه های دبستان گفته اند ع.الف. و یک نفر دیگر هم به نام ه. به هنگام خروج کامیون از روستا از پشت کامیون آویزان بوده اند ه. پیاده می شود و ع. با کامیون از روستا بیرون می رود. آقای رییس شعبه چهارم دادگاه عمومی متصدی تحقیق در پرونده پس از تحقیق از الف.ب. وی را با قرار بازداشت موقت روانه زندان می نماید و دستورات جامع جهت بررسی و تحقیقات لازم به آگاهی می دهد - آگاهی پس از بررسی و تحقیقات غیرمحسوس در مورخه 27/10/82 ق. و ج.الف. فرزندان م. و ع.الف. فرزند ح. را مظنون اعلام داشته است. در مورخه 29/10/82 پزشکی قانونی در معاینه از مظنونین و وضعیت آلت تناسلی آنان احتمال تجاوز را در درجه اول از طرف ج. و ق.الف. و پس از آن دو ش. و ع.الف. اعلام داشته و در آخر تحقیقات قضایی و نتیجه آزمایشات انجام شده بر روی جسد را تعیین کننده ذکر کرده است. در مورخه 30/10/82 از ق.الف. تحقیق و تفهیم اتهام قتل عمدی به وی می گردد می گوید آن روز در منزل بودم خانواده ام در بودند و من و خواهرم تنها بودیم. من اصلا این کار را نکرده ام. دادگاه پس از تحقیق از وی برای وی قرار بازداشت موقت صادر می نماید. در مورخه 3/11/82 ق. گفته است آن روز مقتول با ح. دختر ج. و م.الف. پسر ن. در کوچه بازی می کرد بعد به خانه ن. رفت و از آن تاریخ بچه در خانه آن ها کشته شد. در مورخه 16/1/83 آزمایشگاه سازمان پزشکی قانونی وجود منی در سواپ تهیه شده از مقعد مقتول را منفی و گروه خونی مقتول را O اعلام داشته است و پزشکی قانونی استان با توجه به آزمایشات سم و آسیب شناسی علت تامه مرگ مقتول را شوک ناشی از دخول جسم سخت و نفوذ یافته (نظیر آلت تناسلی) اعلام داشته است. قرار بازداشت موقت ق. در مورخه 7/5/83 تبدیل به پانصد میلیون ریال وثیقه می گردد و با توثیق وثیقه آزاد می گردد. در مورخه 22/8/83 جلسه رسیدگی دادگاه با حضور مادر مقتول (ولی دم) و متهم ق.الف. و وکیل تسخیری وی آقای ع.س. تشکیل می گردد. شاکیه با بقاء به شکایت خود درخواست مجازات ق. را به اتهام قتل عمدی و تجاوز به فرزندش می نماید. آنگاه دادگاه خطاب به وکیل متهم دفاعیات وی را استماع می نماید وکیل در مورد تجاوز با توجه به عدم وجود منی در مقعد مقتول و اینکه در مورد قتل شاکیه از افراد مختلفی نام برده و از آن ها شکایت نموده است دلایل اتهام علیه موکل خود را همسان با دیگر مظنونین اعلام کرده و درخواست برایت موکل خود را نموده اند. متهم در دفاع از خود اظهار داشته است حرفی ندارم دفاعیات من همان است که وکیلم گفته است. شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی در 27/11/83 با توجه به محتویات پرونده - دفاعیات وکیل متهم و انکار مصرانه وی بر ارتکاب قتل حکم برایت وی را صادر و در مورد دیه قتل حکم به پرداخت دیه از بیت المال صادر می نماید و دیه پرداخت می شود. در مورخه 2/5/90 در رسیدگی به پرونده
سرقت کابل از سنگ شکن در در آگاهی متهم در جریان تحقیقات به قتل ع.الف. در سال 82 اعتراف می نماید و چگونگی واقعه را بیان می نماید (ص 129 تا 132). در3/5/90 مراتب به آقای دادستان گزارش می گردد. پرونده به شعبه اول بازپرسی ارجاع می شود در 4/5/90 برادر و مادر مقتول اعلام شکایت می نماید و درخواست تعقیب کیفری متهم را می نمایند. متهم در نزد آقای بازپرس به ارتکاب قتل اقرار می نماید. (ص 150 و 151) آقای بازپرس قرار بازداشت متهم را صادر می نماید. متهم مجددا در آگاهی و بازپرسی به انجام لواط با مقتول و قتل وی اعتراف می نماید و می گوید قصد کشتن وی را نداشتند اگر در اثر لواط نمی مرد او را نمی کشتم. (ص 158) در مورخه 19/5/90 آقای ع.الف. به وکالت از خانم ز.ب. مادر مقتول و تنها ولی دم خود را به دادستانی جهت دفاع از حقوق موکله و ولی دم مقتول معرفی می نماید. آقای بازپرس در 15/6/90 با توجه به صدور قرار برایت متهم در سال 83 به شرح دادنامه 908 - 27/11/83 شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی در اجرای بند ن از ماده 3
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مراتب را به آقای دادستان اعلام و آقای دادستان درخواست تعقیب مجدد متهم را از دادگاه می نماید. (ص 173) شعبه 102 دادگاه عمومی طی دادنامه شماره 00698 - 16/6/90 جواز تعقیب مجدد متهم را صادر می نماید. آقای بازپرس در مورد اتهام قتل عمدی متهم قرار مجرمیت صادر و در مورد اتهام ارتکاب لواط وی قرار عدم صلاحیت به صلاحیت رسیدگی محاکم کیفری استان صادر می نماید. پرونده با موافقت با قرارهای صادره و تنظیم کیفرخواست در مورد قتل عمدی به محاکم کیفری استان در 26/6/90 ارسال می شود. پرونده در شعبه 17 دادگاه کیفری استان مورد رسیدگی قرار می گیرد و با توجه به زمان وقوع جرم که 7/10/82 بوده و قبل از تشکیل محاکم کیفری بوده است به صلاحیت رسیدگی محاکم جزایی عمومی اعلام نظر می نماید. پرونده پس از اعاده به در شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی در 1/9/91 مورد رسیدگی وفق مقررات با حضور طرفین و وکلای آنان و نمایندگی دادستان قرار می گیرد و پس از رسیدگی طی دادنامه 000882 - 2/9/91 با احراز بزهکاری متهم وی را در مورد ارتکاب لواط به عنف به اعدام با چوبه دار و در مورد قتل عمدی به قصاص نفس محکوم می نماید. رای صادره در 14/9/91 به متهم ابلاغ می شود. آقای وکیل محکوم علیه در 19/9/91 درخواست تحویل فتوکپی از یک سری از اوراق پرونده را می نماید که دستور اقدام داده می شود و در مورخه 27/9/90 با اعتراض به رای محکومیت موکل خود با توجه به انکار متهم در محضر دادگاه درخواست رسیدگی تجدیدنظری می نماید. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می شود.