1) م.ک. فرزند خ. 2) ح.م. فرزند غ. 3) و.م. فرزند ص. به اتهام محاربه از طرق قطع طریق و ایجاد رعب و برهم زدن نظم و امنیت جاده تحت تعقیب دادسرای عمومی انقلاب قرار گرفته اند بدین توضیح که در تاریخ 29/2/89 مرحوم الف.الف. به اتفاق همسرش س.ع. جهت تفریح به رفته در کنار قنات آب در حال پختن کباب ماهی بوده اند که یک دستگاه موتور هوندا به سرنشینی سه نفر به آنان نزدیک شده پس از گرفتن گوشی های تلفن آنان قصد تعرض به همسر مرحوم را داشته اند که گویا بر اثر مقاومت وی او را از ناحیه پا با ضربه چاقو مجروح کرده اند که به بیمارستان منتقل و بر اثر خونریزی فوت شده است. با راهنمایی همسر مقتول ماموران کلانتری.. . به محل عزیمت کرده اند یک عدد توری و مقداری گوشت ماهی کبابی و دو بطری خالی آبجو که در فاصله چند متری محل کباب ماهی بوده اند کشف شده است. با تلاش ماموران مرتکبان شناسایی و هر سه نفر به شرح مشخصات مذکور دستگیر شده اند. م.ک. ضمن قبول ایراد جرح به پای مرحوم الف.الف. اظهار نموده هنگام غروب در کلوپ در حال بازی کردن بوده ح.م. با موتور آمده و پیشنهاد کرده «برویم دوری بزنیم داخل رفتیم زن و شوهر را دیدیم م. رفت از مرد پرسید این (زن) چکاره شماست؟ گفت خانم من است سیوال کردیم مدرک دارید گفتند داخل شهر مدرک داریم م. گفت اگر راست می گویید شماره پدر و مادر را بگیرید ببینیم راست می گویید داخل گوشی شماره آن ها را ارایه داد. دیدیم زن و شوهر هستند مقتول گفت مردتر از این حرف ها هستی من گفتم این ها زن و شوهر هستند م. گفت شما هم بنشینید داخل ماشین ( اتومبیل) چهار صد و پنج پر از آدم رسید آمد بیرون و داد و فریاد بزند آمدم ایشان را بترسانم کارد رفت داخل پای نامبرده بعدش او را به بیمارستان رساندیم من با موتور پشت سرشان داخل خیابان.. . رفتم. س.م. نیز همراهی با بقیه متهمان تا سد و مست بودن ک. را تایید کرده اظهار نموده به قصد تفریح و کباب خوردن مرغی خریده به آنجا رفته اند کبریتشان داخل آب افتاده زن و شوهری را دیده اند که در آن حوالی نشسته اند ک. به قصد گرفتن کبریت نزد آن ها رفت بعد معلوم شد با آن ها درگیر شده و با کارد به پای مرد زده بود خانمش جلو آمده و التماس کرده م. گفته او را به بیمارستان برسانیم و او را به شهر رسانده اند (متهم دچار کوری است و صرفا در شب نور را می بیند). والدین مقتول تقاضای قصاص کرده اند. همسر متهم نیز مطالبی به صورت سربسته و کلی در مورد تعرض متهمان به وی بیان کرده و به لحاظ حفظ آبروی خانوادگی از ذکر جزییات خودداری کرده است. متهمان در وهله ای به تجاوز به عنف به همسر مقتول اعتراف کرده اند که پرونده از حیث تجاوز به عنف و قتل به دادگاه کیفری استان ارسال شده و از حیث عنوان محاربه و قطع طریق به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال شده است. دادگاه ابتدا با حضور متهمان تشکیل شده متهم ردیف اول ضمن انکار اتهام اظهار داشته حامل چاقو بوده و آن را از داخل خانه ای که مشروب می خورده برداشته است. م. نیز اتهام انتسابی را انکار و اظهار نموده رعب و وحشتی ایجاد نکرده تنها کاری که کرده اند الف.الف. را به بیمارستان رسانده اند.. . و اولین کسی که به طرف زن و شوهر رفته ک. بوده که با چاقو به پای او زده است م. نیز انکار کرده است و اظهار نموده دور از صحنه بوده موقعی رسیده این اتفاق افتاده است آقای الف.ر. به دفاع از و.م. پرداخته و پرونده را فاقد دلیل و بینه دانسته و موکل خود را فاقد هرگونه نقشی در ماجرا ذکر کرده و او را فردی متاهل و متدین فاقد سابقه معرفی کرده که در دادگاه کیفری استان از اتهام قتل و زنا تبریه شده است. غ.س. نیز طی لایحه ای با توجه به صدور حکم قصاص علیه ک. به علت فقد دلیل تقاضای برایت موکل خود را کرده است. دادگاه دستور احضار والدین مقتول و همسر وی را داده تا اگر شاهدی یا بینه ای دارند به دادگاه معرفی کنند؟! والدین وی اظهار نموده با توجه به اینکه در زمان قتل فرزندشان کسی آنجا حضور نداشته نتوانسته اند کسی را پیدا کنند که شهادت بدهد. همسر مقتول نیز با توجه به نحوه رفتار متهمان آنان را افرادی حرفه ای معرفی کرده است وکیل متهم م. اظهار نموده متهمان هر سه نفر یک چاقو داشته اند که برای بریدن گوشت مرغ با خود برده اند و محل سد هم تنها تفریحگاه شهر است که جوی آب و رودخانه هلیل دارد و طبیعی است متهمان آنجا را برای تفریح انتخاب می کنند و منزل م. نزدیک جاده قرار دارد و متهمان بدون سوءنیت قبلی آنجا را انتخاب کرده اند و با توجه به اینکه متهمان مصدوم را به بیمارستان رسانده اند عنوان محارب بر آن ها صادق نیست و خواستار برایت آن ها شده است. در جلسه مورخ 21/9/90 نیز متهمان منکر اتهام محاربه و قطع طریق و ارعاب شده اند و دادگاه در خاتمه رسیدگی با توجه به گزارش مامورین انتظامی و کیفیت و نحوه ارتکاب جرم توسط متهمین و اظهارات و اقاریر آنان در مورد تعرض به مرحوم الف.الف. و خانم س.ع. از جمله تعرض به خانم ع.پ. و ورود به عنف به منزل وی و گزارش اداره اطلاعات شهرستان بزهکاری آنان را احراز کرده به استناد مواد 183 و 185
قانون مجازات اسلامی و با وحدت ملاک مواد 42 و 46
قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد 190 و 191 قانون مذکور و ذکر روایتی از حضرت امام رضا علیه اسلام در مورد نحوه تعامل با فرد تبعید شده و فتوای مقام معظم رهبری هـر یک از متـهمان را به دوازده سال حبس در تبـعید در زندان محـکوم کرده است. دادنـامه در تـاریخ 30/9/90 به متهمان ابلاغ شده م. و م. اعتراض کرده اند. ک. اظهار نموده وکیل وی به موقع مراجعه و اعتراض خواهد کرد در تاریخ 11/10/90 دادنامه به آقای غ.س. وکیل وی ابلاغ شده است. آقای الف.ر. به وکالت از و.م. طی لایحه ای که در تاریخ 8/11/90 ثبت دفتر دادگاه شده و آقای ق.ن. طی لایحه ای که در تاریخ 31/10/90 به ثبت رسیده با ذکر مطالبی که مبین عدم صدق محاربه و قطع طریق بر رفتار متهمان است به دادنامه صادر شده اعتراض کرده اند. دادنامه در تاریخ 30/10/90 به آقای ق.ن. ابلاغ شده است. پرونده به دفتر دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.