رای قضایی شماره 9109970910500862

رای قضایی شماره 9109970910500862

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970910500862


شماره دادنامه قطعی:
9109970910500862

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/12/01

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
حمله به قصد تجاوز به عنف در مکان عمومی

پیام رای:
حمله به قصد تجاوز به عنف در یک تفریحگاه که صدق عنوان قاطع الطریق بر متهم نکند محاربه محسوب نمی شود.

رای خلاصه جریان پرونده
1) م.ک. فرزند خ. 2) ح.م. فرزند غ. 3) و.م. فرزند ص. به اتهام محاربه از طرق قطع طریق و ایجاد رعب و برهم زدن نظم و امنیت جاده تحت تعقیب دادسرای عمومی انقلاب قرار گرفته اند بدین توضیح که در تاریخ 29/2/89 مرحوم الف.الف. به اتفاق همسرش س.ع. جهت تفریح به رفته در کنار قنات آب در حال پختن کباب ماهی بوده اند که یک دستگاه موتور هوندا به سرنشینی سه نفر به آنان نزدیک شده پس از گرفتن گوشی های تلفن آنان قصد تعرض به همسر مرحوم را داشته اند که گویا بر اثر مقاومت وی او را از ناحیه پا با ضربه چاقو مجروح کرده اند که به بیمارستان منتقل و بر اثر خونریزی فوت شده است. با راهنمایی همسر مقتول ماموران کلانتری.. . به محل عزیمت کرده اند یک عدد توری و مقداری گوشت ماهی کبابی و دو بطری خالی آبجو که در فاصله چند متری محل کباب ماهی بوده اند کشف شده است. با تلاش ماموران مرتکبان شناسایی و هر سه نفر به شرح مشخصات مذکور دستگیر شده اند. م.ک. ضمن قبول ایراد جرح به پای مرحوم الف.الف. اظهار نموده هنگام غروب در کلوپ در حال بازی کردن بوده ح.م. با موتور آمده و پیشنهاد کرده «برویم دوری بزنیم داخل رفتیم زن و شوهر را دیدیم م. رفت از مرد پرسید این (زن) چکاره شماست؟ گفت خانم من است سیوال کردیم مدرک دارید گفتند داخل شهر مدرک داریم م. گفت اگر راست می گویید شماره پدر و مادر را بگیرید ببینیم راست می گویید داخل گوشی شماره آن ها را ارایه داد. دیدیم زن و شوهر هستند مقتول گفت مردتر از این حرف ها هستی من گفتم این ها زن و شوهر هستند م. گفت شما هم بنشینید داخل ماشین ( اتومبیل) چهار صد و پنج پر از آدم رسید آمد بیرون و داد و فریاد بزند آمدم ایشان را بترسانم کارد رفت داخل پای نامبرده بعدش او را به بیمارستان رساندیم من با موتور پشت سرشان داخل خیابان.. . رفتم. س.م. نیز همراهی با بقیه متهمان تا سد و مست بودن ک. را تایید کرده اظهار نموده به قصد تفریح و کباب خوردن مرغی خریده به آنجا رفته اند کبریتشان داخل آب افتاده زن و شوهری را دیده اند که در آن حوالی نشسته اند ک. به قصد گرفتن کبریت نزد آن ها رفت بعد معلوم شد با آن ها درگیر شده و با کارد به پای مرد زده بود خانمش جلو آمده و التماس کرده م. گفته او را به بیمارستان برسانیم و او را به شهر رسانده اند (متهم دچار کوری است و صرفا در شب نور را می بیند). والدین مقتول تقاضای قصاص کرده اند. همسر متهم نیز مطالبی به صورت سربسته و کلی در مورد تعرض متهمان به وی بیان کرده و به لحاظ حفظ آبروی خانوادگی از ذکر جزییات خودداری کرده است. متهمان در وهله ای به تجاوز به عنف به همسر مقتول اعتراف کرده اند که پرونده از حیث تجاوز به عنف و قتل به دادگاه کیفری استان ارسال شده و از حیث عنوان محاربه و قطع طریق به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال شده است. دادگاه ابتدا با حضور متهمان تشکیل شده متهم ردیف اول ضمن انکار اتهام اظهار داشته حامل چاقو بوده و آن را از داخل خانه ای که مشروب می خورده برداشته است. م. نیز اتهام انتسابی را انکار و اظهار نموده رعب و وحشتی ایجاد نکرده تنها کاری که کرده اند الف.الف. را به بیمارستان رسانده اند.. . و اولین کسی که به طرف زن و شوهر رفته ک. بوده که با چاقو به پای او زده است م. نیز انکار کرده است و اظهار نموده دور از صحنه بوده موقعی رسیده این اتفاق افتاده است آقای الف.ر. به دفاع از و.م. پرداخته و پرونده را فاقد دلیل و بینه دانسته و موکل خود را فاقد هرگونه نقشی در ماجرا ذکر کرده و او را فردی متاهل و متدین فاقد سابقه معرفی کرده که در دادگاه کیفری استان از اتهام قتل و زنا تبریه شده است. غ.س. نیز طی لایحه ای با توجه به صدور حکم قصاص علیه ک. به علت فقد دلیل تقاضای برایت موکل خود را کرده است. دادگاه دستور احضار والدین مقتول و همسر وی را داده تا اگر شاهدی یا بینه ای دارند به دادگاه معرفی کنند؟! والدین وی اظهار نموده با توجه به اینکه در زمان قتل فرزندشان کسی آنجا حضور نداشته نتوانسته اند کسی را پیدا کنند که شهادت بدهد. همسر مقتول نیز با توجه به نحوه رفتار متهمان آنان را افرادی حرفه ای معرفی کرده است وکیل متهم م. اظهار نموده متهمان هر سه نفر یک چاقو داشته اند که برای بریدن گوشت مرغ با خود برده اند و محل سد هم تنها تفریحگاه شهر است که جوی آب و رودخانه هلیل دارد و طبیعی است متهمان آنجا را برای تفریح انتخاب می کنند و منزل م. نزدیک جاده قرار دارد و متهمان بدون سوءنیت قبلی آنجا را انتخاب کرده اند و با توجه به اینکه متهمان مصدوم را به بیمارستان رسانده اند عنوان محارب بر آن ها صادق نیست و خواستار برایت آن ها شده است. در جلسه مورخ 21/9/90 نیز متهمان منکر اتهام محاربه و قطع طریق و ارعاب شده اند و دادگاه در خاتمه رسیدگی با توجه به گزارش مامورین انتظامی و کیفیت و نحوه ارتکاب جرم توسط متهمین و اظهارات و اقاریر آنان در مورد تعرض به مرحوم الف.الف. و خانم س.ع. از جمله تعرض به خانم ع.پ. و ورود به عنف به منزل وی و گزارش اداره اطلاعات شهرستان بزهکاری آنان را احراز کرده به استناد مواد 183 و 185 قانون مجازات اسلامی و با وحدت ملاک مواد 42 و 46 قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد 190 و 191 قانون مذکور و ذکر روایتی از حضرت امام رضا علیه اسلام در مورد نحوه تعامل با فرد تبعید شده و فتوای مقام معظم رهبری هـر یک از متـهمان را به دوازده سال حبس در تبـعید در زندان محـکوم کرده است. دادنـامه در تـاریخ 30/9/90 به متهمان ابلاغ شده م. و م. اعتراض کرده اند. ک. اظهار نموده وکیل وی به موقع مراجعه و اعتراض خواهد کرد در تاریخ 11/10/90 دادنامه به آقای غ.س. وکیل وی ابلاغ شده است. آقای الف.ر. به وکالت از و.م. طی لایحه ای که در تاریخ 8/11/90 ثبت دفتر دادگاه شده و آقای ق.ن. طی لایحه ای که در تاریخ 31/10/90 به ثبت رسیده با ذکر مطالبی که مبین عدم صدق محاربه و قطع طریق بر رفتار متهمان است به دادنامه صادر شده اعتراض کرده اند. دادنامه در تاریخ 30/10/90 به آقای ق.ن. ابلاغ شده است. پرونده به دفتر دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
عمل متهمان به جهات ذیل فاقد وصف محاربه و سلب امنیت جاده است. اولا: در کنار سد و تفریحگاه مقتول و همسرش مورد تعرض متهمان قرار گرفته اند و جاده ای وجود نداشته که با قطع آن عنوان قاطع الطریق بر آنان صدق کند ثانیا: صرف نظر از اینکه دادگاه کیفری استان متهمان را از اتهام زنای به عنف تبریه کرده است هدف متهمان تعرض به همسر مقتول و احیانا ربودن وی بوده که با مجروح شدن مرحوم الف.الف. از ادامه عمل اجرای نیت سوء خود (ظاهرا) منصرف شده و مصدوم را به بیمارستان اعزام کرده اند. ثالثا: قراین و اماراتی که دادگاه مبنای (علم خود برای احراز بزهکاری متهمان) قرارداده مربوط به اتهامات دیگر آنان است که در دادگاه کیفری استان مورد رسیدگی قرار گرفته است و دلالتی چه مستقیم و چه غیر مستقیم بر انتساب قطع طریق و سلب امنیت مردم و راه ها ندارد و چنانچه منظور دادگاه بردن موبایل های مقتول و همسرش بوده عنوان سرقت خواهد داشت که رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه عمومی جزایی است. لذا دادنامه تجدیدنظرخواسته را به علت فقدان وصف محاربه و قطع طریق و سلب امنیت مردم یا جاده نقض و رسیدگی به دادگاه کیفری استان محول می شود. که با توجه به سابقه کیفری به اتهامات دیگر متهمان اتخاذ تصمیم می فرمایند.
رییس شعبه 32 دیوان عالی کشور - مستشار
فرج اللهی - لطیفی رستمی

قاضی:
رضا فرج اللهی , سیدعلی اصغر لطیفی رستمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 183 ـ شهادت باید از روی قطع و یقین به نحوی که مستند به امور حسی و از طریق متعارف باشد اداء شود.

مشاهده ماده 183 قانون مجازات اسلامی

ماده 185 ـ در صورت وجود تعارض بین دو شهادت شرعی هیچ یک معتبر نیست.

مشاهده ماده 185 قانون مجازات اسلامی

ماده 42 ـ تعویق مراقبتی همراه با تدابیر زیر است: الف ـ حضور به موقع در زمان و مکان تعیین شده توسط مقام قضایی یا مددکار اجتماعی ناظر ب ـ ارائه اطلاعات و اسناد و مدارک تسهیل کننده نظارت بر اجرای تعهدات محکوم برای مددکار اجتماعی پ ـ اعلام هرگونه تغییر شغل اقامتگاه یا جابه جایی در مدت کمتر از پانزده روز و ارائه گزارشی از آن به مددکار اجتماعی ت ـ کسب اجازه از مقام قضایی به منظور مسافرت به خارج از کشور تبصره ـ تدابیر یاد شده می تواند از سوی دادگاه همراه با برخی تدابیر معاضدتی از قبیل معرفی مرتکب به نهادهای حمایتی باشد.

مشاهده ماده 42 قانون مجازات اسلامی

ماده 46 ـ در جرایم تعزیری درجه سه تا هشت دادگاه می تواند در صورت وجود شرایط مقرر برای تعویق صدور حکم اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از یک تا پنج سال معلق نماید. دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری نیز پس از اجرای یکسوم مجازات می تواند از دادگاه صادرکننده حکم قطعی تقاضای تعلیق نماید. همچنین محکوم می تواند پس از تحمل یکسوم مجازات در صورت دارا بودن شرایط قانونی از طریق دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید.

مشاهده ماده 46 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM