رای قضایی شماره 9309970910100732

رای قضایی شماره 9309970910100732

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970910100732


شماره دادنامه قطعی:
9309970910100732

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/29

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
صدور حکم بر مبنای علم قاضی

پیام رای:
قاضی باید براساس علم مبتنی بر مستندات بین رای صادر نماید و رای مبتنی بر علم استنباطی فاقد وجاهت قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1390/12/20 خانم ف. به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان.. . مراجعه و از آقایان الف. و الف.ر. به اتهام مشارکت در ربودن وی و تجاوز به عنف و نیز از خانم پ. به اتهام مشارکت در ربودن وی شکایت کرده است. دادستان از شاکیه تحقیق وی در شرح شکایتش اظهار داشته: زن برادرم با هویت پ. مشهور به الف. روز یکشنبه ساعت 7 صبح با یک دستگاه پیکان سفید که در آن دو نفر مرد به نام های الف.ق. و الف.ر. که آن ها را پسرخاله و پسرعموی خود معرفی کرد به منزل ما مراجعه نمود و گفت بیا برویم خرید. الف. راننده بود و الف.ر. در صندلی جلو نشسته بود تا میدان که رفتیم برادرم پیاده شد و به من گفت داخل ماشین باش با این ها یک دوری بزنید من خریدم را انجام می دهم بیایید باهم برویم. بعد از پیاده شدن او الف. آمد صندلی عقب نشست ماشین بلافاصله حرکت کرد. آن دو مرد مرا به سمت روستای ک. بردند. من سروصدا و گریه کردم. الف. دهان مرا گرفت تا سروصدا نکنم و در آنجا اول الف.ر. و بعد هم الف. به من تجاوز کردند و با گوشی همراه فیلم برداری و تهدیدم کردند که در صورت شکایت فیلم ها را منتشر خواهیم کرد. در همان تاریخ دادستان شاکیه را به پزشک قانونی.. . معرفی که جهت معاینه به پزشکی قانونی مرکز استان اعزام شده در نظریه پزشکی قانونی واحد.. . آمده است:((مدخوله است که از زمان حدوث آن بیش از سه هفته و کمتر از یک ماه می گذرد. با توجه به عدم وجود آثار ظاهری ضرب وجرح اظهارنظر در خصوص این که دخول با رضایت بوده یا خیر مقدور نیست در معاینه مقعد آثاری دال بر دخول مشهود نیست)). دادستان مستندا به تبصره ذیل ماده 4 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب پرونده را با قرار عدم صلاحیت به شعبه 41 دادگاه کیفری استان.. . مستقر در شهرستان.. . ارسال می دارد. در تاریخ 1390/12/27 شاکیه در دادگاه اظهار داشته: زن برادرم پ. گفت بیا به بازار برویم بعد سوار یک پیکان سفید شدیم. خودش پیاده شد گفت تو بنشین من خرید دارم دو نفر به نام های الف. و الف.ر. بودند گفتم می ترسم گفت نترس کار ندارند بعد مرا هل داد سوار شدم. الف. عقب نشست ماشین راه افتاد به روستای ک. بردند الف. با من زنا کرد و ازاله بکارت نمود. بعد الف.ر... . الف.ر. داخل نکرد. الف. از صحنه تجاوز فیلم برداری کرد و مرا آوردند داخل شهر رها کردند. خانم پ. آدرس محل اقامت الف. و الف.ر. را در اختیار دارد. دادگاه کیفری استان با اعطای نیابت قضایی به دادگستری شهرستان.. . شناسایی متهمین با راهنمایی شاکیه و تحقیق از آنان را از دادگاه عمومی شهرستان.. . تقاضا نموده است. دادگاه اقدامات و تحقیقات موردتقاضا را انجام داده پرونده را به دادگاه نیابت دهنده اعاده می کند. دادگاه مجری نیابت در تاریخ 1391/01/15 از خانم پ. تحقیق نموده و وی در دفاع از اتهام انتسابی اظهار داشته است: الف.ر. حدود یک ماه قبل به من زنگ زد گفت می خواهم ازدواج کنم یک دختر خوب برایم پیدا کن. در آن لحظه شاکیه که خواهرشوهر من است در کنارم حضور داشت موقعی که وی(شاکیه) متوجه شد که الف. چه می گوید به من گفت شماره الف. را بده می خواهم با او دوست شوم. شماره الف. را از گوشی من استخراج کرد. همان موقع رفت در اتاق دیگری به الف. زنگ زد با او صحبت کرد دوباره الف. به من زنگ زد گفت از صدای این دختر خوشم آمد مایلم با او ازدواج کنم می خواهم او را در خانه یکی از دوستانم ببینم با ف.(شاکیه) هماهنگی کردم. روز بعد بدون اطلاع پدر و مادر و بستگان ف. رفتیم خانه الف.ق. در شهر.. . الف. و ف. باهم در مورد ازدواج صحبت کردند و به تفاهم رسیدند و ما برگشتیم به خانه پدرشوهرم به ف. گفتم اجازه بده با مادرت در خصوص موضوع صحبت کنم. ف. گفت نه اجازه بده فکرهایم را بکنم اگر تصمیمم قطعی شد با پدر و مادرم صحبت می کنم و من رفتم خانه خودمان روز بعد ف. بدون اطلاع من رفته بود جای الف.. در تاریخ 1391/06/18 از آقای الف.ق. تحقیق در دفاع از اتهامات انتسابی اظهار داشته: شاکیه و خانم پ. را نمی شناسم اظهارات او را قبول ندارم. آقای الف.ر. را از ماه های مهر و آبان سال قبل می شناسم چون چراگاه گوسفندان آن ها در فصل زمستان.. . است و در سال گذشته گوسفندان خود را آوردند و رفتند. جلسه دادرسی در شعبه 41 دادگاه کیفری استان در تاریخ 1391/09/16 با حضور شاکیه و الف.ق. تشکیل خانم ف. اظهار داشته: زن برادرم گفت برویم خیابان سر کوچه آنجا زن برادرم زنگ زد که ر. و ق. با یک پیکان آمدند الف. راننده بود در فلکه ساعت نگه داشت. زن برادرم مرا هل داد و نگذاشت پیاده شوم بعد الف. آمد عقب ماشین دهن مرا گرفت سرم را زیر ماشین برد و مرا به بیابان بردند الف. با من زنا و دخول کرد. بعد الف... . با من رابطه داشت. الف. فیلم برداری کرد. حدود بیست روز فاصله شد تا رفتم پزشکی قانونی اظهارات همسر برادرم(پ.) را قبول ندارم. شاکیه در پاسخ به این سوال که در تحقیقات قبلی گفته ای که بعد از پیاده شدن زن برادرت از ماشین الف. آمد در صندلی عقب ماشین نشست و ماشین حرکت کرد حالا می گویی زن برادرم وقتی از ماشین پیاده شد مرا هل داد که پیاده نشوم در مورد این تفاوت در اظهاراتت چه توضیحی داری؟ اظهار داشته: مدت زیادی گذشته است. آقای الف.ق. اظهار داشته: حرف های شاکیه را قبول ندارم. من اولین بار است این خانم را می بینم زن برادر ایشان را هم نمی شناسم. اظهارات وی و زن برادرش را قبول ندارم. من اصلا ماشین ندارم موتور دارم با زن برادر شاکیه فامیل نیستم علت شکایت را نمی دانم. در تاریخ 1391/10/28 جلسه دادرسی با حضور شاکیه و متهمان الف.ق. و خانم پ. تشکیل شاکیه اظهار داشته: یک روز زن داداشم(پ.) آمد شهر منزل ما از مادرم اجازه مرا گرفت که باهم برویم بازار یک ماشین پیکان سفید آمد الف.ق. و الف.ر. در آن بودند زن داداشم گفت آشنا هستند یکی پسرخاله مادرم و یکی پسرعموی بابایم است مرا بردند بیابان. ک. آنجا اول الف. به زور از جلو به من تجاوز کرد و الف. فیلم برداری کرد و الف. هم با من از عقب تجاوز کرد. خانم پ. اظهار داشته: اظهارات شاکیه دروغ است و واقعیت این است که الف.ر. که پسرعموی عروس عمویم هست و از قبل وی را می شناسم چون در روستای ما گوسفند می آورند. گفت می خواهم ازدواج کنم نمی دانستم مجرد است یا خیر. بعد به خواهر همسرم(شاکیه) صحبت کردم که آیا می خواهی ازدواج کنی؟ ف.(شاکیه) گفت: اول باید آشنا شوم مرا با وی آشنا کن یک روز می خواستم بروم مرکز بهداشت ف. نیز با من آمد و حتی مادرش گفت نرو ولی ف. با اصرار همراه من شد. ف. گفت زنگ بزن تا الف. بیاید با او آشنا شوم لذا من زنگ زدم الف. با موتور آمد جلو مرکز بهداشت.. . ایشان را یک لحظه دید و رفت و ازآنجا من رفتم بیمارستان جهت تست ورزش برای قلب و ف. رفت خانه اش دیگر اطلاعی ندارم. به حکایت صورت جلسه دادگاه(صفحه 117) ف. بعد از شنیدن اظهارات پ. درحالی که گریه گرفته بود گفته: اظهارات پ. کذب است نام­برده مرا اغفال کرد به دست الف. و الف.ر. سپرد تقاضای رسیدگی دارم. الف.ق. اظهار داشته: من خانم ها ف. و پ. را نمی شناسم ولی الف. را می شناسم. در پایان جلسه دادرسی نظر به این که شاکیه از سه نفر متهم تحت عنوان مشارکت در آدم ربایی نیز شکایت کرده است و در این خصوص در دادسرای محل وقوع جرم تحقیقات لازم و اظهارنظر قضایی و کیفرخواست صادر نگردیده. هییت شعبه دادگاه کیفری استان عین پرونده را پس از تهیه بدل به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان.. . ارسال تا پس از انجام اقدامات یادشده اعاده نمایند. پس از وصول پرونده به دادسرای.. . دادیار از شاکیه تحقیق که اظهارات مورخه 1391/09/16 خود را تکرار کرده است. خانم پ. در پلیس آگاهی.. . و در دادیاری آن شهرستان اظهارات مورخه 1391/10/28 خود را بازگو کرده از وی دفاع و آخرین دفاع اخذ شده است. الف.ق. در دادیاری.. . انکار اتهامات انتسابی را تکرار نموده دفاع و آخرین دفاع از او نیز اخذ شده است. چون الف.ر. شناسایی و دستگیر نشده از وی تحقیق به عمل نیامده است. سرانجام دادیار توجها به اظهارات شاکیه و دفاعیات بلاوجه متهمین اتهام آقایان الف.ق. و الف.ر. و خانم پ. دایر به مشارکت در آدم ربایی را محرز تشخیص قرار مجرمیت آنان را صادر نموده است. پس از موافقت دادستان شهرستان.. . با قرار یاد شده کیفرخواست صادر پرونده به شعبه 41 دادگاه کیفری استان.. . مستقر در.. . اعاده می گردد. با توجه به عدم حصول دسترسی به احد از متهمین به نام الف.ر. و این که رسیدگی غیابی به اتهام انتسابی به وی در کیفرخواست(مشارکت در آدم ربایی) قانونا ممکن است هییت شعبه دادگاه کیفری استان در تاریخ 1392/02/11 پرونده را در قسمت اتهام دیگر آقای الف.ر. دایر به تجاوز به عنف مفتوح اعلام با تهیه بدل در این بخش پرونده را جهت رسیدگی به سایر موارد مقید به وقت رسیدگی به تاریخ 1393/04/26 نموده شاکیه و طرفین دعوت شده اند. در وقت مقرر دادگاه با حضور تمام اعضاء و متهمان الف.ق. و پ. و نماینده دادستان و بدون حضور شاکیه و متهم الف.ر. تشکیل گردیده از آقای الف.ق. دفاع و آخرین دفاع اخذ که اتهامات انتسابی را انکار نموده است. از خانم پ. دفاع و آخرین دفاع اخذ شده که ضمن تکذیب اتهام انتسابی افزوده است. شاکیه با حضور در دفترخانه اسناد رسمی شماره هفت.. . رضایت خود را از من اعلام داشته است. در همان تاریخ 1393/04/26 رییس دادگاه و سه نفر از مستشاران مبادرت به انشاء رای نموده لیکن تمامی قضات دادگاه(رییس و چهار نفر مستشار) دادنامه را امضاء کرده اند. به موجب دادنامه صادره به شماره 9309975190000026-1393/04/30 توجها به شکایت شاکیه و گزارش ضابطین و گواهی پزشکی قانونی و مطابقت زمانی ازاله بکارت از شاکیه با زمان وقوع آن که در شکواییه قید شده و تناقضات موجود در اظهارات خانم پ. و متواری بودن الف.ر. و اقرار ضمنی الف.ق. به آشنایی با الف.ر. و دفاعیات بلاوجه وی و سایر اوضاع واحوال مندرج در پرونده بزه­کاری آقایان الف.ق. و الف.ر. و خانم پ. دایر به مشارکت در ربودن شاکیه و هم چنین بزه­کاری آقای الف.ق. در حد ارتکاب عمل منافی عفت دون زنا محرز تشخیص و هر یک از متهمان ردیف های اول و دوم(الف.ق. و الف.ر.) از جهت مشارکت در آدم ربایی مستندا به ماده 621 قانون مجازات اسلامی 1375 به تحمل پانزده سال حبس تعزیری و متهمه ردیف سوم به لحاظ رضایت شاکیه از وی مستندا به ماده قانونی یادشده و مواد 37 و 38 قانون مجازات اسلامی 1390(ظاهرا مقصود قانونی مجازات اسلامی 1392 است) به تحمل دو سال حبس تعزیری و نیز متهم ردیف اول(الف.ق.) از جهت ارتکاب عمل منافی عفت مستندا به ماده 637 قانون مجازات اسلامی 1375 به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری در ملاعام محکوم می شوند. در خصوص اتهام دیگر الف.ق. دایر به ارتکاب زنای به عنف با توجه به انکار متهم و عدم کفایت دلیل اثباتی حکم برایت صادر می شود. در خصوص اتهام الف.ر. دایر به ارتکاب زنای به عنف پرونده مفتوح اعلام شده است. دادنامه نسبت به متهمین ردیف های دوم و سوم حضوری و نسبت به متهم ردیف دوم(الف.ر.) غیابی صادر گردیده دادنامه به طرفین ابلاغ ع. به وکالت از آقای الف.ر. با تقدیم لایحه خطاب به شعبه 41 دادگاه کیفری استان ضمن ارایه یک برگ رضایت نامه اخذشده از شاکیه که در دفترخانه شماره هفت اسناد رسمی.. . به ثبت رسیده نسبت به دادنامه در قسمت محکومیت غیابی موکلش اعتراض نموده است. خانم پ. در مهلت قانونی با تقدیم لایحه بدون امضاء و اثرانگشت نسبت به دادنامه در قسمت محکومیتش تجدیدنظرخواهی نموده است. غ. و ح. به وکالت از آقای الف.ق. در مهلت قانونی نسبت به دادنامه در قسمت محکومیت موکلشان تجدیدنظرخواهی نموده اند. لوایح تجدیدنظرخواهان هنگام شور قرایت خواهد شد. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
قطع نظر از این که اولا لایحه تجدیدنظرخواهی خانم پ. فاقد امضاء و اثرانگشت وی است؛ ثانیا به واخواهی وکیل آقای الف.ر. رسیدگی نشده؛ ثالثا مستفاد از دادنامه به قرینه عبارات در آن این است که مستند محکومیت آقایان الف.ق. و الف.ر. و خانم پ. علم قضایی است درحالی که مستندات رای دادگاه بین نبوده و رای مبتنی بر علم استنباطی است که بر اساس تبصره ذیل ماده 211 قانون مجازات اسلامی نمی تواند ملاک قرار گیرد. چون تمام اعضاء هییت دادگاه در اظهارنظر قضایی و انشاء رای شرکت نداشته اند (رییس و سه نفر از مستشاران انشاء رای نموده اند) گرچه تمام اعضاء در آخرین جلسه دادرسی حضور داشته و ذیل دادنامه را امضاء نموده اند و رسیدگی به اتهام زنای به عنف انتسابی به آقای الف.ق. بدون حضور و دخالت وکیل وی قانونا موجه نبوده است. تجدیدنظرخواهی آقایان ح. و غ. به وکالت از آقای الف.ق. نسبت به دادنامه شماره 930997519000026-1393/04/30 صادره از شعبه 41 دادگاه کیفری استان.. . مستقر در شهرستان.. . از جهات یادشده وارد تشخیص می گردد. توجها به این که رسیدگی مجدد به اتهام آقای الف.ق. و واخواهی متهم دیگر(آقای الف.ر.) در سرنوشت متهمه خانم پ. موثر خواهد بود رای تجدیدنظرخواسته از جهت عدم انطباق دادرسی با موازین قانونی(نقض در رسیدگی) مستندا به تبصره یک ماده 186 و شق 2 از بند ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری در قسمت محکومیت آقای الف.ق. و خانم پ. نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای منقوض محول می گردد.
شعبه 28 دیوان عالی کشور - رییس و مستشار
سید علی اصغر حسینی - حمزه شریعتی

قاضی:
سید علی اصغرحسینی , شریعتی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 621 ـ کندن دندان لق یا ترک خورده که منفعت آن باقی است موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت موجب ارش است.

مشاهده ماده 621 قانون مجازات اسلامی

ماده 37 ـ در صورت وجود یک یا چند جهت از جهات تخفیف دادگاه می تواند مجازات تعزیری را به نحوی که به حال متهم مناسب تر باشد به شرح ذیل تقلیل دهد یا تبدیل کند: الف ـ تقلیل حبس به میزان یک تا سه درجه ب ـ تبدیل مصادره اموال به جزای نقدی درجه یک تا چهار پ ـ تبدیل انفصال دائم به انفصال موقت به میزان پنج تا پانزده سال ت ـ تقلیل سایر مجازات های تعزیری به میزان یک یا دو درجه از همان نوع یا انواع دیگر

مشاهده ماده 37 قانون مجازات اسلامی

ماده 38 ـ جهات تخفیف عبارتند از: الف ـ گذشت شاکی یا مدعی خصوصی ب ـ همکاری موثر متهم در شناسایی شرکاء یا معاونان تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از جرم یا به کار رفته برای ارتکاب آن پ ـ اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم ت ـ اعلام متهم قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی در حین تحقیق و رسیدگی ث ـ ندامت حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت یا بیماری ج ـ کوشش متهم به منظور تخفیف آثار جرم یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن چ ـ خفیف بودن زیان وارده به بزه دیده یا نتایج زیانبار جرم ح ـ مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع جرم تبصره 1 ـ دادگاه مکلف است جهات تخفیف مجازات را در حکم خود قید کند. تبصره 2 ـ هرگاه نظیر جهات مندرج در این ماده در مواد خاصی پیش بینی شده باشد دادگاه نمی تواند به موجب همان جهات مجازات را دوباره تخفیف دهد.

مشاهده ماده 38 قانون مجازات اسلامی

ماده 637 ـ قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که به هر علت دارای انگشت نمیباشد موجب ارش است. تبصره ـ در قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که کمتر از پنج انگشت دارد علاوه بر دیه آن انگشتان نسبتی از ارش کف دست نیز ثابت است بدین ترتیب که اگر مچ دست دارای یک انگشت باشد علاوه بر دیه یک انگشت چهار پنجم ارش کف دست و اگر دارای دو انگشت باشد علاوه بر دیه دو انگشت سه پنجم ارش کف دست و اگر دارای سه انگشت باشد علاوه بر دیه سه انگشت دو پنجم ارش کف دست و اگر دارای چهار انگشت باشد علاوه بر دیه چهار انگشت یک پنجم ارش کف دست نیز پرداخت می شود.

مشاهده ماده 637 قانون مجازات اسلامی

ماده 211 ـ علم قاضی عبارت از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح می شود. در مواردی که مستند حکم علم قاضی است وی موظف است قرائن و امارات بین مستند علم خود را به طور صریح در حکم قید کند. تبصره ـ مواردی از قبیل نظریه کارشناس معاینه محل تحقیقات محلی اظهارات مطلع گزارش ضابطان و سایر قرائن و امارات که نوعا علم آور باشند می تواند مستند علم قاضی قرار گیرد. در هر حال مجرد علم استنباطی که نوعا موجب یقین قاضی نمی شود نمی تواند ملاک صدور حکم باشد.

مشاهده ماده 211 قانون مجازات اسلامی

ماده 4 – هر حوزه قضائی که دارای بیش از یک شعبه دادگاه عمومی باشد آن شعب به حقوقی و جزائی تقسیم می شوند. دادگاههای حقوقی صرفا به امور حقوقی و دادگاههای جزائی فقط به امور کیفری رسیدگی خواهند نمود. تخصیص شعبی از دادگاههای حقوقی و کیفری برای رسیدگی به دعاوی حقوقی یا جزائی خاص مانند امور خانوادگی و جرائم اطفال با رعایت مصالح و مقتضیات از وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه است. درصورت ضرورت ممکن است به شعبه جزائی پرونده حقوقی و یا به شعبه حقوقی پرونده جزائی ارجاع شود. تبصره – رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا قصاص عضو یا رجم یا صلب یا اعدام یا حبس ابد است و همچنین رسیدگی به جرائم مطبوعاتی و سیاسی به نحوی که در مواد بعدی ذکر می شود در دادگاه کیفری استان به عمل خواهد آمد. رسیدگی به کلیه اتهامات اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام شورای نگهبان نمایندگان مجلس شورای اسلامی وزراء و معاونین آنها معاونان و مشاوران روسای سه قوه سفرا دادستان و رئیس دیوان محاسبات دارندگان پایه قضائی استانداران فرمانداران و جرائم عمومی افسران نظامی و انتظامی از درجه سرتیپ و بالاتر و مدیران کل اطلاعات استانها در صلاحیت دادگاه کیفری استان تهران می باشد به استثناء مواردی که در صلاحیت سایر مراجع قضائی است.

مشاهده ماده 4 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM