اولا به موجب تبصره 6 قانون الحاق دو تبصره به ماده واحده قانون ابطال اسناد فروش رقبات آب و
اراضی موقوفه مصوب 1380 آن دسته از اراضی و املاک و جنگل ها و مراتع و اراضی منابع ملی که مشمول ماده یک قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع مصوب 1346 با اصلاحات بعدی آن و قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی مصوب 1371 قرار گیرد مشمول ماده واحده صدر الذکر نبوده و
موقوفه تلقی نمی شود؛ مگر در مورد حریم موقوفات و همچنین اراضی که پیش از تاریخ 16/12/1365 احیاء شده باشد. برابر این تبصره آن چه به عنوان منابع ملی اعلام شده به قوت خود باقی است؛ اما در خصوص موقوفات و اراضی ای که پیش از این تاریخ احیاء شده باشد هم چنان
موقوفه باقی خواهد ماند و از زمره منابع ملی خارج است؛ اما حریم موقوفات صرف نظر از این تاریخ هیچ گاه نمی تواند به عنوان منابع ملی اعلام شود. در این خصوص اصل چهل و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز قابل استناد است. در این اصل مراتعی که حریم باشد از انفال و در واقع منابع ملی استثناء شده است که شامل موقوفات نیز می شود. بنابراین اراضی ملی که بدون احیاء به
وقفیت درآمده است
موقوفه به شمار نمی آید؛ اما اراضی که پیش از تاریخ 16/12/1365 احیاء و وقف شده و همچنین اراضی ملی که در حریم موقوفات قرار گرفته است
موقوفه به شمار می رود و جزء منابع ملی نیست. ثانیا هرچند قانون الحاق دو تبصره به ماده واحده قانون ابطال اسناد و فروش رقبات آب و
اراضی موقوفه مصوب 1380 ناظر بر قانون ابطال اسناد و فروش رقبات آب و
اراضی موقوفه مصوب 1363 است و با لحاظ قانون تفسیر قانون ابطال اسناد و فروش رقبات آب و
اراضی موقوفه مصوب 1371 که در سال 1391 به تصویب رسیده است قانون سال 1363 ناظر بر موقوفات خاص است؛ اما با لحاظ ا
طلاق و عموم تبصره 6 الحاقی یاد شده باید حکم آن را شامل هر دو قسم موقوفات اعم از عام و خاص دانست و تاریخ احیاء پیش از 16/12/1365 را نسبت به موقوفات مذکور حاکم دانست. ثالثا در خصوص تاریخ احیاء موقوفات عام و خاص به شرح فوق الذکر تفاوتی در ثبتی یا عادی بودن
موقوفه نیست و در موقوفات با سند عادی نیز در صورت احراز
وقفیت توسط مرجع قضایی رسیدگی کننده حاکمیت دارد.