اولا: درمواردی که دادگاه نکول شخصی را که باید سوگند یاد کند احراز و قسم را به طرف دیگر رد می نماید نیز وفق ماده 1331
قانون مدنی قسم قاطع دعواست. ثانیا: در رسیدگی غیابی محکوم علیه غایب از تمامی حقوق دفاعی از جمله تعرض به قسم برخوردار است لذا درفرض استعلام چنانچه برابر ماده 286 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی مصوب 1379 در مورد دعوت خوانده جهت اتیان سوگند اقدام شده باشد ولی ابلاغ اخطاریه ها قانونی بوده با اتخاذ ملاک از قسمت اخیر تبصره یک ماده 306 قانون مرقوم چنانچه دادگاه صحت ادعای واخواه مبنی برعدم اطلاع از اخطاریه را احراز نماید اتیان سوگند خواهان که به لحاظ تشخیص ناکل بودن خوانده در مرحله رسیدگی غیابی انجام و منجر به صدور رای غیابی به نفع وی شده کان لم یکن تلقی و واخواه می تواند ادای سوگند نماید و در اینصورت حکم بر بطلان دعوای خواهان اولیه و بی حقی وی صادر می شود. ثالثا: برابر ماده 1328( اصلاحی 14/8/1370)
قانون مدنی «کسی که قسم متوجه او شده است در صورتی که بطلان دعوای طرف را اثبات نکند یا باید قسم یاد نماید یا قسم را به طرف دیگر رد کند و. .. » بنابراینشخصی که سوگند متوجه اوست میتواند در اجرای صدر ماده 1328
قانون مدنی به جای ادای سوگند برای اثبات اعسار خود به شهادت شهود یا سایر ادله استناد نماید و سکوت قانون آیین داردسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی به معنای نسخ صدر ماده اخیرالذکر نمیباشد؛ به ویژه آنکه علی الاصول سوگند ناظر به زمانی است که امکان اثبات دعوا به وسیله ادله دیگر وجود نداشته باشد.