اولا نظر به این که مطابق ماده 1241
قانون مدنی « قیم نمی تواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معامله کند که در نتیجه آن خود مدیون مولی علیه شود مگر با لحاظ غطبه مولی علیه و تصویب مدعی العموم. .. » بنابراین اگر بدون اجازه مدعی العموم (دادستان) معامله انجام پذیرفته باشد چنین معامله ای نافذ نیست. ثانیا مداخله دادستان در امور مربوط به محجورین که برای آنها قیم تعیین شده است واظهارنظر نسبت به حقوق آنها محدود به زمانی می باشدکه افراد مزبور از حجر خارج نشده باشند. بنابراین درصورت بلوغ و رشد محجور در فرض سوال و اقامه دعوای
بطلان معامله مال غیر منقول متعلق به وی به عذر عدم تحصیل اجازه توسط قیم از دادستان ( عدم تصویب وی) این دعوا باید به طرفیت اشخاص ذی نفع ( خریدار و...) اقامه گردد و دادستان دراین خصوص فاقد سمت قانونی می باشد. بدیهی است که تشخیص صحت ادعای خواهان و احراز حقانیت وی در دعوا یا مردود بودن آن حسب مورد به عهده دادگاه رسیدگی کننده است.