با توجه به صراحت ماده 83
قانون امور حسبی که اشعار داشته: (اموال غیرمنقول محجور فروخته نخواهد شد مگر با رعایت غبطه او و تصویب دادستان) استنباط می گردد که اگر به فرض قیم غبطه صغیر را هم رعایت کرده باشد ولی معامله توسط دادستان تصویب نشود مثل این است که مالی از محجور فروخته نشده است و رویه عملی در محاکم فعلی نیز این است حتی اگر قیم بخواهد مالی را برای محجور بخرد حتما موافقت دادستان لازم و ضروری است. پس به طریق اولیٰ در معامله ای که غبطه صغیر و یا محجور رعایت نشده باشد دادستان (رییس حوزه قضایی) حق دخالت دارد و از باب قاعده فقهی (اذن در شی ء اذن در لوازم آن نیز می باشد) دارا بودن اختیار دخالت در معامله این حق را نیز ایجاب می کند که دادستان حق تقدیم دادخواست حقوقی را نیز داشته باشد چرا که به فرض این حق و اختیار (تکلیف) را برای دادستان قایل باشیم که حق دخالت و اظهارنظر و تصویب معامله را داشته ولی اختیار تقدیم دادخواست ندارد. پس موضوعا اذن دادستان در اظهارنظر در معامله محجور نیز مقتضی خواهد بود. پس در نتیجه لازمه اعطای اختیار به دادستان تقدیم دادخواست و یا هر اقدام دیگری که وفق مقررات ماده 1241
قانون مدنی از طرف قیم صورت پذیرد باید به تصویب دادستان برسد و در نهایت با توجه به مقررات
قانون مدنی و
قانون امور حسبی و اختیاراتی که دادستان داراست لزوم اجرای اختیارات در خصوص تقدیم دادخواست حقوقی را در مواقع ضروری ایجاد خواهد نمود.