زن ممکن است در مدت عده با شوهر خود در یک محل زندگی کند و یا در دو محل جداگانه بنابراین عمل رجوع حتی با لفظ و اشاره نیز تحقق پیدا می کند ولی با توجه به قوانین حاکم و این که ثبت رجوع نیز طبق مقررات الزامی است واصل عدم رجوع است در این جا زن (مدعی) باید دلیل بیاورد که مرد رجوع کرده است و در صورت نبودن دلیل مرد می تواند سوگند یاد کند و اصل نیز عدم رجوع است. راجع به شان شرعی و فقهی قضیه چون زن مدعی است که مرد رجوع کرده هر چند که دلیل ندارد بر اساس اعتقاد خودش مرد رجوع کرده و آثاری به این قضیه بار است از جمله این که زن نمی تواند ازدواج مجدد کند. در کتب فقهی آمده است که هر چند مرد منکر رجوع باشد اشکال در تشخیص مدعی است. به خاطر حفظ جهت شرعی قضیه به زن خود بگوید هر چند تو زن من نیستی تو را
طلاق می دهم تا این مشکل نیز حل شود.