اولا: اصل پذیرش دعوا است. اگر دعوا براساس قانون اقامه شده باشد دادگاه مکلف به پذیرش می¬باشد. در مانحن فیه دعوای
خلع ید و قلع و قمع اعیانی هر کدام دعوا ی مستقل هستند و ملازمه ای بین دعاوی مذکور وجود ندارد. ثانیا: با توجه به مفاد ماده 314
قانون مدنی اعیانی احداثی توسط غاصب در عرصه ملک غاصب محسوب می گردد. بعد از صدور
حکم خلع ید غاصب و مالک اعیانی می¬توانند شخصا نسبت به قلع و قمع آن اقدام نمایند. در غیر این صورت با توجه به قاعده تسلیط در اعمال مالکیت مالک عرصه و مالک اعیان تزاحم به وجود می¬آید. با عنایت به این که مالکیت عرصه اصلی و مالکیت اعیانی تبعی و عرضی است و اولویت با مالک عرصه است
حکم خلع ید نسبت به عرصه اجرا می شود و با توجه به این که اعیانی روی عرصه احداث گردیده است و تسلیط بر اعیانی مستلزم تسلیط بر عرصه خواهد بود مالک اعیانی از هرگونه تصرف و ید در اعیانی و عرصه خلع می¬شود. مالک عرصه متعاقبا می تواند دعوای قلع و قمع اعیانی اقامه نماید.