نشست قضایی شماره 1400-7898

نشست قضایی شماره 1400-7898

مجموعه کامل نشست های قضایی

نشست قضایی شماره 1400-7898


کد نشست:
1400-7898

تاریخ برگزاری:
1398/02/05

برگزار شده توسط:
استان مازندران/ شهر رامسر

موضوع:
نوع انشاء رای در محق نبون خواهان

پرسش:
آیا تفاوتی در نوع انشاء محق نبودن خواهان دعوی وجود دارد؟ به عبارت بهتر آیا در انشاء عباراتی چون حکم به بطلان دعوی یا حکم به بی حقی خواهان و یا عدم ثبوت دعوی خواهان تفاوتی وجود دارد؟

نظر هیئت عالی:
با توجه به ماده 1257 قانون مدنی چنانچه دادگاه پس از ورود در ماهیت امر حقانیت خواهان را احراز نکند بنابر مستنبط از ماده 120 ق.آ.د.م و رویه قضایی در دعاوی به خواسته مطالبه وجه نقد یا سایر اموال از اصطلاح «حکم به بی حقی» و در سایر دعاوی از اصطلاح «حکم به بطلان دعوا» استفاده نموده و حکم مقتضی صادر می نماید و قانونگذار مسامحتا در ماده 12 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی در خصوص اعسار از عبارت «حکم به رد دعوی» استفاده کرده است. در حالی که قرار رد دعوا ناظر بر اتخاذ تصمیم نهایی غیر ماهوی است و به لحاظ شکلی دعوای طرح شده را رد کرده است و در صورتی که در ماهیت امر دعوی را نپذیرد حکم به بی حقی یا بطلان دعوا صادر و اعلام می نماید.

نظر اکثریت:
میان دعاوی مالی و غیرمالی متفاوت است. در دعاوی مالی از حکم به بی حقی خواهان استفاده می شود ولی در دعاوی غیرمالی حکم به بطلان دعوی صادر می گردد.

نظر اقلیت:
وجه تمایز در صدور رای در اظهار نظر شکلی و ماهوی است در اظهارنظر شکلی از واژه قرار استفاده می شود و در ماهوی از واژه حکم استفاده می شود. در مجموع قوانین مرتبط با آیین دادرسی مدنی پسوند «رد» در خصوص قرارها ذکر شده است. ولی در ماهوی چنین پسوندی ذکر نشده است.

نظر ابرازی:
فی الواقع دعوی چیست؟ دعوی اختلاف حقوقی بین افراد است که به دادگاه کشیده می شود. اصولا دعوی آن چیز طرح شده است. دعوا شکل و قالب است برای طرح یک خواسته. صحبت از دعوی فقط در شکل ممکن است. اگر از شکل گذر شود به خواسته پرداخته میشود. وقتی از شکل ایرادی گرفته شود قرار صادر می گردد ولی اگر دعوی کامل بود دیگر راجع به دعوی بحثی به میان نمی آید و وارد ماهیت یعنی خواسته می شود. از این حیث حکم به رد اشتباه است چراکه گفته شد ایراد در دعوی با قرار نگارش می گردد.

مبحث:
آیین دادرسی مدنی

منبع:
سامانه نشست های قضایی


مواد مرتبط با این نشست قضایی

ماده 197 - اصل برائت است بنابراین اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند درغیر این صورت با سوگند خوانده حکم برائت صادر خواهد شد.

مشاهده ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 120 - درصورتی که قرار تامین اجرا گردد و خواهان به موجب رای قطعی محکوم به بطلان دعوا شود و یا حقی برای او به اثبات نرسد خوانده حق دارد ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ حکم قطعی خسارتی را که از قرار تامین به او وارد شده است با تسلیم دلایل به دادگاه صادرکننده قرار مطالبه کند. مطالبه خسارت در این مورد بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی صورت می گیرد. مفاد تقاضا به طرف ابلاغ می شود تا چنانچه دفاعی داشته باشد ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ با دلایل آن را عنوان نماید. دادگاه در وقت فوق العاده به دلایل طرفین رسیدگی و رای مقتضی صادر می نماید. این رای قطعی است. در صورتی که خوانده در مهلت مقرر مطالبه خسارت ننماید وجهی که بابت خسارت احتمالی سپرده شده به درخواست خواهان به او مسترد می شود.

مشاهده ماده 120 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 1257 - هرکس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و مدعی علیه هر گاه در مقام دفاع مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر برعهده او است.

مشاهده ماده 1257 قانون مدنی

ماده 12ـ اگر دعوای اعسار رد شود دادگاه در ضمن حکم به رد دعوی مدعی اعسار را به پرداخت خسارات وارد شده بر خوانده دعوای اعسار مشروط به درخواست وی محکوم می کند.

مشاهده ماده 12 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM