با توجه به محتویات پرونده و مستند دعوی خواهان ها و این که مبنا و منشا صدور سند مالکیت برای خوانده وکالت نامه رسمی بوده و اگرچه در زمان تنظیم
سند رسمی و اخذ استعلام هیچ گونه آثاری از فوت و بطلان وکالت نامه گزارش نشده است لکن چون کاشف به عمل آمده که وکالت نامه رسمی پس از فوت موکل حسب مقررات ماده 678 از
قانون مدنی باطل شده است فلذا خواسته خواهان ها در خصوص ابطال
سند رسمی صحیح بوده و از موارد بطلان سند مالکیت صادره است. لاکن چون علاوه بر خواسته مذکور دعوی خواهان ها مبنی بر
خلع ید نیز می باشد و از طرفی خوانده در جهت اثبات مالکیت خود به مبایعه نامه رسمی استناد کرده است که مورد ادعای
جعل از سوی خواهان ها قرار گرفته است فلذا دادگاه در جهت اصالت مبایعه نامه رسمی مزبور بایستی اقدام به رسیدگی نماید. در صورت مجهول بودن
سند رسمی مذکور حکم به ابطال سند مالکیت خوانده و
خلع ید خوانده از ملک موضوع دعوی صادر نماید در غیر این صورت با توجه به احراز مالکیت خوانده اول نسبت به ملک و عدم رعایت تشریفات شکلی در صدور سند مالکیت خوانده حق اقامه دعوی به طرفیت
وراث مبنی بر الزام به تنظیم
سند رسمی ملک را دارد.