چون شخص الف شرکت را به صورت قانونی تاسیس و سپس به پرداخت وام و تسهیلات نسبت به شکات اقدام نموده است و در عالم واقع نیز شکات مبالغی وام دریافت نمودند و از جهت تضمین تسهیلات اقدام به تنظیم مبایعه نامه همچنین وکالت رسمی به شخص الف نموده اند براساس اصل حاکمیت اراده که از آن اصل آزادی قراردادها که شامل 1- آزادی در انعقاد نوع عقد. 2- آزادی در گزینش طرف. 3- آزادی در انعقاد شرایط عقد. استنتاج می گردد. شخص الف با شکات قراردادی را منعقد و اساس آن صحیح است و چنانچه شرایط مندرج در آن به ضرر شکات بوده است. این دلیل بر آن نمی شود که ما موضوع را داخل در امر کیفری بدانیم. ممکن است شروط اجحاف آمیز باشد و اجحاف آمیز بودن شرط ضمنی دلیل بر بطلان شرط و سپس بطلان عقد نمی شود. شکات در این پرونده شرایطی را قبول کردند و وکالت نامه رسمی به شخص الف داده اند و شخص الف در راستای اختیارات تفویضی در وکالت نامه اقدام به اخذ تسهیلات از بانک نموده و سپس اسناد مالکیت در
رهن بانک قرار داده است. این امر یک خدعه مدنی است نه خدعه جزایی. آنچه که در
کلاهبرداری شرط است علاوه بر توسل به مانور متقلبانه باید اقدامات مادی مرتکب دارای وصف خدعه جزایی باشد که در این مساله اینگونه نیست.