مستفاد از مواد 678 و 679
قانون مدنی وکالت عقد جایز است. به موت جنون و سفه وکیل یا موکل وکالت
منفسخ می شود. وکیل هر وقت بخواهد می تواند موکل را از سمت وکالت عزل کند و به استعفای وکیل نیز وکالت مرتفع می شود. لیکن قابلیت عزل وکیل از امور حقی بوده نه حکمی در نتیجه حق عزل وکیل بطور موردی قابل اسقاط می باشد. ماده 679
قانون مدنی سقوط حق عزل را در دو فروض پیش بینی کرده است اول اینکه وکالت وکیل ضمن عقد لازمی بصورت شرط ضمن عقد محقق شده و دوم عدم عزل و اسقاط حق عزل بصورت شرط ضمن عقد لازم مقرر گردیده باشد. بر مبنای فروض مذکور در قانون فوق پیوستگی عقد وکالت و یا شرط عدم عزل وکیل بصورت شرط ضمن عقد در مقام ثبوت و ایجاد در جوف یک عقد لازم مانند بیع یا نکاح ضروری است. در قالب ماده 679 چنانچه در مقام اثبات احراز شود که عقد لازم در مقام ثبوت محقق نگردیده به عنوان مثال وکیل اقرار نماید عقد لازمی در حقیقت واقع نگردیده است به حکم اصل علی رغم تصریح ظاهری در وکالت به وقوع عقد خارج لازم و تحقق وکالت ضمن آن یا شرط عدم عزل وکیل ضمن عقد لازم موکل حق عزل وکیل را خواهد داشت لیکن برابر نظر اکثریت اساتید حقوق مدنی از جمله دکتر کاتوزیان قلمرو ماده 10
قانون مدنی شروط قراردادی را نیز که مخالف قوانین آمره و اخلاق حسنه و نظم عمومی نباشد نیز در بر می گیرد. لذا سقوط حق عزل وکیل محدود به موارد مذکور در ماده 679
قانون مدنی نبوده و شرط ضمن عقد وکالت بر بلاعزل بودن وکیل نیز خلاف قوانین آمره نبوده و معتبر می باشد. در نتیجه علی فرض عدم تحقق واقعی عقد خارج لازم شرط بلاعزل بودن وکیل برابر ماده 10
قانون مدنی معتبر است.