با عنایت به این که مستاجر اول مالک منافع عین مستاجره بوده و با استفاده از حق مالکیت خود اقدام به انعقاد
عقد اجاره با مستاجر دوم کرده است و با توجه به این که مستاجر اول در عین مستاجره دارای
حق کسب و پیشه و تجارت بوده که از سال 68 براساس قانون سال 1356 این حق برای او ایجاد شده است و نظر به این که رابطه استیجاری مستاجر اول با مالک عین براساس قانون سال 1356 بوده اما رابطه استیجاری نامبرده با مستاجر دوم مشمول قانون سال 1376 است و با انعقاد
عقد اجاره دوم مستاجر اول همچنان مالک
حق کسب و پیشه و تجارت است دعوای تخلیه مستاجر اول به طرفیت مستاجر دوم قابل استماع و رسیدگی می باشدو وجود یا عدم وجود حق انتقال به غیر مستاجر اول نیز تاثیری در اصل قضیه ندارد. زیرا احراز مالکیت موجر از ارکان دعوای تخلیه محسوب نمی شود و قانونگذار نیز به این جهت عامدا و عالما عنوان قانون مالک و مستاجر سال 1339 را در سال 1356 به قانون موجر و مستاجر تغییر داد و در قانون سال 1376 نیز مقنن به صراحت مقرر کرده که با انقضای
مدت اجاره به تقاضای موجر (نه مالک)
دستور تخلیه صادر می شود. در نهایت در صورتی که مستاجر اول حق انتقال به غیر نداشته باشد موجر اصلی یا مالک نیز می تواند دعوای تخلیه علیه نامبرده و مستاجر دوم که قایم مقام او است اقامه کند؛ زیرا رابطه استیجاری مالک با مستاجر اول همچنان به قوت خود باقی است.