رای قضایی شماره 9309970223201486

رای قضایی شماره 9309970223201486

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970223201486


شماره دادنامه قطعی:
9309970223201486

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/26

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تکلیف دادگاه پس از قبول واخواهی

پیام رای:
در صورتی که دادگاه پس از رسیدگی واخواهی را پذیرفته و حکم بر بی حقی خواهان صادر کند مکلف است صراحتا دادنامه غیابی را نقض کند.

رای دادگاه بدوی
در مورد واخواهی آقای ن.ن. به طرفیت آقای س.ت. با وکالت آقای ع.ج. نسبت به دادنامه شماره 904-1392/11/14 به شرح محتویات پرونده از آنجا که مطابق توافق طرفین در قرارداد شماره 746223-1390/11/8 مقرر بوده همزمان با تحویل تنظیم سند واخوانده متعهد بودند تا مبلغ چهل و شش میلیون تومان را همزمان پرداخت نمایند در حالیکه واخوانده اقدام به الزام واخواه مبنی بر تحویل نموده که ملک از ابتداء تحویل مالک به نام ی. بوده که واخواه متعهد بودند پس از دریافت چهل و شش میلیون تومان به مالک ملک را به واخوانده پس از پرداخت همزمانی تحویل نمایند. در ضمن واخوانده زمان الزام هیچگونه پرداختی برای الزام واخواه نداشته اند. نظر به اینکه واخوانده بدون انجام شرط مقرر در مبایعه نامه اقدام به الزام واخواه و بدون پرداخت هیچگونه وجهی نمودند بنابراین مسیولیتی متوجه واخواه نیست. بنابراین به استناد مواد 305 و 306 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش واخواهی حکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 206 دادگاه عمومی حقوقی تهران – قربانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای س.ت. به طرفیت آقای ن.ن. نسبت به دادنامه شماره 228 مورخ 1393/4/8 شعبه محترم 206 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن با پذیرش واخواهی آقای ن.ن. از دادنامه غیابی شماره 904 مورخ 1392/11/14 صادره از دادگاه محترم مرقوم به شرح مضبوط در دادنامه تجدیدنظرخواسته (شماره 228) حکم به بی حقی خواهان آقای س.ت. در رابطه با دعوی مطالبه خسارت تاخیر در انجام تحویل صادر شده است. البته شایان ذکر می باشد قطع نظر از اینکه دادگاه محترم نخستین تکلیف به نقض دادنامه غیابی داشته و لکن از عبارت (پذیرش واخواهی و صدور حکم بر بی حقی خواهان) تلقی به نقض دادنامه غیابی می گردد. علی هذا دادگاه با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه از سوی تجدیدنظرخواه اعتراض موثر و موجهی که موجب نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته باشد ارایه نشده و تجدیدنظرخواهی منطبق با هیچ یک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و از حیث رعایت قواعد دادرسی و استدلال و استناد به مبانی قانونی نیز ایراد و اشکال اساسی وجود ندارد. لذا با رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون مرقوم دادنامه تجدیدنظرخواسته نتیجتا تایید و استوار می شود. این رای قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 32 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
قمری - نوری نجفی

قاضی:
سیدمحسن نوری نجفی , حمیدرضا قمری , قربانی قادی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 305 - محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.

مشاهده ماده 305 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM