آقای س.م. در تاریخ 25/8/89 دادخواستی به طرفیت همسرش خانم ج.گ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم نموده که شعبه سوم دادگاه عمومی تحت پرونده شماره 1088/89 عهده دار رسیدگی شده است. خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند ازدواج شماره 8022 مورخ 21/9/61 دفتر ازدواج شماره 58 حوزه ثبتی مسجد سلیمان با صداقیه مبلغ پنجاه هزار تومان خوانده را به عقد دایمی و رسمی خود درآوردم و حاصل این ازدواج چهار فرزند می باشد. زوجه سالهاست که ناشزه بوده و ترک زندگی مشترک نموده و در اردیبهشت 82 کتبا نوشت که مرا رها می کند و دنبال
طلاق خودش می رود آن هم زمانی بود که تصادف کرده بودم و احتیاج به همدم و مراقب داشتم. پس از سال ها برگشته و هر روز فتنه ای بپا می کند و هر روز به بهانه های مختلف مرا به دادسرا و دادگاه و زندان می کشاند.
مهریه اش تقسیط شده و پرداخت گردیده و در حال اجراست. تقاضای صدور حکم
طلاق دارم. پرونده بدوا جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارجاع می گردد. در جلسه رسیدگی مورخ 25/8/89 زوجین حضور یافته و زوج اظهار می دارد به علت عدم تفاهم قصد
طلاق دارم زوجه اظهار می دارد با
طلاق موافق نیستم چون پیر شده ام و جایی ندارم زندگی کنم.
مهریه ام را گرفته ام. شورا به علت عدم حصول نتیجه پرونده را به دادگاه اعاده می نماید اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 19/10/89 با حضور وکیل خوانده تشکیل می گردد. زوجین هر کدام لایحه ای ارسال نموده اند. آقای م.ب. به عنوان وکیل زوجه اظهار می دارد که خوانده به هیچ عنوان حاضر به جدایی از همسر و فرزندانش نمی باشد و خواستار ادامه زندگی مشترک با شوهرش می باشد کما اینکه زوجه از تاریخ 12/2/89 تمایل به بازگشت به زندگی مشترک و تمکین از همسرش داشته که در دادنامه شماره 714 مورخ 30/6/89 شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر نیز به این موضوع اشاره شده است. با توجه به اینکه زوجه در سال 61 به عقد دایمی خواهان درآمده و تا سال 82 با یکدیگر زندگی مشترک داشته اند از تاریخ 12/2/89 نیز خواستار بازگشت بوده ولی زوج از حضور وی در منزل مشترک جلوگیری نموده است در صورت اصرار زوج به
طلاق کلیه حقوق مالی زوجه از قبیل
نفقه و اجرت المثل باید پرداخت شود. دادگاه در این مرحله مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آنان که مفادا حکایت از عدم توفیق در برقراری صلح و سازش بین زوجین دارد ارایه می شود دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوج همچنان اصرار به
طلاق دارد ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره 1552 مورخ 15/12/89 مستندا به ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق گواهی عدم امکان سازش صادر و نوع
طلاق با توجه به سن زوجه باین اعلام می شود. با توجه به عدم تمکین زوجه
نفقه و اجرت المثل به وی تعلق نمی گیرد و
مهریه زوجه نیز به نحو تقسیطی وفق رای صادره پرداخت می شود. پس از ابلاغ این رای به وکیل زوجه نامبرده مبادرت به تجدیدنظر خواهی نموده و در لایحه خود توضیح می دهد. زوجه پیرزنی است که قادر به گذراندن زندگی خود نمی باشد و از تاریخ 12/2/89 آماده بازگشت به زندگی مشترک بوده ولی زوج از پذیرش وی خودداری نموده است و مستحق دریافت
نفقه معوقه و اجرت المثل می باشد زوج نیز طی لایحه ای به موارد مطروحه در لایحه تجدیدنظر خواه پاسخ می دهد. شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی وکیل زوجه نسبت به دادنامه شماره 1552 مورخ 15/12/89 شعبه سوم دادگاه عمومی وارد ندانسته النهایه با تعیین مبلغ 000/650/13 ریال برای
نفقه ایام گذشته از تاریخ 12/2/89 تا 26/9/90 به لحاظ اینکه زوجه حاضر به بازگشت به زندگی مشترک شده اما زوج وی را نپذیرفته است طی دادنامه شماره 1276 مورخ 6/10/90 رای تجدیدنظر خواسته را اصلاح و تایید می نماید. این دادنامه در تاریخ 17/10/90 به زوج ابلاغ و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که در تاریخ 3/11/90 در دفتر دادگاه تجدیدنظر به ثبت رسیده و طی آن نسبت به تعیین
نفقه اعتراض می نماید. همین دادنامه در تاریخ 19/1/91 به وکیل زوجه ابلاغ و نامبرده دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر در تاریخ 9/2/91 در دفتر دادگاه بدوی ثبت و سپس در تاریخ 27/2/91 در دفتر دادگاه تجدیدنظر استان به ثبت رسانده و پس از تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.