به موجب دادنامه شماره 77111700107ـ28/1/90 صادره از شعبه 107 دادگاه عمومی جزایی آقایان س.ه. و غ.خ. به اتهام شروع به آدم ربایی شاکیه م.م. و با توجه به اعلام گذشت شاکیه هر کدام به پرداخت مبلغ بیست میلیون ریال جزای نقدی بدل از بس محکوم گردیده اند. نماینده دادستان شیراز نسبت به قلت و خفیف بودن مجازات اعتراض و درخواست تجدیدنظر کرده که شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان پس از رسیدگی با توجه به نحوه عمل مرتکبین که با عنوان مسافرکشی متعرض مجنی علیها شده اند و به وی صدمه نیز وارد نموده تا مجبور به رهایی از این وضعیت و پرت نمودن خود از خودرو گردد مجازات نامبردگان را نامتناسب و خفیف تشخیص داده و به موجب دادنامه شماره 77120501503 ـ 30/8/90 مجازات هر یک را به سه سال حبس تبدیل کرده است. اینک آقایان س.ع. و م.ر. به وکالت از آقایان س.ه. و غ.خ. طی درخواستی از دیوان عالی کشور تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده و مرقوم داشته اند که موکلین با یکدیگر فامیل هستند و با یکدیگر شوخی می کرده اند که برای شاکیه سوءتفاهم پیش آمده و با این تصور که این ها قصد سویی دارند با ایجاد سر و صدا درب خودرو باز نموده تا از آن پیاده شود و بدون اینکه اجازه توقف کامل خودرو را بدهد خود را از آن به بیرون پرت می نماید. شاکیه نیز پس از شروع به تحقیقات و اعلام جرم به واقعیت موضوع پی برده و خود را مسیول می دانسته و به لحاظ اخلاقی و قانونی به اشتباه خود واقف گردیده و نسبت به متهمین قبل از صدور رای اعلام گذشت و رضایت کرده و اکنون هم طی اقرارنامه رسمی شماره 3864ـ8/8/91 تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره 360 شیراز اقرار صریح نموده که شکایتش علیه موکلین مبتنی بر سوءتفاهم و اشتباه بوده و نامبردگان هیچ گونه جرمی نسبت به وی مرتکب نگردیده و اساسا موضوع جرم آدم ربایی باطل و کان لم یکن می باشد و با این وصف مستندا به بند 5 از ماده 272
قانون آیین دادرسی کیفری تحت عنوان حدوث واقعه جدید در جهت اثبات بی گناهی موکلین استدعای پذیرش اعاده دادرسی را داریم. مشروح لایحه تقدیمی آقایان وکلاء در هنگام شور قرایت خواهد شد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای کاظمی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر پذیرش اعاده دادرسی مشاوره نموده چنین رای می دهد.