با اعلام شکایت خانم م.ق. علیه آقای ع.ب. تحت عنوان فروش مال غیر (
سرقفلی مغازه با مشخصات موجود در پرونده) شعبه 1014 دادگاه عمومی جزایی تهران به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 00210-7/3/91 بزه انتسابی را محرز دانسته و نامبرده را به تحمل یک سال زندان و بیست میلیون ریال جزای نقدی (با رعایت تخفیف) و استرداد شش دانگ
سرقفلی مذکور محکوم گردیده و حق تجدیدنظرخواهی آقای خ.ی. با اسقاط آن و تسلیم و تمکین شدن به رای صادره قانونا منتفی شده است (ص84) و حسب اعلام دادیار اجرای احکام ملک موضوع شکایت به تصرف شاکی داده شده و متهم مذکور نیز در زندان به سر می برد. پس از قطعیت حکم و اجرای بخشی از آن و در حال اجرا بودن بخش دیگر آقای الف.غ. به وکالت از شخصی به نام خ.ی. با تقدیم لایحه ای و با ابراز مستنداتی مدعی شده است که شاکی پرونده کیفری فوق الذکر با کتمان حقیقت و طرح شکایت صوری علیه همسرش در صدد بردن حقوق موکل وی برآمده و حقوقی را که از طریق محاکم ذی ربط محکوم به حقی شده بود از طریق ناصواب به دست آورده است. آقای الف.غ. در لایحه تقدیمی خود متقاضی «اعاده دادرسی و اعلام مراتب خلاف بین شرع و قانون آراء مذکور به ریاست محترم قوه قضاییه»; شده است. لیکن دادیار اجرای احکام برخلاف ضوابط قانونی اعاده دادرسی در امور کیفری و استنادا به بند 5 ماده 272
قانون آیین دادرسی کیفری به نمایندگی از دادستان شهرستان تهران متقاضی اعاده دادرسی شده است که پرونده از این حیث به دیوان عالی کشور ارسال و تحت نظر قرار دارد.