رای قضایی شماره 9109970269700790

رای قضایی شماره 9109970269700790

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970269700790


شماره دادنامه قطعی:
9109970269700790

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/11/03

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
انتقال مال خود در فرض اعطای وکالت

پیام رای:
چنانچه موکل قبل از اقدام وکیل خودش مفاد وکالت را اجرا و ملک را به غیر منتقل نماید عمل وی جرم نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام ف. فرزند ص. دایر بر انتقال غیرقانونی سرقفلی (انتقال منافع مال غیر) و اخذ هفتصد میلیون ریال از شاکی ن. با توجه به شکایت شاکی و اظهارات و دفاعیات بلاوجه وکلای مشتکی عنها مبنی بر اینکه در زمان انتقال مبیع مالک سرقفلی بوده لیکن قبل از انتقال سرقفلی به شاکی طی وکالت نامه ای به همسرش وکالت در انتقال ملک موصوف را به همسرش اعطاء نموده است و قرار مجرمیت و کیفرخواست دادستان و قراین و امارات موجود در پرونده لذا بزهکاریش محرز و مسلم است. مستندا به ماده یک قانون مجازات راجع به انتقال مال غیرمصوب 1308 و ملاحظه ی ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس ارتشاء و کلاهبرداری مصوب 67 مجمع تشخیص مصلحت نظام از جهت میزان مجازات نام برده را به تحمل یک سال حبس تعزیری و پرداخت هفتصد میلیون ریال به عنوان رد مال در حق مال باخته شاکی و با رعایت بند 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامی به لحاظ فقد سابقه کیفری و نسوان بودن به پرداخت یک میلیون ریال به عنوان جزای نقدی در حق صندوق دولت محکوم می نماید. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1079 دادگاه عمومی جزایی تهران- استواری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی محکوم علیها خانم ف. فرزند ص. با وکالت خانم ن. از دادنامه شماره 200330مورخ 10/3/1391 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم 1079 تهران که به موجب آن مشارالیها به دلیل انتقال مال غیر به تحمل یک سال حبس و پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی و همچنین پرداخت مبلغ هفتصد میلیون ریال به عنوان رد مال محکوم شده است وارد تشخیص داده می شود. زیرا طبق مفاد برگ 73 پرونده خانم ف. مالک سرقفلی یک باب مغازه بوده و حق واگذاری آن را داشته است و در تاریخ 6/6/1390 که انتقال سرقفلی به شکات محترم بدوی تحقق یافته است عملکرد خانم ف. با مانع قانونی روبرو نبوده است. ضمنا تا حدی که به تشخیص این دادگاه بر می گردد مفاد وکالت نامه مورخ 7/11/1386 تنظیمی از سوی خانم ف.ع. برای آقای الف.م. افاده بیع و یا صلح منافع و حقوق نمی نماید بلکه تنها وکالت کاری تشخیص می گردد و حتی وصف بلاعزل بودن وکالت لطمه ای به حقوق موکل وارد نمی نماید و چنانچه موکل خود قبل از اقدام وکیل به مورد وکالت عمل نماید عمل او معتبر و قانونی خواهد بود. به عبارت دیگر اختیار موکل با تفویض وکالت از بین نرفته است و تا هنگامی که وکیل به مورد وکالت عمل نکرده است موکل می تواند نسبت به خصوص مورد طبق اراده خود عمل نماید. مضافا اینکه در امور کیفری احراز عنصر روانی برای ترتب جزا ضروری است و با توجه به دفاعیات تجدیدنظرخواه مبنی بر اینکه وکالت برای شوهرش تنظیم شده بود و پس از اطلاع وکیل از انتقال مورد وکالت توسط موکل به دلیل اختلافات خانوادگی که پس از تنظیم وکالت وقوع یافته است شوهرش اقدام به اجرای مفاد وکالت متعاقب انتقال صورت پذیرفته از سوی اصیل نموده است به نظر می رسد بدون تردید عنصر روانی در رفتار خانم ف.ع. مفقود بوده است. بر این اساس و نظر به اینکه صدور حکم محکومیت کیفری نیازمند یقین قضایی و برهان قاطع دال بر بزهکاری است و بر اساس حدس و احتمال و ظن و گمان صحیح نیست که افراد جامعه مجرم قلمداد و در معرض تحمل مجازات قرار گیرند به استناد اصل 37 قانون اساسی و تبصره 1 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با نقض دادنامه معترض عنه رای برایت خانم ف.ع. صادر می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 63 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
محمدعلی زاده اشکلک - ناصری نژاد

قاضی:
عبدالرحیم استواری , محمدعلی زاده اشکلک , ناصری نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 22 ـ انحلال شخص حقوقی و مصادره اموال آن زمانی اعمال می شود که برای ارتکاب جرم به وجود آمده یا با انحراف از هدف مشروع نخستین فعالیت خود را منحصرا در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد.

مشاهده ماده 22 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM