رای قضایی شماره 9309970221901639

رای قضایی شماره 9309970221901639

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970221901639


شماره دادنامه قطعی:
9309970221901639

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/20

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مرجع صالح رسیدگی به جرائم نظامیان

پیام رای:
رسیدگی به جرائم ارتکابی توسط مامورین نظامی و انتظامی در صلاحیت دادسرا و دادگاه های نظامی است مگر اینکه مامورین به عنوان ضابط دادگستری اقدام نموده باشند که حسب مورد رسیدگی به اتهام آنان در صلاحیت دادگاه کیفری یک یا دو است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای الف. دایر بر قتل شبه عمدی مرحومان س. و الف.الف.؛ با عنایت به شکایت اولیای دم مرحومان موصوف و با عنایت به گزارش کلانتری 106 نامجو و با عنایت به نظریه کارشناس رسمی دادگستری در خصوص میزان تقصیر متهم که سی درصد (30%) تعیین شده است و با اوضاع واحوال قضیه تناسب دارد و با عنایت به این که متهم راننده پراید بوده است که دست به فرار زده است و علی رغم هشدارهای پلیس به تذکرات توجهی ننموده است و با رانندگی ممتد سبب شده است مامورین با تمسک به قانون نحوه به کارگیری سلاح تیراندازی و متعاقب آن سرنشینان پراید (دو نفر) به قتل برسند و با عنایت به نحوه اظهارات و اعترافات متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی و با عنایت به این که متهم در جلسه دادرسی با وصف ابلاغ حاضر نشده و دفاعی به عمل نیاورده است. هم چنین نظر به کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 27 تهران و نیز گزارشات اداره پلیس آگاهی تهران لذا بزهکاری نامبرده نزد دادگاه محرز و مسلم است مستندا به مواد 462 و 448 و 472 و 488 و 291 قانون مجازات اسلامی نامبرده را به پرداخت سی درصد (به میزان تقصیر) دیه انسان در حق اولیای دم مرحومان س. و الف.الف. محکوم می شود. در خصوص اتهام آقای ع. (مامور انتظامی کلانتری.. .) دایر بر قتل شبه عمد مرحومان س. و الف.الف. با عنایت به این که متهم مامور انتظامی بوده است که برحسب وظیفه خویش مشغول گشت زنی بوده است و بر اساس قراین و امارات موجود به اتومبیل پراید که رانندگی آن را متهم (الف.) بر عهده داشته است مشکوک می شود و پس از دستور توقف متهم الف. اقدام به فرار با اتومبیل کرده است درحالی که مرحومان جزء سرنشینان اتومبیل بوده اند و پس از تعقیب و گریز به مسافت طولانی و تیراندازی مامورین تعقیب کننده دو نفر از سرنشینان به قتل می رسند و با عنایت به مدافعات بی شایبه متهم در مرحله تحقیقات و در طول جلسه دادرسی و با عنایت به لایحه دفاعیه نمایندگان آن اداره حقوقی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ و نظر به این که شلیک تیر از سوی متهم موصوف با استفاده از قانون به کارگیری سلاح بوده است و لذا سوءنیت متهم احراز نمی شود با استناد به اصل 37 قانون اساسی و ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم بر برایت متهم ع. صادر و اعلام می شود. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان است.
مستشار دادگاه تجدیدنظر استان تهران مامور به خدمت در شعبه 1142 دادگاه عمومی جزایی تهران- کیخا

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر. و خانم الف. اولیای دم مرحوم الف.الف. (احدی از مقتولین) نسبت به دادنامه شماره 827 مورخ 21/07/1392 صادره از شعبه 1142 دادگاه عمومی جزایی تهران مبنی بر صدور حکم بر برایت آقای ع. (مامور کلانتری.. .) از اتهام قتل شبه عمدی و محکومیت آقای الف. به پرداخت 30 درصد در حق اولیای دم؛ با این توضیح که حسب گزارش اولیه مامورین انتظامی در تاریخ 23/10/1389 توسط افراد رهگذر مطلع می شوند که در خیابان.. . تصادفی رخ داده است که پس از حضور مشاهده گردیده خودرو سمند نیروی انتظامی به شماره.. . به رانندگی ن. با خودرو پراید به شماره.. . تصادف نموده است. راننده پراید آقای الف. را دستگیر نموده و دو نفر سرنشین دیگر خودرو پراید به نام های الف.الف. و س. پس از حضور اورژانس مشخص شده که فوت نموده اند و از ن. تحقیق که اعلام نموده به خودرو آن ها مشکوک شده که پس از چند بار ایست دادن و اخطار پلیس توجهی نکرد و به فرار خود ادامه دادند که نامبردگان را در.. . تعقیب نمودند تا نتیجتا با تیراندازی های به عمل آمده که حسب گزارشات تعداد شلیک هم کم نبوده دو نفر سرنشین خودرو پراید فوت نمودند. و در تحقیقات به عمل آمده مراتب به کارشناس ارجاع نهایتا راننده پراید را 30 درصد مقصر و درجه دار انتظامی آقای ن. را 10 درصد و نیروی انتظامی را 60 درصد مقصر در وقوع قتل دو نفر مذکور معرفی می نمایند! که پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست دادگاه صادرکننده دادنامه نیز فقط راننده پراید را محکوم و درجه دار را تبریه نموده ضمن این که از 60 درصد باقی مانده دیه نیز نه در کیفرخواست و نه در دادنامه مذکور (تبعا) اظهارنظر به عمل نیامده است که پدر و مادر احدی از مقتولین با تقدیم لایحه ای اعتراض خویش را نسبت به دادنامه مذکور اعلام نموده اند. با عنایت به مانحن فیه قطع نظر از این که خون مسلمان نباید پایمال گردد و با عنایت به این که اصولا رسیدگی به جرایم ارتکابی توسط مامورین نظامی و انتظامی در صلاحیت دادسرا و دادگاه های نظامی است الا حسب مقررات در زمانی که مامورین انتظامی به عنوان ضابط دادگستری اقدام نموده باشند که در پرونده مطروحه نیز اولا تحت دستور هیچ یک از مقامات قضایی دادگستری اقدام مامورین صورت نگرفته و راسا اقدام نموده مضافا این که برفرض مشهود بودن نیز نمی توانسته این اقدام قابل توجیه باشد زیرا هیچ گونه جرمی که مشهود مامورین بوده باشد از ناحیه مرتکبین صورت نگرفته است. بر همه این ها اضافه تر این که اصولا و حسب نظریه کارشناسان نحوه تیراندازی و به کارگیری سلاح نیز رعایت نگردیده است که رسیدگی به آن مستندا به مواد 51 به بعد از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری در مبحث صلاحیت ها و قانون مربوط به جرایم نیروهای مسلح و به ویژه دستورالعمل مقام معظم رهبری در این خصوص قرار عدم صلاحیت رسیدگی صادر و اعلام می گردد.
شعبه 19 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - مستشار و مستشار
سید صادق نبوی لاریمی - محمد کریم ایرانی
رای تجدیدنظر
پیرو دادنامه شماره 50-07/02/1393 صادره از این مرجع که در مقام تجدیدنظرخواهی از دادنامه شماره 827-21/07/1392 صادره از شعبه 1142 دادگاه عمومی جزایی تهران نظر به این که اصولا هدف از صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی رسیدگی در دادگاه های نظامی تهران رسیدگی ماهوی و کامل بوده و نقض قسمتی از آن رای امکان رسیدگی کامل و جامع را از بین خواهد برد لذا تاکیدا مقرر می دارد مستند به ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه مورد اعتراض نقض گردیده است. مضافا بیان می دارد آنچه موضوع پرونده بوده مربوط به قتل غیرعمدی 2 نفر به اسامی مندرج در پرونده بوده که توسط متهم پرونده که مامور نیروی انتظامی است به وسیله به کارگیری سلاح گرم مرحوم شده اند و تعیین 30 درصد تقصیر برای راننده که مقتولین در خودرو پراید وی بوده اند یا 10 درصد تقصیر برای شخص مرتکب اصلی جرم (متهم مامور انتظامی) و به علاوه 60 درصد تقصیر که برای نیروی انتظامی مرقوم شده وحی منزل نیست و توسط کارشناس تعیین گردیده است. به علاوه متهم اصلی برخلاف آنچه در رای دادگاه نظامی یک تهران آمده شخص مامور بوده نه غیرنظامی مضافا میزان تقصیر اعلام شده نیز که نظریه کارشناس است 60 درصد تقصیر اعلام شده را مربوط به مرجع نظامی اعلام که قابل تامل است. نکته حایز اهمیت نیز مربوط به حدوث اختلاف فی مابین دادگاه بدوی با مرجع تجدیدنظر استان تهران است که به نظر فاقد محمل قانونی است که حسب دادنامه شماره 2563-29/09/1393 شعبه 11 دیوان عالی کشور تلویحا موردنظر بوده ضمن این که مراتب پذیرش صلاحیت توسط دادسرای نظامی با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست صادره تایید شده است و موضوع ابهام که در رای دیوان عالی مرقوم شده بیان می گردد که رسیدگی به کل موضوع و از حیث مرتکبین مباشر و معاون شریک در جرم در مرجع ذی صلاح مدنظر بوده است. النهایه اعلام می گردد این رای به انضمام رای اصلی دارای اعتبار بوده و ارایه هرکدام به صورت جداگانه ممنوع است.
شعبه 19 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - مستشار و مستشار
حسن اسماعیل نژاد - محمد کریم ایرانی

قاضی:
کیخا , نبوی لاریمی , ایرانی , حسن اسماعیل نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 462 ـ دیه جنایت عمدی و شبه عمدی برعهده خود مرتکب است.

مشاهده ماده 462 قانون مجازات اسلامی

ماده 448 ـ دیه مقدر مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس عضو یا منفعت یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد مقرر شده است.

مشاهده ماده 448 قانون مجازات اسلامی

ماده 472 ـ در مواردی که اصل جنایت ثابت شود لکن نوع آن اثبات نشود دیه ثابت و پرداخت آن برعهده مرتکب است.

مشاهده ماده 472 قانون مجازات اسلامی

ماده 488 ـ مهلت پرداخت دیه از زمان وقوع جنایت به ترتیب زیر است مگر اینکه به نحو دیگری تراضی شده باشد: الف ـ در عمد موجب دیه ظرف یک سال قمری ب ـ در شبه عمد ظرف دو سال قمری پ ـ در خطای محض ظرف سه سال قمری تبصره ـ هرگاه پرداخت کننده در بین مهلت های مقرر نسبت به پرداخت تمام یا قسمتی از دیه اقدام نماید محکوم له مکلف به قبول آن است.

مشاهده ماده 488 قانون مجازات اسلامی

ماده 291 ـ جنایت در موارد زیر شبه عمدی محسوب می شود: الف ـ هرگاه مرتکب نسبت به مجنی علیه قصد رفتاری را داشته لکن قصد جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته باشد و از مواردی که مشمول تعریف جنایات عمدی می گردد نباشد. ب ـ هرگاه مرتکب جهل به موضوع داشته باشد مانند آنکه جنایتی را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار وی شیء یا حیوان و یا افراد مشمول ماده (302) این قانون است به مجنی علیه وارد کند سپس خلاف آن معلوم گردد. پ ـ هرگاه جنایت به سبب تقصیر مرتکب واقع شود مشروط بر اینکه جنایت واقع شده مشمول تعریف جنایت عمدی نباشد.

مشاهده ماده 291 قانون مجازات اسلامی

ماده 309 - هرگاه در تنظیم و نوشتن رای دادگاه سهو قلم رخ دهد مثل از قلم افتادن کلمه ای یا زیاد شدن آن و یا اشتباهی در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که از آن درخواست تجدیدنظر نشده دادگاه راسا یا به درخواست ذی نفع رای را تصحیح می نماید. رای تصحیحی به طرفین ابلاغ خواهد شد. تسلیم رونوشت رای اصلی بدون رونوشت رای تصحیحی ممنوع است. حکم دادگاه درقسمتی که مورد اشتباه نبوده درصورت قطعیت اجراء خواهد شد. تبصره 1 - در مواردی که اصل حکم یا قرار دادگاه قابل واخواهی یا تجدیدنظر یا فرجام است تصحیح آن نیز در مدت قانونی قابل واخواهی یا تجدیدنظر یا فرجام خواهد بود. تبصره 2 - چنانچه رای مورد تصحیح به واسطه واخواهی یا تجدیدنظر یا فرجام نقض گردد رای تصحیحی نیز از اعتبار خواهد افتاد.

مشاهده ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM