رای قضایی شماره 9309970909200391

رای قضایی شماره 9309970909200391

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909200391


شماره دادنامه قطعی:
9309970909200391

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/21

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
آدم ربایی به قصد ارتکاب قتل

پیام رای:
آدم ربایی به قصد ارتکاب قتل فاقد مجازات مستقل است.

رای خلاصه جریان پرونده
به حکایت محتویات پرونده حاضر به کلاسه 7/ 930315 دیوان عالی کشور برابر گزارش کلانتری.. . در تاریخ 06/03/1393 آقایان م. و م. و خواهرشان ن. با مراجعه به کلانتری اظهار کرده اند که: خانم ن. به اتفاق همسرش با مراجعه به خانه پدرش در.. . پدرش را سوار ماشین پراید متعلق به پدرشوهرش آقای م.خ.[کرده] با این بهانه که طلاهای وی گم شده است پدرش را به خارج شهر بکشانند چون همسرش پدرش را در اختلاف خانوادگی مقصر می دانست لذا ساعت 7 صبح او را بیرون برده اند و گفته پس از این که به.. .. رسیده اند به طرف.. ... رفته و شوهرش که از قبل چاقو آماده کرده بود پس از کمی صحبت با وی چاقو را از جیبش درآورده و به شکم او زد و حتی روی زمین افتاد با سنگ بزرگی به سر وی زد و به شهر.. .. رفته و شخصی به نام م.چ. با این بهانه که با خانم ن.(همسرش) رابطه داشته یک چاقو به دست وی و یک چاقو به پایش زده است و شاید قصد کشتن و قتل او را داشته است. علت اختلاف با شوهرش را این ذکر کرده که: شوهرم به من یاد داده که بگویم پدرم مرا در اختیار مردان قرار می داده است اما درواقع او می خواست مرا طلاق بدهد ولی پدرم مخالف بود و مطالبه مهریه کرده و مبالغی را هم دریافت کرده است. شوهرش پدرش را عامل اصلی این قضایا می دانسته است(صفحه 1 الی 3 پرونده). متهم م.خ. اقرار کرده که قاتل پدر زنش است. اظهارات همسرش را تکرار و این که همسرش او را عامل بدبختی خود معرفی کرده است و دخالت کرده و به پدر زنش گفته که تو عامل بدبختی ما هستی و با چاقو دو ضربه به شکم او زده و یک ضربه هم به پشت سرش و بعد که روی زمین افتاده با یک سنگ به سرش زده و بعد چون متوجه شده که مامورین به دنبال وی هستند خود را به پاسگاه معرفی کرده است و انگیزه را این ذکر کرده است که پدر زنش زنش را به افراد عرضه می کرده است و همسر او را به فساد کشانده است و ادامه داده که دو ضربه به سر و یکی به گردن او زده وقتی افتاده با سنگ نیز او را زده است(صفحات 19 الی 22 پرونده). در مراجعه به پاسگاه آثار خون روی لباس های او بوده است و آثار به جامانده لاستیک اتومبیل در محل با پرایدی که در اختیار متهم بوده است مطابقت دارد و یک قبضه چاقو خون آلود زیر صندلی اتومبیل بوده است دسته چاقو نیز شکسته بوده و یک تیغه چاقو در بغل درب اتومبیل کشف شده است. نظریه پزشکی قانونی در معاینه(مورخه 06/03/1393 صفحه 28 پرونده) صدمات وارده به سر و گردن و شکم را ذکر و علت مرگ را شدت ضربات وارده به نواحی متعدد بدن و خون ریزی داخل بر اثر اصابت جسم سخت و برنده نافذ اعلام شده است. اولیای دم در نیروی انتظامی اعلام شکایت علیه م.خ. کرده اند و 07/03/1393 نام­برده نزد جانشین بازپرس اظهار داشته: «... یک سال قبل خانم ن. را به عقد خود درآوردم و مدت 8 روز است که زندگی مشترک را با وی آغاز نموده ام در این مدت متوجه شدم که همسرم اعتیاد دارد هم چنین متوجه شدم که پدرش ایشان را به جوانان شهر.. ... عرضه می کرده شب قبل از واقعه تصمیم گرفتم بروم با پدرش صحبت کنم که این دختر را طلاق بدهم.» و اظهارات خود را تکرار کرده و این که پس از قتل همسرش را به خانه رسانده و رفته به سراغ م.چ. و او را هم به همان نزدیک ها برده و یک چاقو به دست و یکی به پای او زده است و با او مواد شیشه مصرف کرده و اظهار کرده که معتاد است و م.چ. زدن ضربات به پا و دستش را قبول کرده و شکایت طرح نکرده و گفته که با م.خ. دوست است به او گفته که پدر زنش را کشته است(صفحه 58 به بعد پرونده). او گفته: باور نکردم و به کسی موضوع را بیان نکرده است. اولیای دم گواهی انحصار وراثت ارایه کرده اند به شماره 800154 ـ 26/03/1393(صفحه 151 پرونده) ورثه عبارت اند: 1ـ خانم ف. (مادر مقتول) 2ـ م. 3ـ ع. 4ـ غ. 5ـ ح. 6ـ ن. فرزندان مقتول 7ـ خانم ع.ب. همسر مقتول طرح شکایت در دادسرا را خواستار حکم قصاص شده اند. نظریه پزشکی قانونی در خصوص وضعیت روحی متهمان 1ـ م.خ. 2ـ ن. اخذ شده است 922/561/22596/3 ـ 19/03/1393. در گزارش آمده است شواهدی از جنون در آقای م.خ. محرز نیست و گرچه خانم ن. در حال حاضر جنون ندارد ولی مبتلا به بهره هوشی مرزی(کمتر از طبیعی) است و به همین میزان قدرت تصمیم گیری خواهد داشت و نظریه کمیسیون پزشکی تشخیص معلولیت مورخه 16/12/1390 واصله از بهزیستی دلالت بر ابتلا به عقب ماندگی ذهنی دارد. اتهامات آقای م.خ. ـ مباشرت در قتل عمدی ـ آدم ربایی و ایراد جرح با چاقو نسبت به م.چ.(از حیث جنبه عمومی بزه). از خانم ن. در صفحات 71 الی 76 تحقیق شده است نزد جانشین بازپرس اتهام خانم ن. دایر به معاونت در آدم ربایی قرار مجرمیت و در قتل قرار منع پیگرد صادر شده است. وکیل تسخیری متهم آقای م.ن. تفهیم شده است. نمونه های خون جمع آوری شده در محل و روی چاقوی مکشوفه با خون مقتول منطبق بوده است. جلسه رسیدگی دادگاه 04/08/1393 با تشریفات قانونی انجام شده است. متهم در دفاع از اتهامات اظهار داشته است: «... دفاعی ندارم حرفی برای گفتن ندارم اتهام را قبول دارم قصد ترساندن پدرزنم را داشتم او را به بهانه گم شدن و سرقت طلاهای دخترش سوار کردم و به او اطلاع ندادم که چه­کار می کنم ولی قصد آدم ربایی نداشتم. بعد از ازدواج با ن. فهمیدم ساده لوح است و می خواستم او را طلاق بدهم که او تقاضای مهریه کرد و بابت مهریه همسرم مدتی زندان رفتم و پدرش عامل این کارها بوده و چون پول نداشتم مهریه بدهم نتوانستم او را طلاق بدهم. ولی مقصر همه این جریانات را پدرش می دانستم. بعدا نیز متوجه شدم که دختر ارتباطات نامشروعی با افرادی داشته و به پدرزنم این موضوع را گفتم که انکار می کرد. چهار سال است که به مواد مخدر(شیشه) اعتیاد دارم و فقط هشت روز بود که زندگی مشترک را با همسرم آغاز کردم و بعد از اختلافات سابق با وی سازش کردم ولی قرار بوده که جدا شویم. دنبال طلاق بودم ولی پدرزنم می گفت باید مهریه دخترم را بدهی که با قسطی پرداخت شدن هم موافق نبود. همسرم به من گفته بود که با افرادی ارتباط دارد و من خسته شده بودم نمی دانم تقصیر پدرخانمم هم بوده یا خیر و قصد تهدید و ترساندن داشتم چاقو را درآوردم و او را کشتم. قصدم این بود که زنم را بکشم و تا نیمه شب آن شب به حرف های او گوش کردم زنم پدرش را که دید گفت تو مرا بدبخت کردی و من هم از قبل چاقو آماده کرده بودم دو چاقو برداشتم که اگر یکی را گرفت بتوانم از چاقوی دیگر استفاده کنم وقتی که با بهانه سرقت طلاها او را سوار کردم با وی صحبت کردم و انکار می کرد به آن محل پرت در بالای شهر.. ... که رسیدم. همسرم با پدرش صحبت می کرد و پدرش می گفت این حرف ها چیه که می زنی این حرف ها دروغ است و بعد گفت بیایید برویم پاسگاه که من چاقو را از کنار ماشین برداشتم ولی او متوجه شد بعد گفتم باید راستش را بگویی یک قدم برداشت که می خواست چاقو را بگیرد. سر چاقو به شکمش خورد بعد من ترسیدم و چند ضربه زدم نمی دانستم ضربات را به کجا می زنم و مطالب گذشته را توضیح داده است.. . بعد رفتم سراغ م.چ. و او را هم با چاقو زدم چون فهمیدم با همسرم رابطه داشته و قبول دارم با چاقو زدم. ن. منکر ارتباط نامشروع شده و گفته شوهرم مرا مجبور کرد به پدرم دروغ بگویم که طلاهایم را سرقت کرده اند او حتی می خواست مرا بکشد گفت اگر جلو بیایی تو را هم می کشم. سابقا پدرم را تهدید کرده بود من با هیچ کس رابطه ای نداشتم و تابه حال هیچ پرونده و گزارش در کلانتری ندارم شوهرم به بهانه ندادن مهریه این حرف ها را می زند. وکیل متهم در دفاع از وی گفته او به خاطر عرضه همسرش به دیگران او را کشته و به ماده 303 قانون مجازات اسلامی استناد کرده است. او در ادامه دفاع از خود گفته: من فقط از همسرم شنیدم و اعتقاد هم نداشتم که پدرزنم باید کشته شود و می خواستم او را بترسانم و تهدید کنم و وکیل هم گفته چون موکل به مهدورالدم بودن اعتقاد نداشته دفاعی ندارم و اتهامات خود را پذیرفته است. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی و بیان مطالبی به شرح معنون در گردش­کار به شرح دادنامه شماره 400056 ـ 11/08/1393 با شرحی در چگونگی بردن مقتول با حیله و نحوه ایراد ضرب وجرح نسبت به وی با همکاری همسرش با توجه به قرار مجرمیت و کیفرخواست و شکایت اولیای دم مقتول و احراز بزه­کاری مستندا به ماده 621 قانون مجازات اسلامی 1375 وی را به تحمل پانزده سال حبس تعزیری و ذکر دلایل و قراین موجود در پرونده و مشروحی در خصوص عملکرد متهم در ارتکاب قتل و تصمیم قبلی و تهیه چاقو و آلت قتاله و ارتکاب فعل کشنده عملش را با بند یک ماده 290 قانون مجازات اسلامی منطبق و به استناد مواد 164 ـ 167 ـ 172 تبصره ماده 293 ـ 301 ـ 351 ـ 381 ـ 417 ـ 418 و 436 قانون مجازات اسلامی 1392 حکم به قصاص نفس متهم م.خ. صادر کرده است و در مورد ایراد جرح با چاقو به تحمل یک سال حبس مستند به ماده 614 قانون مجازات اسلامی 1375 و ماده 134 همان قانون مصوب 1392 مجازات اشد را قابل اجرا اعلام کرده است و در مورد معاونت ن. با توجه به اوضاع واحوال وی و ترس از همسر و عدم اقتران زمانی و وحدت قصد آنان حکم بر برایت وی به استناد بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری صادر کرده است. رای به اتفاق آراء صادر شده است. محکوم علیه طی لایحه ای دو برگی با اشاره به این که از همسایگان تحقیق کردم و به پدرزنم مشکوک شده بودم و افرادی در خانه او رفت وآمد می کرده اند و این که قصدی برای انجام قتل نداشتم و تحت تاثیر مصرف شیشه بودم و به خاطر فقط شرفم بوده است تقاضای تجدیدنظرکرده است و به استناد مواد 156 ـ 302 و 303 قانون مجازات اسلامی لایحه هنگام شور قرایت خواهد شد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
تجدیدنظرخواهی آقای م.خ. محکوم علیه دادنامه شماره 400056 ـ 11/08/1393 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان.. . مبنی بر محکومیت مشارالیه به قصاص نفس بابت قتل عمدی مرحوم ح. در حق اولیای دم مقتول و تحمل پانزده سال حبس تعزیری به لحاظ آدم ربایی و یک سال حبس به جهت ایراد جرح با چاقو از حیث جنبه عمومی بزه با توجه به محتویات پرونده و اوضاع واحوال حاکم بر قضیه و اقاریر متهم و استدلال دادگاه و این که تجدیدنظرخواه دلیلی که ارکان و اساس رای را خدشه دار نماید اقامه نکرده است ضمن رد تجدیدنظرخواهی ایشان نسبت به قصاص نفس و ایراد جرح با چاقو و این که ازلحاظ شیوه دادرسی نیز اشکالی به حکم صادره مترتب نیست و مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری این قسمت از دادنامه مارالذکر تایید و ابرام می گردد و اما در خصوص اتهام آدم ربایی به نظر می رسد چون از ابتدا قصد قتل وجود داشته و تصمیم به بردن وی به هر شیوه ای برای ارتکاب قتل مدنظر متهم بوده مقدمه ای برای جرم اصلی باشد و نتیجه ای را از آدم ربایی غیر از قتل در نظر نداشته است فلذا استنادا به بند ب قسمت چهارم ذیل ماده 265 قانون مذکور دادنامه در این قسمت نقض و رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع می گردد. پرونده به دادگاه مربوطه اعاده می شود.
شعبه 7 دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون
حسین انتظاری - محمد سلطان همتیار

قاضی:
حسین انتظاری , محمد سلطان همتیار

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 303 ـ هرگاه مرتکب مدعی باشد که مجنی علیه حسب مورد در نفس یا عضو مشمول ماده (302) این قانون است یا وی با چنین اعتقادی مرتکب جنایت بر او شده است این ادعا باید طبق موازین در دادگاه ثابت شود و دادگاه موظف است نخست به ادعای مذکور رسیدگی کند. اگر ثابت نشود که مجنی علیه مشمول ماده (302) است و نیز ثابت نشود که مرتکب بر اساس چنین اعتقادی مرتکب جنایت شده است مرتکب به قصاص محکوم می شود ولی اگر ثابت شود که به اشتباه با چنین اعتقادی دست به جنایت زده و مجنی علیه نیز موضوع ماده (302) نباشد مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به مجازات مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم می شود.

مشاهده ماده 303 قانون مجازات اسلامی

ماده 621 ـ کندن دندان لق یا ترک خورده که منفعت آن باقی است موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت موجب ارش است.

مشاهده ماده 621 قانون مجازات اسلامی

ماده 290 ـ جنایت در موارد زیر عمدی محسوب می شود: الف ـ هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود خواه نشود. ب ـ هرگاه مرتکب عمدا کاری انجام دهد که نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می گردد هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعا موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود. پ ـ هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است نسبت به افراد متعارف نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن نمی شود لکن درخصوص مجنی علیه به علت بیماری ضعف پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعا موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد. ت ـ هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند. تبصره 1 ـ در بند (ب) عدم آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات گردد و در صورت عدم اثبات جنایت عمدی است مگر جنایت واقع شده فقط به علت حساسیت زیاد موضع آسیب واقع شده باشد و حساسیت زیاد موضع آسیب نیز غالبا شناخته شده نباشد که در این صورت آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات شود و در صورت عدم اثبات جنایت عمدی ثابت نمی شود. تبصره 2 ـ در بند (پ) باید آگاهی و توجه مرتکب به اینکه کار نوعا نسبت به مجنی علیه موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می شود ثابت گردد و درصورت عدم اثبات جنایت عمدی ثابت نمی شود.

مشاهده ماده 290 قانون مجازات اسلامی

ماده 614 ـ قطع و از بین بردن تمام زبان کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده موجب دیه کامل است لکن اگر بعدا معلوم شود که لال بوده است مازاد بر یک سوم دیه مسترد می شود.

مشاهده ماده 614 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM