رای قضایی شماره 9309970925001860

رای قضایی شماره 9309970925001860

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970925001860


شماره دادنامه قطعی:
9309970925001860

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/05

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شرط صدور حکم به مجازات از باب جنبه عمومی بزه ایراد ضرب وجرح عمدی

پیام رای:
در بزه ایراد ضرب وجرح عمدی که قبل از تصویب قانون مجازات اسلامی 1392 ارتکاب یافته باشد صدور حکم به مجازات از باب جنبه عمومی جرم مشروط به احراز شرایط مقرر در ماده 614 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 توسط دادگاه بوده و در غیر این صورت فاقد وجاهت قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده
به موجب دادنامه شماره 678- 1392/05/16 و دادنامه اصلاحی شماره 928- 1392/07/09 هر دو صادره از شعبه 105 دادگاه عمومی جزایی شهرستان.. . آقای ر. به اتهام ایراد ضرب وجرح عمدی و تهدید از طریق ارسال پیامک موضوع شکایت خانم ل. با احراز اتهامات انتسابی مستندا به مواد 484 و 480و 269 و 669 قانون مجازات اسلامی 1370 به پرداخت یک فقره یک درصد دیه کامل از بابت دیه ایراد ضرب منتهی به ایجاد حارصه (خراشیدگی) در گونه راست و یک فقره سه دهم درصد دیه کامل از بابت دیه ایراد ضرب منجر به ایجاد کبودی در پهلوی چپ و بازوی چپ شاکیه و از بابت جنبه عمومی جرم به تحمل شش ماه حبس و به اتهام تهدید از طریق ارسال پیامک به تحمل چهار ماه حبس محکوم شده است. رای صادره در مرحله واخواهی طی دادنامه شماره 1149- 1392/09/07 صادره از آن دادگاه تایید و سپس نسبت به این رای اعتراض شده موضوع در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان.. . مطرح و به موجب دادنامه شماره 924-1392/11/30 در خصوص محکومیت متقاضی به پرداخت دیه به لحاظ قطعی بودن رای از جهت این که کمتر از خمس دیه کامل است قرار رد درخواست تجدیدنظرخواهی و در خصوص محکومیت وی به تحمل شش ماه حبس از بابت جنبه عمومی ایراد ضرب وجرح عمدی و با توجه به مواد 401 و 447 قانون مجازات اسلامی 1392 و ماده 614 قانون مجازات اسلامی 1375 و با رعایت ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مدت حبس به سه ماه و یک روز حبس تقلیل و در خصوص تهدید به لحاظ نقص تحقیقات رای صادره نقض و پرونده مفتوح اعلام گردیده است. اکنون آقای ر. با تقدیم لایحه ای به ریاست محترم دیوان عالی کشور تقاضای اعاده دادرسی نموده که پرونده در تاریخ 1393/10/03 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. متقاضی در لایحه تقدیمی اجمالا توضیح داده شهود هر دو نفر دختران خواهر شاکی بوده و اظهاراتشان کذب است و به لحاظ عذاب وجدان به شرح اقرارنامه ابرازی بر کذب بودن شهادت خود علیه این جانب اقرار نموده اند. ضمنا متقاضی چند برگ فتوکپی از اوراق تحقیق در پرونده محاکماتی راجع به تحقیقات معموله از طرفین و از شهود ارایه داده که شاکیه در تحقیقات مورخ 1392/02/31 در بازپرسی اظهار داشته آقای ر. در تاریخ 1392/02/22 وی را کتک زده است و تحقیق از شهود هم در تاریخ 1392/02/31 به عمل آمده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
نظر به این که بزه ارتکابی(ایراد ضرب وجرح عمدی) در زمان حاکمیت قانون مجازات اسلامی 1370 و قبل از لازم الاجرا شدن قانون مجازات اسلامی 1392 وقوع یافته که مستندا به ماده ده قانون اخیرالذکر مجازات مرتکب(متقاضی) باید به موجب قانون مجازات اسلامی سابق باشد و چون به موجب تبصره دو ذیل ماده 269 قانون مجازات اسلامی 1370 که مستند قانونی محکومیت متقاضی در رای بدوی بوده و یا به موجب ماده 614 قانون مجازات اسلامی 1375 درصورتی که بزه ارتکابی سبب اخلال در نظم جامعه و یا خوف شده و یا بیم تجری مرتکب و یا دیگران باشد به مجازات مقرر محکوم می شود. با توجه به این که در مانحن فیه در خصوص احراز هیچ یک از شرایط مذکور در آرای بدوی و تجدیدنظر ذکری به میان نیامده و شرایط فوق محرز به نظر نمی رسد تا متقاضی مستحق مجازات فوق باشد لذا محکومیت متقاضی به تحمل نودویک روز حبس از بابت جنبه عمومی جرم(ایراد ضرب وجرح عمدی) متناسب با عمل ارتکابی نبوده و درخواست از این بابت با بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری منطبق است و ضمن تجویز اعاده دادرسی مستندا به ماده 274 همین قانون رسیدگی مجدد به یکی از شعب هم عرض در استان.. . ارجاع می شود.
شعبه 35 دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون
سید رضا سید کریمی - رحمت اله احمدی

قاضی:
سیدرضا سیدکریمی , رحمت اله احمدی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 484 ـ در موارد وقوع قتل و عدم شناسایی قاتل که با تحقق لوث نوبت به قسامه مدعی علیه برسد و او اقامه قسامه کند دیه از بیت المال پرداخت می شود و در غیر موارد لوث چنانچه نوبت به سوگند متهم برسد و طبق مقررات بر عدم انجام قتل سوگند بخورد دیه از بیت المال پرداخت می شود.

مشاهده ماده 484 قانون مجازات اسلامی

ماده 480 ـ در موارد تحقق لوث و امکان اثبات جنایت علیه شخصی معین از اطراف علم اجمالی با قسامه طبق مقررات قسامه عمل می شود.

مشاهده ماده 480 قانون مجازات اسلامی

ماده 269 ـ حرز عبارت از مکان متناسبی است که مال عرفا در آن از دستبرد محفوظ میماند.

مشاهده ماده 269 قانون مجازات اسلامی

ماده 669 ـ قطع و از بین بردن هریک از دو پستان زن موجب نصف دیه کامل زن و از بین بردن مقداری از آن به همان نسبت موجب دیه است و اگر همراه با از بین رفتن تمام یا بخشی از پستان مقداری از پوست یا گوشت اطراف آن هم از بین برود یا موجب جنایت دیگری گردد علاوه بر دیه پستان دیه یا ارش جنایت مزبور نیز باید پرداخت شود.

مشاهده ماده 669 قانون مجازات اسلامی

ماده 401 ـ در جنایت مامومه دامغه جائفه هاشمه منقله شکستگی استخوان و صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست یا ورم بدن می شود قصاص ساقط است و مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» نیز محکوم می شود. حکم مذکور در هر مورد دیگری که خطر تجاوز در قصاص عضو یا منافع وجود داشته باشد نیز جاری است.

مشاهده ماده 401 قانون مجازات اسلامی

ماده 447 ـ در کلیه مواردی که در این کتاب به کتاب پنجم «تعزیرات» ارجاع داده شده است در خصوص قتل عمدی مطابق ماده (612) آن قانون و در سایر جنایات عمدی مطابق ماده (614) و تبصره آن عمل می شود.

مشاهده ماده 447 قانون مجازات اسلامی

ماده 614 ـ قطع و از بین بردن تمام زبان کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده موجب دیه کامل است لکن اگر بعدا معلوم شود که لال بوده است مازاد بر یک سوم دیه مسترد می شود.

مشاهده ماده 614 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM