رای قضایی شماره 9309970908800353

رای قضایی شماره 9309970908800353

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970908800353


شماره دادنامه قطعی:
9309970908800353

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/08

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شرط صدور حکم مستند به علم قاضی

پیام رای:
چنانچه قاضی به استناد علم خود حکم صادر نماید مکلف است قرائن و امارات بین مستند علم خود را ذکر نماید.

رای خلاصه جریان پرونده
آقای الف. و خانم ح. در 1392/10/30 علیه آقایان 1- ج. 2- ب. به اتهام زنای به عنف شکایت نموده اند. دادگاه عمومی جزایی بخش.. . در 1392/11/03 در خصوص اتهام ب. منجر به زنای به عنف عدم صلاحیت صادر نموده است. شعبه 7 دادگاه کیفری استان.. . در تاریخ 1393/02/08متهم ب. را از زنای به عنف تبریه و به اتهام رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق و دو ماه اقامت اجباری در.. . محکوم نموده است. اجمال ماجرا این است که خانم ح. متولد 1375 متاهل اظهار داشته: با آقای ج. تلفنی ارتباط برقرار کردم و قرار ملاقات حضوری گذاشتیم فردی به نام ب. آمد مرا سوار خودرو کرد و برد جنگل پیش ج. در آنجا چند دقیقه با ج. صحبت کردیم ج. رفت و گفت پسرعمویم م. می آید تو را می برد درصورتی که این توطیه بوده است. ب. مرا به زور پایین آورد و زیر گلویم چاقو گذاشت و با تهدید مرا مورد تجاوز قرار داد بعد مرا با ماشین برگرداند در مسیر برگشت جای را با م. عوض کرد و من داستان را برایش تعریف کردم. بعد ج. به من زنگ زد گفت به منزل رسیدی؟ گفتم آره و موضوع را برایش گفتم. ج. گفت اگر جواب تلفن مرا ندهی به شوهرت می گویم. یک بار دیگر با ج. بیرون رفتم ولی کاری با من نداشت. موضوع را به شوهرم گفتم (صفحه4). آقای ج. 20 ساله مجرد اظهار داشته: خانم ح. از بستگان من است و چند بار تقاضای داشتن رابطه با من را داشته است. حدود دو ماه پیش درخواست ملاقات کرد من ب. را فرستادم او را آورد به جنگل.. . باهم دیگر ده دقیقه صحبت کردیم تلفن من زنگ زد من به ب. گفتم او را.. . پیاده کن یک ساعت بعد خانم ح. به من زنگ زد و گفت چرا مرا تنها گذاشتی این آقا با تهدید به من تجاوز کرده است (صفحه12). من دو بار با خانم ح. بیرون رفته ام ولی به وی دست نزده ام (صفحه 13). آقای ب. متولد 1369 متاهل در کلانتری اظهار داشته: یک روز من و ج. و م. و ش. می خواستیم برویم.. . ج. گفت من می خواهم دوست دخترم را بیاورم چون فامیل هستیم و مرا می شناسند تو برو او را بیاور من با ماشین م. رفتم.. . و دختر را آوردم. من و م. و ش. رفتیم شنا کردیم دختره با ج. باهم رفتند داخل جنگل بعد ج. آمد پیش ما و گفت می روم خانه ب. تو او را ببر من گفتم کار دارم و م. دختره را برد. من و ش. با موتور رفتیم(صفحه14). آقای ش. متولد 1366 متاهل در کلانتری اظهار داشته: وقتی من رسیدم ح. و به همراه ب. با وانت پیکان متعلق به م. از آن مکان در حال رفتن بودند. من و م. با موتورسیکلت از آنجا رفتیم. بعد ب. می گفت من به دختره تجاوز کردم من گفتم فامیل ما بود چرا این کار را کردی؟ گفت او را آوردند من هم تجاوز کردم دیگه چکار کنم. سوال- اظهارات دیگری ندارید؟ زورگیری در کار نبوده است دختره خودش میل داشت(صفحه 15). در جلسه مواجهه خانم ح. آقای ب. را بین سایر مراجعین شناسایی کرده و ماوقع آن روز را تعریف و آقای ج. تماس تلفنی و گلایه خانم ح. را از آقای ب. را تایید نموده است ولی آقای ب. اظهار داشته: قبول ندارم هر چه بوده به شما گفتم(صفحه 17). ب. در 1392/11/03 نزد بازپرس در پاسخ تفهیم اتهام زنای به عنف اظهار داشته: قبول ندارم (صفحه24). ب. در 1392/11/05در دادگاه کیفری استان در پاسخ تفهیم اتهام زنای به عنف مطالب قبلی را تکرار و گفته است: اتهام را قبول ندارم(صفحه 34). خانم ح. در 1392/11/06 در دادگاه کیفری استان شکایت خود را به شرح اظهارات قبلی تکرار و تشریح کرده است(صفحه 38). آقای الف. به شرح لایحه ثبت شده به شماره 920689-1392/11/20 در دادگاه از شکایت خود صرف نظر نموده است(صفحه 61). آقای م. در 1392/12/02 در دادگاه کیفری استان به عنوان مطلع مطالبی را عنوان و گفته است: وانت خود را به ب. داده بودم با موتورسیکلت در مسیر در حرکت بودم وانت را در حال حرکت دیدم از ب. خواستم توقف کرد پیاده شد موتور را از من گرفت و رفت. داخل ماشین رفتم خانم ح. آنجا بود پرسیدم گریه می کرد گفت به او خیانت شده است. آقای م. اضافه کرده است که: ج. و خانم ح. با یکدیگر رابطه دوستی داشته اند (صفحه 62). آقای ش. در 1392/12/02 در دادگاه کیفری استان به عنوان مطلع اظهار داشته: آن روز به اتفاق م. به جنگل.. . رفته بودیم و دیدم آقای ب. با وانت م. به سمت شهر عزیمت می کرد و یک سرنشین خانم داشت اما خانم ح. را همراه او ملاحظه نکردم (صفحه 66). آقای ج. در 1392/12/04 به عنوان مطلع در دادگاه اظهارات قبلی خود را تکرار و اضافه کرده است: خانم ح. در تلفن گفت خیلی نامرد هستی. چرا مرا تنها گذاشتی؟ ب. مرا دست زد و صحبت از تجاوز نکرد. دادگاه: چه مدت با ح. در ارتباط بودی؟ حدود یک ماه و نیم (صفحه 71). دادگاه در 1393/02/01 با حضور طرفین وکیل متهم و نماینده دادستان تشکیل داده است. نماینده دادستان درخواست رسیدگی و مجازات کرده است. آقای الف. اظهار داشته: برای حفظ آبرو گذشت کردم. شاکیه شکایت خود را تشریح کرده است. متهم ب. در پاسخ تفهیم اتهام زنای به عنف اظهار داشته: من با ایشان کاری نکردم و اظهارات قبلی را تکرار نموده است. م. وکیل متهم لایحه تقدیم کرده است(صفحه 86). وکیل و موکل در آخرین دفاع نیز اعلام داشته اند: حرفی ندارند(صفحه 88). شعبه 7 دادگاه کیفری استان.. . در 1393/03/08 به اکثریت چهار نفره بدین شرح رای صادر نموده است.
رای دادگاه - در پرونده پیوست پیرامون بزه انتسابی به آقای ب. با وکالت آقای ح. دایر بر زنای به عنف در شرایط احصان موضوع شکایت خانم ح. که شکایت شاکی خصوصی حکایت بر آن دارد آقای ج. از طریق خواهرش از او خواست که با او تماس تلفنی داشته باشم که او امتناع نمود ولی به جهت اصرار به تلفن همراه آقای ج. زنگ زده است که بعد تماس تلفنی او به من ابراز علاقه نمود که پس ازآن با یکدیگر به صورت تلفنی دارای ارتباط بوده و با اصرار از او خواست که با یکدیگر قرار ملاقات داشته باشیم و به واسطه آن که دارای شوهر و فرزند بودم از پذیرش درخواست او امتناع [کردم]ولی او اطمینان داد ملاقات آن دو به غیر از یک دیدار ساده نخواهد بود. در وقت ملاقات فرد دیگری به هویت ب. در پی او آمد و با وسیله نقلیه در اختیار او را به محل قرار با ج. واقع در جنگل.. . از توابع.. . انتقال نموده که پس از حضور در محل یاد شده دقایقی او و ج. با یکدیگر گفتگو نمودند سپس ج. محل را ترک گفت. درحالی که عنوان می داشت فردی به نام م. او مرا به شهر انتقال می دهد اما او ملاحظه نمود به جای م. آقای ب. به سراغ او آمده و با استفاده از تهدید و به اکراه و اجبار او را مورد تجاوز جنسی قرار داده است و آنگاه سوار خودرو نمود و به سمت شهر در حرکت بوده که در بین راه و در محل پست ایست و بازرسی اداره جنگلبانی م. را دید که با یک دستگاه موتورسیکلت در حال بازگشت به سمت جنگل بوده است از سوی آقای ب. خودروی در اختیارش را در ازاء تحویل موتورسیکلت تحویل آقای م. نموده و او به همراه م. به شهر مراجعت نموده است. در طول مسیر عملکرد آقای ب. را برای آقای م. تعریف نموده است. بنابراین شاکی خصوصی تعقیب و محاکمه و مجازات متهم به سبب ارتکاب بزه زنای به عنف در شرایط احصان را درخواست نموده است. متهم هم در مقام دفاع از اتهام انتسابی به وی بیان داشت: قرار بر آن شد تا همراه با آقایان ش. و م. و ج. جهت تفریح و تفرج به جنگل بروند. در صبح قرار آقای ج. او را دیدار نموده و در خطاب به وی عنوان داشت تا خودرو آقای م. را در اختیار گرفته و به.. . جهت انتقال خانم ح. رفته و در محل قرار او سوار خودرو گردیده و به منطقه جنگلی.. . یعنی درجایی که ج. او را به انتظار نشسته بود عزیمت نمودیم. ایشان در طول مسیر از شاکی خصوصی پرسش نمود: آیا او شوهر و فرزند دارد؟ او پاسخ داد: بله در ادامه به او متذکر شد پس به چه دلیل با ج. قرار ملاقات گذارده است؟ او جواب داد: ج. و شخص او به یکدیگر علاقه دارند. پس از رسیدن به محل قرار ج. و ح. به نقطه ای از جنگل رفته و او به همراه ش. و م. برای شنا در آب استخر به قسمت دیگر از جنگل عزیمت نمودند اندکی بعد ج. به نزد آنان آمد و متذکر شد که خانم ح. را به شهر انتقال نماییم او امتناع نمود ولیکن م. خانم ح. را به شهر انتقال داده است. علی هذا متهم با انکار بزه انتسابی به خویش برایت از جرم انتسابی را درخواست نموده است. ح. به وکالت از سوی متهم در دفاع از وی عنوان داشت: انتساب اتهام تجاوز به عنف به موکل وی بی اساس است چه آن که نه تنها موکل وی با شاکیه خانم ح. ارتباط جنسی برقرار ننموده بلکه هیچ گونه دلیل و مدرکی در خصوص انجام مواقعه در پرونده امر موجود نیست و تکوین جرم تجاوز به عنف مستلزم اکراه و اجبار در انجام مواقعه توسط زانی است که دلیل بر اثبات اکراه و اجبار و حتی انجام مواقعه از سوی موکل نسبت به شاکی خصوصی موجود نیست. وکیل متهم رسیدگی به موضوع و صدور حکم برایت موکل را تقاضا داشته است. بنا به مراتب دادگاه با نگریستن در اظهارات هر یک از شاکی خصوصی و مدافعات مطروحه از سوی متهم و وکیل مدافع وی در بررسی دلایل اثباتی شاکی خصوصی اساسا در پرونده امر دلایل شرعی و قانونی بر ارتکاب فعل زنا از سوی متهم آن چنان که موجبات علم و یقین قضایی و حصول قناعت وجدانی در احراز جرم مزبور را ایجاب و فراهم دارد مشهود و ملحوظ نیست. با وصف به آن که متهم در طول امر دادرسی بزه انتسابی به خویش را مورد انکار قرار داده است بر این مبنا با تمسک به اصل برایت متهم آقای ب. را از اتهام زنای به عنف در شرایط احصان علی الاطلاق تبریه می نماید. ولیکن دادگاه نظر به شکایت شاکی خصوصی و مفاد تحقیقات یاد شده و اظهارات هریک از آقایان ش. و ج. و م. در مقام مطلع و مدافعات غیرموجه و غیر موثر معمول از سوی متهم و وکیل مدافع وی بزه رابطه نامشروع به غیراز زنا به عنف و اکراه را محرز و مسلم و با استناد به ماده 637 قانون مجازات اسلامی 1375 و ماده 23 قانون مجازات اسلامی 1392 متهم آقای ب. به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری و از باب مجازات تکمیلی به اقامت اجباری به مدت دو ماه در شهرستان.. . محکوم می نماید. رای دادگاه در بخش محکومیت حضوری و پس از ابلاغ ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی نزد دیوان عالی کشور است.
نظریه اقلیت: - بسمه تعالی – صرف نظر از انکار متهم در کلیه مراحل دادرسی دلیل اثباتی شرعی که بتواند مستند حکم دادگاه قرار گیرد در پرونده وجود ندارد و از طرفی پرونده فاقد قراین و امارات مفید قطع و یقین و اقناع برای احراز بزه است و لذا عقیده بر برایت متهم ب. از اتهام زنای به عنف در شرایط احصان و فعل منافی عفت دارم.
دادنامه 17-1393/03/08 در 1393/04/15 به ح. وکیل محکوم علیه ب. ابلاغ و در 1393/05/06 لایحه تجدیدنظرخواهی تقدیم دادگاه گردیده است. خلاصه لایحه وکیل این است که شاکیه و همسرش بعد از 3 ماه از تاریخ واقعه ادعای شکایت کرده و متعاقبا همسر شاکیه رضایت داده است شکایت علیه ج. و ب. مطرح شده است لکن با توجه به وجود قرابت جهت جلوگیری از آبروریزی در فامیل اتهام واهی تجاوز به عنف به موکل نسبت داده اند. اظهارات شاکیه متناقض است انتساب اتهام به موکل بی اساس است در پرونده هیچ گونه دلیلی دایر بر انتساب اتهامات عنوان شده به موکل ملاحظه نمی گردد. موکل در تمام مراحل منکر بزه انتسابی است مجازات تبعید با بزه رابطه نامشروع غیرمتناسب است(صفحه 108).

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده شعبه محترم هفتم دادگاه کیفری استان.. . با تبریه ب. از اتهام زنای به عنف و در شرایط احصان با ح. نام­برده را به اتهام رابطه نامشروع مادون زنا محکوم نموده است لکن بنا بر مقررات ماده 211 قانون مجازات اسلامی ایجاب می کرده قراین و امارات بین مستند علم خود را ذکر می کرد چون متهم در همه مراحل منکر هرگونه رابطه نامشروع با شاکیه است و مطلعین از ماوقع هم جز نقل قول از شاکیه و بعضی از آن ها از متهم ندارند و در اصل رابطه دوستی فی مابین شاکیه و ج. بوده که در شکایت اولیه هم شکایت از ج. است. نتیجتا اعتراض وارد است و با استناد به بند 2 قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای متعرض­علیه نقض و رسیدگی مجدد به همان شعبه محترم ارجاع می گردد.
شعبه 6 دیوان عالی کشور - ریس و عضو معاون
رحمت اله عروجی - چراغیان

قاضی:
رحمت الله عروجی , چراغیان

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 637 ـ قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که به هر علت دارای انگشت نمیباشد موجب ارش است. تبصره ـ در قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که کمتر از پنج انگشت دارد علاوه بر دیه آن انگشتان نسبتی از ارش کف دست نیز ثابت است بدین ترتیب که اگر مچ دست دارای یک انگشت باشد علاوه بر دیه یک انگشت چهار پنجم ارش کف دست و اگر دارای دو انگشت باشد علاوه بر دیه دو انگشت سه پنجم ارش کف دست و اگر دارای سه انگشت باشد علاوه بر دیه سه انگشت دو پنجم ارش کف دست و اگر دارای چهار انگشت باشد علاوه بر دیه چهار انگشت یک پنجم ارش کف دست نیز پرداخت می شود.

مشاهده ماده 637 قانون مجازات اسلامی

ماده 23 ـ دادگاه می تواند فردی را که به حد قصاص یا مجازات تعزیری از درجه شش تا درجه یک محکوم کرده است با رعایت شرایط مقرر در این قانون متناسب با جرم ارتکابی و خصوصیات وی به یک یا چند مجازات از مجازات های تکمیلی زیر محکوم نماید: الف ـ اقامت اجباری در محل معین ب ـ منع از اقامت در محل یا محل های معین پ ـ منع از اشتغال به شغل حرفه یا کار معین ت ـ انفصال از خدمات دولتی و عمومی ث ـ منع از رانندگی با وسایل نقلیه موتوری و یا تصدی وسایل موتوری ج ـ منع از داشتن دسته چک و یا اصدار اسناد تجارت چ ـ منع از حمل سلاح ح ـ منع از خروج اتباع ایران از کشور خ ـ اخراج بیگانگان از کشور د ـ الزام به خدمات عمومی ذ ـ منع از عضویت در احزاب گروه ها و دستجات سیاسی یا اجتماعی ر ـ توقیف وسایل ارتکاب جرم یا رسانه یا موسسه دخیل در ارتکاب جرم ز ـ الزام به یادگیری حرفه شغل یا کار معین ژ ـ الزام به تحصیل س ـ انتشار حکم محکومیت قطعی تبصره 1 ـ مدت مجازات تکمیلی بیش از دو سال نیست مگر در مواردی که قانون به نحو دیگری مقرر نماید. تبصره 2 ـ چنانچه مجازات تکمیلی و مجازات اصلی از یک نوع باشد فقط مجازات اصلی مورد حکم قرار می گیرد. تبصره 3 ـ آیین نامه راجع به کیفیت اجرای مجازات تکمیلی ظرف شش ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون توسط وزیر دادگستری تهیه می شود و به تصویب رئیس قوه قضاییه می رسد.

مشاهده ماده 23 قانون مجازات اسلامی

ماده 211 ـ علم قاضی عبارت از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح می شود. در مواردی که مستند حکم علم قاضی است وی موظف است قرائن و امارات بین مستند علم خود را به طور صریح در حکم قید کند. تبصره ـ مواردی از قبیل نظریه کارشناس معاینه محل تحقیقات محلی اظهارات مطلع گزارش ضابطان و سایر قرائن و امارات که نوعا علم آور باشند می تواند مستند علم قاضی قرار گیرد. در هر حال مجرد علم استنباطی که نوعا موجب یقین قاضی نمی شود نمی تواند ملاک صدور حکم باشد.

مشاهده ماده 211 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM