رای قضایی شماره 9309970906801015

رای قضایی شماره 9309970906801015

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970906801015


شماره دادنامه قطعی:
9309970906801015

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/10/07

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
درخواست طلاق زوجه به دلیل محکومیت حبس زوج

پیام رای:
حسب مفاد بند ششم از شروط ضمن عقد نکاح اصل محکومیت حبس به مدت معینه در تحقق شرط مذکور موضوعیت دارد نه اجرای کامل حکم حبس بنابراین چنانچه در مرحله اجرای حکم بخشی از مجازات 5 سال حبس زوج مورد عفو قرار گرفته و وی آزاد شده باشد این امر تحقق شرط وکالت در طلاق ناشی از آن را منتفی نمی سازد؛ زیرا عفو مجازات در اصل محکومیت محکوم علیه تاثیری نداشته بلکه فقط اجرای حکم را متوقف و منتفی می سازد.

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1392/06/25 خانم ف.الف. به طرفیت همسرش آقای و.ع. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به علت تخلف زوج از بندهای 6 و 7 و 9 شروط ضمن العقد و عسروحرج خواهان تقدیم و توضیح داده که در تاریخ 1383/03/25 به عقد دایم خوانده درآمده و ثمره این ازدواج یک فرزند دختر بنام ش. می باشد اکنون مدتی است که خوانده در قبال زندگی مسیولیتی ندارد و خرج و مخارج زندگی را پرداخت نمی نماید و فعلا در زندان مرکزی به سر می برد بابت جرم متفاوت کیفری و همچنین اعتیاد ایشان لذا به شرح خواسته صدور حکم مورد استدعاست. دادخواست مطروحه در شعبه 39 دادگاه عمومی مشهد ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد آقای م.الف. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است در جلسه دادرسی مورخ 1392/10/04 خوانده علی رغم دعوت وی از زندان حضور ندارد و لایحه ای تقدیم نکرده است وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است حسب دادنامه های تقدیمی خوانده به علت ارتکاب جرایم سرقت مقرون به آزار و ایراد صدمه بدنی عمدی و شرکت در قاپیدن کیف به 5 سال حبس و پنجاه ضربه شلاق تعزیری و پرداخت دیه محکوم گردیده و در مرجع تجدیدنظر رای صادره قطعی گردیده است علاوه بر آن خوانده سوابق دیگری دال بر سرقت ایشان در اجرای احکام کیفری دارد که با این اوصاف تخلف ایشان از شروط مندرج در سند نکاحیه محرز و مسلم می باشد و موکل با توجه به تحقق شروط ضمن عقد و به علت عسروحرج شدید که عملا ادامه زندگی مشترک با خوانده را غیرممکن نموده است وفق مقررات تقاضای صدور حکم طلاق را دارد. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجه داور خود را معرفی کرده و داور ایشان هم نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم نموده است و چون زوج از معرفی داور خود امتناع ورزیده از طرف دادگاه برای ایشان داور منصوب شد در این اثنا آقایان م.ر. و ح.ه. وکلای پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج اعلام وکالت نموده اند داور منصوب زوج هم نظریه کتبی خود را تقدیم نموده که حاکی از عدم سازش طرفین می باشد. وکلای خوانده در مقام دفاع لایحه ای تقدیم و طی آن اعلام نمودند که اگرچه موکل به موجب حکم قطعی در تاریخ 1388/11/05 به 5 سال حبس محکوم گردیده لیکن در دی ماه 1392 به موجب عفو از زندان آزاد گردیده است تقاضای استعلام در خصوص مورد را داریم و به این ترتیب به هیچ وجه بازداشت موکل به 5 سال یا بیشتر نرسیده و حکم کیفری در حال اجرا نمی باشد بنابراین بند 6 سند نکاحیه محقق نبوده و از این حیث موجبی برای طلاق نمی باشد و موکل راضی به طلاق نمی باشد و طی چند ماه اخیر که از زندان آزاد گردیده کلیه مقدمات تمکین را برای زوجه و فرزندش فراهم نموده است لذا رد دعوی خواهان مورد استدعاست سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 30-93 مورخ 1393/01/17 با استدلال اینکه خوانده به اتهام سرقت به 5 سال حبس و شلاق محکوم شده و داوران هم موفق به سازش طرفین نشده اند لذا تخلف خوانده از شروط سند نکاحیه را محرز تشخیص و به استناد مواد قانونی منعکس در رای با صدور حکم به خواهان اجازه داده که با مراجعه به دفتر رسمی طلاق و با استفاده از وکالت تفویضی در سند نکاحیه ضمن انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نماید و حضانت فرزند مشترک را به عهده مادر محول و برای پدر حق ملاقات با فرزند به نحو مقرر تعیین نموده است پس از ابلاغ رای صادره وکلای زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده اند که پس از طی تشریفات قانونی شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1008- 93 مورخ 1393/04/25 اعتراض وکلای تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه معترض عنه را صحیح و موافق قانون تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1393/05/11 به وکلای زوج ابلاغ شد و نامبردگان در تاریخ 1393/05/26 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده اند که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرایت می گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای و.ع. با وکالت آقایان ح.ه. و م.ر. نسبت به دادنامه شماره 1008-93 مورخ 1393/04/25 شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در جهت تایید رای بدوی متضمن حکم بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجام خوانده انشاء گردیده وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجام خواه حسب مدلول دادنامه قطعیت یافته شماره 868- 1388/09/17 شعبه 108 دادگاه عمومی جزایی مشهد به لحاظ ارتکاب بزه مشارکت در سرقت مقرون به آزار و شرکت در قاپیدن کیف به تحمل پنج سال حبس و پنجاه ضربه شلاق تعزیری محکوم گردیده و حکم صادره هم درباره نامبرده به مرحله اجرا درآمده است و مراتب محکومیت فرجام خواه در خصوص مورد در لوایح تجدیدنظر و فرجامی مورد تایید وکلای فرجام خواه قرار گرفته است بنابراین تحقق بند 6 شرط ضمن عقد مقید در سند ازدواج ثابت و مدلل بوده و با فرض بر اینکه بر حسب ادعای وکلای فرجام خواه در مرحله اجرای حکم بخشی از مجازات فرجام خواه مورد عفو قرار گرفته و آزاد شده باشد این امر تحقق شرط مذکور را منتفی نمی سازد زیرا عفو مجازات در اصل محکومیت محکوم علیه تاثیری نداشته بلکه فقط اجرای حکم را متوقف و منتفی می سازد و حسب مفاد بند 6 شرط ضمن عقد نکاح اصل محکومیت حبس به مدت معینه در تحقق شرط مذکور موضوعیت داشته نه اجرای کامل حکم حبس صادره. ازاین رو عفو قسمتی از مجازات مورد حکم فرجام خواه موثر در مقام نبوده و تخلف وی از شرط ضمن العقد را منتفی نمی سازد مضافا به اینکه جرم ارتکابی فرجام خواه از جرایم ضداجتماعی محسوب بوده که عرفا با حیثیت خانوادگی و شیون زوجه مغایرت خواهد داشت و این امر موجب تحقق بند 9 شرط ضمن العقد مقید در قباله نکاحیه خواهد بود و دلیلی هم بر عدم مغایرت جرایم ارتکابی فرجام خواه با حیثیت خانوادگی و شیون زوجه فرجام خوانده اقامه و ابراز نشده است بنا به مراتب اشعاری تحقق بندهای 6 و 9 شروط ضمن عقد نکاح که در دادخواست بدوی مورد استناد زوجه فرجام خوانده قرار گرفته محرز و مدلل بوده و به لحاظ ثبوت تحقق شروط مذکور موجبات اعمال وکالت حاصل از تحقق شروط مذکور موضوع بند ب شرط مقید در سند ازدواج که از طرف زوج به زوجه تفویض گردیده فراهم بوده و زوجه فرجام خوانده حق دارد که با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن انتخاب نوع طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن خود و ثبت آن اقدام نماید مضافا به اینکه تصمیم دادگاه در واگذاری حضانت طفل به مادر که در مقام اجرای تبصره ذیل ماده 1169 قانون مدنی و از باب رعایت مصلحت طفل اتخاذ نموده مغایرتی با موازین قانونی نداشته و این امر از موجبات تخدیش دادنامه فرجام خواسته نخواهد بود بنابراین دادنامه فرجام خواسته با توجه به جامع اوراق پرونده و مستندات پیوست آن و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین در مراحل دادرسی و اقدامات و رسیدگی های معموله موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و از حیث ماهوی و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکلای فرجام خواه در حدی نیست که خدشه ای بر دادنامه معترض عنه وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد اعتراض فرجام خواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد.
رییس و مستشار شعبه 8 دیوان عالی کشور
عباسیان- کریم پور نطنزی

قاضی:
حسن عباسیان , کریمپور نطنزی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1169 - برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره - بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد. (اصلاحی 80/09/1382 مجمع تشخیص نظام)

مشاهده ماده 1169 قانون مدنی

ماده 370 - شعبه رسیدگی کننده پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید. چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید و الا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM