رای قضایی شماره 9309970221801175

رای قضایی شماره 9309970221801175

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970221801175


شماره دادنامه قطعی:
9309970221801175

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/09/09

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
اعطای وکالت در نقل و انتقال عین مرهونه

پیام رای:
اعطای وکالتنامه از ناحیه راهن به شخص ثالث جهت انتقال مال مرهونه به خود در تعارض با حقوق مرتهن است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای م.م. فرزند ح. با وکالت آقای ق.ح. به طرفیت آقایان 1- م.الف. فرزند ح. با وکالت خانم ف.ب. 2- م.م. فرزند ب. 3- س.الف. به خواسته اعتراض ثالث نسبت به عملیات اجرایی دادنامه 9209972164600122 و به شماره پرونده 9109982164600843 و بایگانی اجرای 920194 صادره از شعبه 221 محاکم عمومی حقوقی تهران با عنایت به مفاد دادخواست تقدیمی و استماع اظهارات متداعیین حاضر و مستندات دعوی نظر به اینکه بر اساس مبایعنامه مورخ 1391/11/25 به شماره.. .. و متمم های آن که مصون از تعرض باقیمانده خوانده ردیف دوم پلاک ثبتی.. . را به خواهان واگذار نموده است و با توجه به اینکه وکالتنامه رسمی شماره.. .- 1391/11/25 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره.. . تهران گویای فراهم آوردن موجبات رفع موانع قانونی بوده و دلالت صریح بر اذن و ارده قطعی مالک نسبت به واگذاری ملک مورد ترافع به خواهان دارد و در حقیقت متبایعین آخرین اراده خود در خصوص ملک مذکور را در قالب وکالتنامه رسمی مرقوم متجلی ساخته اند و اعطای وکالتنامه مذکور بمنظور انجام تشریفات تنظیم سند رسمی و امور دیگر متضمن قبول تعهدات مبایعه نامه مذکور و لزوم ایفای آن از جانب طرفین بوده و دلالت بر امتداد و استمرار قصد طرفین بر انجام عقد بیع دارد و تردیدی در انتقال حقوق مالک و وقوع بیع ناقل مالکیت به خواهان باقی نمی گذارد و با عنایت به اینکه مدافعات وکیل خوانده ردیف اول و خوانده ردیف سوم مبنی بر صوری بودن معامله علاوه بر اینکه مدلل نیست با مندرجات قراردادها و اوضاع و احوال محقق قضیه و کیفیت مراضات و توافقات و مدلول التزامی الفاظ مذکور در اسناد ابرازی مطابقت نداشته و بر خلاف ظاهر است و ادعای دیگر ایشان مبنی بر اینکه انتقال ملک مذکور منافی با حق مرتهن بوده و غیر نافذ بوده و اساسا بیع قابلیت انعقاد نداشته و اثر قانونی ندارد نسبت به ایشان بی ارتباط بوده و در چارچوب روابط بین راهن و مرتهن قابل طرح و ادعا می باشد و در حال حاضر تاثیر مستقیمی در این دعوی و حق ثابت خواهان ندارد و با التفات به اینکه در زمان توقیف پلاک ثبتی مورد دعوی با توجه به آثار و التزامات ناشی از عقد بیع مالکیتی برای خوانده ردیف دوم وجود نداشته تا بعنوان مال بلامعارض ایشان قابلیت توقیف داشته باشد دعوی خواهان را بنظر ثابت تشخیص داده لهذا بنا به مراتب فوق به استناد مواد 10 35 190 219 220 223 338 362 450 793 1257 و 1301 قانون مدنی و مواد 146 و 147 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356/8/1 حکم بر رفع توقیف از پلاک ثبتی معترض عنه مذکور را صادر و اعلام می نماید. رای صادره نسبت به خوانده ردیف دوم غیابی بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ به ایشان قابل واخواهی در همین دادگاه و پس از آن ظرف بیست روز دیگر از جانب مشارالیه و همچنین ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ به اصحاب دیگر دعوی قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 221 دادگاه عمومی حقوقی تهران – احمد وند

رای دادگاه تجدیدنظر استان
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9309972164600353 مورخ 1393/5/22 صادره از شعبه 221 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر رفع توقیف از پلاک ثبتی.. . فرعی از.. . اصلی اشعار داشته و مورد تجدید نظر خواهی م.الف. با وکالت ف.ب. و س.الف. با وکالت ر.ن. واقع شده است مخالف قانون و مقررات موضوعه و مدارک ابرازی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه و مستوجب نقض آن می باشد. زیرا که اولا: مبنای طرح دعوی از ناحیه خواهان نخستین همانا یک فقره مبایعه نامه مورخ 1391/11/25 و وکالتنامه رسمی مورخ 1391/11/25 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره.. . حوزه ثبتی تهران می باشد که قرارداد مذکور بصورت عادی تنظیم گردیده است. این در حالیست که بنابر تصریح ماده 46 از قانون ثبت هرگونه انعقاد عقد و معاملات راجع به اعیان یا منافع املاکی که قبلا در دفتر املاک به ثبت رسیده اند لزوما می بایست بصورت رسمی صورت پذیرد که در مانحن فیه به لحاظ ثبت پلاک ثبتی مورد ترافع در دفتر املاک بنام م.م. عقد واقع شده بصورت عادی بر خلاف مقررات جاریه می باشد. ثانیا: هرچند عقد رهن موجب خروج عین مرهونه از مالکیت مالک نمی گردد لیکن شخص مرتهن نسبت به مال مرهونه حق عینی داشته و هرگونه نقل و انتقال نسبت به مال مرهونه منوط به اذن مرتهن می باشد که در دوسیه مطمح نظر پلاک ثبتی مبحوث عنه در تاریخی مقدم از ناحیه بانک پ. برابر اسناد رهنی به شماره های 11691 مورخ 1386/12/13 و 19410 مورخ 1389/8/13 و 21174 مورخ 1390/3/12 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره.. . حوزه ثبتی تهران در رهن آن بانک قرار گرفته است و بانک مرتهن هیچگونه اذنی به راهن در جهت واگذاری عین و منافع عین مرهونه به راهن اعطا ننموده است. بنابراین عقد واقع شده غیر نافذ بوده و مادامی که بطریق قانونی توسط مرتهن مورد تنفیذ قرار نگیرد منشا اثر نخواهد بود. ثالثا: وکالتنامه اسنادی نیز از ناحیه راهن به خواهان اعطا شده است نیز بدون اذن مرتهن بوده که 1- وکالتنامه عنوان مالکیت ندارد و صرفا وسیله انتقال است. 2- بنابر تصریح ماده 793 از قانون مدنی راهن نمی تواند در رهن تصرفی نماید که منافی حق مرتهن باشد. بنابراین اعطای وکالتنامه از ناحیه راهن به خواهان در جهت انتقال مال مرهونه به خود در تعارض با حقوق مرتهن می باشد. رابعا: توقیف پلاک ثبتی مورد تنازع از ناحیه خواندگان در آن مقطع به اعتبار مالکیت رسمی مدیون (م.م.) صورت پذیرفته است. بنابراین موجبی برای رفع توقیف از پلاک ثبتی آنهم به اعتبار مبایعه نامه عادی نمی باشد. از این رو دادگاه با قبول لوایح اعتراضیه و با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعوی خواهان نخستین صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 18 دادگاه تجدید نظر استان تهران
امانی شلمزاری - کریمی

قاضی:
عزت اله امانی شلمزاری , کریمی , احمد وند

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 146 ـ هر گاه نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده شخص ثالث اظهار حقی نماید اگر ادعای مزبور مستند به حکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است. توقیف رفع می شود در غیر این صورت عملیات اجرایی تعقیب می گردد و مدعی حق برای جلوگیری از عملیات اجرایی و اثبات ادعای خود می تواند به دادگاه شکایت کند.

مشاهده ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 147 ـ شکایت شخص ثالث در تمام مراحل بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی رسیدگی می شود. مفاد شکایت به طرفین ابلاغ می شود و دادگاه به دلائل شخص ثالث و طرفین دعوی به هر نحو و در هر محل که لازم بداند رسیدگی می کند و در صورتی که دلائل شکایت را قوی یافت قرار توقیف عملیات اجرایی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر می نماید. در این صورت اگر مال مورد اعتراض منقول باشد دادگاه می تواند با اخذ تامین مقتضی دستور رفع توقیف و تحویل مال را به معترض بدهد. به شکایت شخص ثالث بعد از فروش اموال توقیف شده نیز به ترتیب فوق رسیدگی خواهد شد. تبصره ـ محکوم له می تواند مال دیگری را از اموال محکوم علیه به جای مال مورد اعتراض معرفی نماید. در این صورت آن مال توقیف و از مال مورد اعتراض رفع توقیف می شود و رسیدگی به شکایت شخص ثالث نیز موقوف می گردد.

مشاهده ماده 147 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 793 - راهن نمی تواند در رهن تصرفی کند که منافی حق مرتهن باشد مگر به اذن مرتهن.

مشاهده ماده 793 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM