در خصوص دادخواست آقای الف.ح. فرزند ک. با وکالت س.ی. بهطرفیت خانم الف.ک. فرزند و. به خواسته اعسار از پرداخت محکوم به موضوع دادنامه شماره 92/678 همین دادگاه که طی آن خواهان طی رای
طلاق به پرداخت حقوق زوجه محکوم شده است. خوانده دفاعی ندارد. شهود تعرفه شده متفقا بر ناتوانی خواهان در ایفای دین گواهی داده اند. دادگاه با نگرش در اوراق پرونده از جمله مفاد استشهادیه تقدیمی مطلعین بدین تبیان که تصدیق نموده اند: خواهان قادر به پرداخت محکوم به بطور یکجا نمی باشد نظر به مودای اظهارات شهود که برای دادگاه در حد اماره قضایی و نه دلیل شرعی موثر بوده؛ افزون بر آن خوانده دفاع موثری ابراز نداشته و دلیلی بر ایسار و عدم اعسار خواهان اقامه نکرده است؛ در واقع
تعیین مهریه به صورت غیرمتعارف در ابتدای زندگی مشترک خود اماره علم و اطلاع زوجین و ارتکاز ذهنی آنان از ناتوانی در پرداخت یکجای دین دارد؛ از این رو دادگاه نظر به آیه شریفه 280 سوره بقره: {و ان کان ذو عسره فنظره الی میسره {ترجمه: و اگر بدهکار تنگدست باشد تا هنگام گشایش به او مهلت بدهید.} به استناد مواد (1-20-21-23-37) قانون اعسار و نظر به تجویز تبصره ذیل ماده 19 آییننامه اجرایی موضوع ماده 6
قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی ناتوانی خواهان از پرداخت دفعی و نقدی محکوم به یاد شده را محرز دانسته با صدور حکم اعسار و در نهایت با استناد به قاعده «المیسور لا یسقط بالمعسور» به شرح زیر این بدهی را در حق خواهان تقسیط می نماید: خواهان مکلف است در ابتدا بیست میلیون تومان و سپس هر ماه پانصد هزار تومان تا پرداخت کامل حقوق پرداخت نماید. زوج باید بابت پشتوانه اقساط یک فقره چک با امضای یک کارمند به زوجه تحویل نماید چنانچه در وضعیت مالی خواهان اتفاقی افتاد که قادر به پرداخت بیشتری از دین شود این رای مانع توقیف سایر اموال نخواهد بود. رای صادره غیابی و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه سپس قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه های محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 275 دادگاه عمومی خانواده تهران - وحدانی نیا