خواهان خانم ر.ز. فرزند ر 27 ساله خانه دار با وکالت آقای م.م. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه عمومی شهرستان قایم شهر پیوست فتوکپی مصدق سند نکاحیه به طرفیت خوانده همسرش آقای س.الف. فرزند م 32 ساله شغل آزاد تقاضای صدور حکم مبنی بر گواهی عدم امکان سازش نموده و وکیل مذکور اظهار داشته نظر به اینکه موکله طبق سند نکاحیه در تاریخ 11/8/86 به عقد دایم شرعی خوانده محترم درآمده و پس از عقد متوجه شده که خوانده اعتیاد مضر دارد و بارها با وی صحبت نموده ولیکن متاسفانه دست از سوء معاشرت و اعتیاد برنداشته لذا موکله مجبور شده برای تامین مایحتاج خود به کار بیرون روی آورده است و در حال حاضر نیز مشغول به کار می باشد و گاهی اوقات نیز به لحاظ شغل وی بیکار می شود و زندگی برای وی سخت و طاقت فرسا می شود و خوانده محترم ادامه زندگی را بر موکله تنگ نموده و تقاضای اخذ تصمیم شایسته را دارد. پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه چهارم دادگاه حقوقی قایم شهر مطرح و در جلسه اولیه دادگاه خواهان و وکیلش حضور نیافته و خوانده اظهار داشته من نقاش ساختمان هستم یک موقع کار هست و یک زمانی کار نیست. زندگی مشکل دارد. من اعتیاد داشتم گذشته ام کنار فعلا معتاد نیستم و مخارج ایشان را پرداخت کرده ام دو مرتبه رفته ام دنبالش لیکن ایشان پاسخ نداد و حاضر برای
طلاق نیستم و دادگاه ختم رسیدگی اعلام و در دادنامه شماره 0002170-30/11/90 در خصوص دعوی ر.ز. به طرفیت س.الف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به لحاظ عسروحرج زوجه و عدم پرداخت
نفقه از جانب زوج بدین توضیح که وکیل خواهان اظهار می دارد که خوانده دارای اعتیاد مضر می باشد و
نفقه همسرش را پرداخت نمی کند و خواهان از طریق کار کردن
نفقه خود را تامین می کند و در عسروحرج به سر می برد و تقاضای
طلاق دارد. ولیکن خوانده اظهار داشته اعتیاد ندارد و
نفقه را نیز پرداخت می کنم و زوجه بدون جهت منزل را ترک کرده و حاضر به
طلاق نیستم. دادگاه با توجه به محتویات پرونده و عدم حضور خواهان و وکیل وی در جلسه و عدم ارایه دلیل بر عسروحرج لذا اظهارات خواهان را وارد ندانسته و حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است که از ناحیه زوجه خانم ر.ز. با وکالت م.م. طی دادخواست تجدیدنظر تقدیمی مورد اعتراض و تقاضای تجدیدنظر نموده است. لذا پرونده در شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران مطرح و پس از تحقیقات انجام شده و صدور قرار ارجاع امر به داوری و ملاحظه نظریه داوران و ملاحظه نظریه پزشکی قانونی که نتیجه آزمایش اعتیاد را منفی اعلام کرده است در دادنامه شماره 0354-19/3/92 پس از ذکر خلاصه جریان پرونده و اینکه شعبه چهارم دادگاه عمومی قایم شهر در دادنامه فوق الذکر حکم به بطلان دعوی زوجه صادر و زوجه از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده و پس از ذکر نظریه داوران و نظریه پزشکی قانونی مبنی بر منفی بودن نتیجه آزمایش اعتیاد نوشته تجدیدنظرخواه دلایلی که حکایت از عدم پرداخت
نفقه داشته باشد ارایه ننموده لذا تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار نموده است. متعاقبا خانم ر.ز. با وکالت آقای م.م. طی دادخواست فرجامی نسبت به دادنامه دادگاه تجدیدنظرمذکور اعتراض و فرجام خواهی نموده است. بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای ر.انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 354-19/3/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: