در تاریخ 5/7/91 خانم ک.ل. با وکالت ر.ح. دادخواستی به طرفیت آقای ر.ف. مجهول المکان تسلیم دادگستری کرج نموده که به شعبه 9 دادگاه عمومی آن شهرستان ارجاع شده است. خلاصه توضیح وکیل خواهان این است که زوجین در تاریخ 10/5/81 به عقد رسمی دایم هم با
مهریه پانصد عدد سکه بهار آزادی درآمدند و بند 1 از شروط عقدنامه محقق شدو زوجه تقاضای صدور حکم
طلاق دارد. دادگاه طرفین را دعوت نمود. در جلسه مورخ 24/8/91 وکیل خواهان حاضر شد و خواسته را تکرار نمود و دلیل اثباتی را گواهان دانسته است. دادگاه قرار استماع گواهی گواهان را صادر نمود. در جلسه مورخ 7/9/91 گواهان معرفی شدند که دو نفر بودند و هر دو از قضیه اظهار بی اطلاعی کردند. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 2567-30/10/91 ادعای وکیل خواهان را بدون دلیل دانست و حکم به رد دعوی خواهان صادر کرده است. از این رای توسط وکیل زوجه تجدیدنظرخواهی شد و پرونده به شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع گردیده است. مطالب وکیل تجدیدنظرخواه علاوه بر تکرار مطالب گذشته این است که زوج در همین شعبه محکوم به پرداخت
نفقه شد و
نفقه را نداده است. ولی حکم یا اجراییه ارایه نداده است. دادگاه تجدیدنظر طی دادنامه شماره 418-29/4/92 رای بدوی را تایید نموده است از این رای توسط وکیل زوجه فرجام خواهی شد و پرونده به این شعبه ارجاع شده است. مطالب فرجام خواه تکرار مطالب گذشته می باشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای ج.الهی عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 418-29/4/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: