درخواست اعاده دادرسی محکوم علیه آقای م. نسبت به دادنامه قطعی شماره 1361-03/12/92 صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان که متضمن محکومیت نامبرده به تحمل 6 ماه حبس بابت اتهام
خیانت در امانت می باشد وارد است؛ زیرا آن گونه که مفاد رای محکمه تجدیدنظر دلالت دارد فعل ارتکابی نامبرده در تلف مالی شاکی سهل انگاری در انجام وظیفه نگهبانی اعلام شده است و این معنی و آنچه که در رای محکمه بدوی مبنای محکومیت قرار گرفته است توجیه حقوقی و قانونی ندارد. زیرا مطابق اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها ارکان هر بزهی مشخص است و عمل مادی جرم باید منطبق با آنچه باشد که قانون گذار تعریف کرده است. در مانحن فیه ملاحظه می گردد که محکوم علیه نگهبان پاساژ بوده و مغازه شاکی نیز که در آن محل واقع بوده مورد
سرقت و دستبرد قرار گرفته است. دادگاه بدوی با استدلال های مرقوم در رای چنین استنباط کرده که محکوم علیه با اقدام خویش از جمله باز گذاشتن درب خرپشته و.. . موجبات
سرقت را فراهم کرده است و از عمل سارق مطلع بوده است. در این فرض و احراز آن اتهام متهم در مقوله معاونت در
سرقت قابل بررسی است. البته با احراز وحدت قصد و تقارن زمانی و سایر شرایط و اتهام
خیانت در امانت در آن صادق نیست. زیرا
سرقت توسط غیر صورت گرفته است و مالی نیز مستقیما به عنوان امانت تحویل محکوم علیه داده نشده است. با فرض همکاری و فراهم نمودن موجبات
سرقت با جمیع سایر شرایط عنوان معاونت دارد و می تواند با بند ب ماده 126
قانون مجازات اسلامی 1392 منطبق باشد و تعیین مجازات بابت
خیانت در امانت واجد اشکال خلاف قانون و نامتناسب می باشد. محکمه تجدیدنظر نیز با تلقی عمل متهم به عنوان سهل انگاری وی را عامل تلف مال شاکی قلمداد کرده است. این استنباط نیز برای محکومیت و تعیین مجازات مخدوش است زیرا رکن مادی تلف برای احراز بزه
خیانت در امانت فعل مثبت توام با سوءنیت است و در وصف سهل انگاری اساسا وقوع جرم قابل تصور نیست بلکه مسیولیت و ضمان مالی متوجه فعل امین است که دچار تعدی و تفریط شده باشد آن هم در مالی که به صورت امانی در ید وی بوده است در حالی که در پرونده چنین وضعیتی رخ نداده است و صرف سهل انگاری نمی تواند مسیولیت کیفری در پی داشته باشد و تعیین مجازات واجد اشکال و نامتناسب بر عمل و فعل ارتکابی محکوم علیه می باشد. لذا با انطباق تقاضا با بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و با استناد به ملاک
رای وحدت رویه شماره 25/58-01/02/59 هییت عمومی دیوان عالی کشور و مستند به ماده 274 قانون مذکور ضمن تجویز اعاده دادرسی پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض محاکم تجدیدنظر استان لرستان ارجاع می گردد.
رییس شعبه سی وپنجم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
سیدکریمی ـ حیاتی