رای قضایی شماره 9309970224100960

رای قضایی شماره 9309970224100960

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970224100960


شماره دادنامه قطعی:
9309970224100960

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/30

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تهدید به ایراد صدمه بدنی و عملی کردن آن

پیام رای:
در فرضی که متهم ابتدا تهدید به ایراد صدمه بدنی کند و سپس آن را عملی نماید فقط به مجازات ایراد صدمه بدنی محکوم می شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام 1ـ ح. 2ـ ح. 3ـ الف. همگی دایر به مشارکت در ایراد ضرب وجرح عمدی نسبت به آقای ف. و خانم ز.؛ دادگاه نظر به محتویات پرونده شکایت شکات گزارش مرجع انتظامی گواهی پزشکی قانونی شهادت شهود کیفرخواست صادره از طرف دادسرای ناحیه ده تهران و عدم حضور متهمین در جلسه دادرسی مویدا به سایر قراین و امارات منعکسه در پرونده اتهامشان محرز است و عمل مجرمانه اشان منطبق است با مواد 669 و 618 قانون مجازات اسلامی و مواد 559 709 134 قانون مجازات اسلامی 1392 لذا محکمه با رعایت ماده 217 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری هریک از متهمین را به پرداخت یک سوم از کل دیه از بابت حارصه بند انتهایی انگشت شست پای راست به پرداخت یک صدم دیه یک بند انگشت شست از بابت حارصه مخاط داخلی لب فوقانی به پرداخت یک درصد دیه کامل از بابت ارش تورم مختصر و خون ریزی از بینی جمعا به پرداخت نیم درصد دیه کامل از بابت ارش لقی دندان به پرداخت شش دهم درصد دیه کامل انسان ظرف یک سال با انتخاب دیه از ناحیه محکوم علیهم و هر یک از متهمین را از بابت تهدید به تحمل دو سال حبس و از بابت توهین به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید. النهایه فقط مجازات اشد نسبت به هرکدام قابل اجرا می باشد. رای صادره غیابی است و ظرف ده روز قابل واخواهی در همین دادگاه و سپس ظرف بیست روز در غیر مورد دیه قابل رسیدگی تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران ح.ی
در خصوص واخواهی آقای ح. نسبت به دادنامه غیابی شماره 9309972180700189 مورخ 26/03/1393 صادره از شعبه 1167 موضوع شکایت آقای ف.؛ دادگاه نظر به محتویات پرونده و با عنایت به لایحه اعتراضیه واخواهی این که دلیل موجهی که موجبات فسخ دادنامه صادره را ایجاب نماید ارایه نگردیده است با رد واخواهی واخواه اصل دادنامه را تایید و ابرام لکن نظر به فقدان سابقه کیفری متهم (واخواه) به استناد تبصره 3 ماده 134 قانون مجازات اسلامی 1393 مجازات حبس به تحمل 13 ماه حبس و مجازات شلاق به تحمل 36 ضربه تقلیل و تبدیل می نماید. النهایه در این رای نیز فقط مجازات اشد قابل اعمال است. رای صادره حضوری است و ظرف بیست روز قابل رسیدگی تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ حسین زاده
در خصوص واخواهی آقای ح. نسبت به دادنامه غیابی شماره 9309972180700189 مورخ 26/03/1393 صادره از شعبه 1167 موضوع شکایت آقای ف.؛ دادگاه نظر به محتویات پرونده و با عنایت به لایحه اعتراضیه واخواهی این که دلیل موجهی که موجبات فسخ دادنامه صادره را ایجاب نماید ارایه نگردیده است با رد واخواهی واخواه اصل دادنامه را تایید و ابرام لکن نظر به فقدان سابقه کیفری متهم (واخواه) به استناد تبصره 3 ماده 134 قانون مجازات اسلامی 1393 مجازات حبس به تحمل 13 ماه حبس و مجازات شلاق به تحمل 36 ضربه تقلیل و تبدیل می نماید. النهایه در این رای نیز فقط مجازات اشد قابل اعمال است. رای صادره حضوری است و ظرف بیست روز قابل رسیدگی تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ حسین زاده

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در این پرونده آقای ح. به طرفیت آقای ف. از دادنامه 700347 مورخ 22/05/93 ناظر بر دادنامه 700189 مورخ 26/03/93 شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران در مهلت مقرر قانونی تجدیدنظرخواهی نموده است که به موجب دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواه از جهت مشارکت با آقایان ح. و الف. در ایراد صدمه بدنی به آقای ف. حسب مواد 669 و 618 قانون مجازات اسلامی 1375 و مواد 559 و 709 و 134 قانون مجازات اسلامی 92 به پرداخت دیات صدمات وارده و از جهت جرم تهدید به 13 ماه حبس و 36 ضربه شلاق با استناد به تبصره 3 ماده 134 قانون مجازات اسلامی 1392 محکوم گردیده است؛ حال با توجه به گزارش اولیه و اظهارات آقای ف. و اظهارات تجدیدنظرخواه و برادرش ح. و نظریه پزشکی قانونی و اظهارات ع. و ف. حکایت از این دارد درگیری و نزاع فی مابینشان ایجادشده است و منتهی به مصدومیت آقای ف. شده است؛ با عنایت به این که دیات صدمات وارده کمتر از خمس دیه کامله می باشد در اجرای بند دال از ماده 232 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قابل تجدیدنظرخواهی نبوده و رد می گردد. و اما جرم تهدید با ایراد صدمات تبدیل به صدمات بدنی و اجرایی شده با این ترتیب تهدید منتفی است و طبق بند یک از قسمت ب از ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای نقض و طبق ماده 177 قانون مذکور تبریه می گردد. و اما جرم توهین محرز است و بر تعیین مجازات برای توهین حسب ماده استنادی قانونی ایرادی وارد نمی باشد و طبق بند الف از ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید می گردد و رای قطعی است.
رییس شعبه 41 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
قنبری ـ قاسمی

قاضی:
عبدالعلی قنبری , قاسمی , حسین زاده , ح.ی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 669 ـ قطع و از بین بردن هریک از دو پستان زن موجب نصف دیه کامل زن و از بین بردن مقداری از آن به همان نسبت موجب دیه است و اگر همراه با از بین رفتن تمام یا بخشی از پستان مقداری از پوست یا گوشت اطراف آن هم از بین برود یا موجب جنایت دیگری گردد علاوه بر دیه پستان دیه یا ارش جنایت مزبور نیز باید پرداخت شود.

مشاهده ماده 669 قانون مجازات اسلامی

ماده 618 ـ هرگاه دندان های اصلی دائمی از بیست و هشت عدد کمتر باشد به همان نسبت از دیه کامل کاهش مییابد خواه خلقتا کمتر باشد یا در اثر عارضه ای کم شده باشد.

مشاهده ماده 618 قانون مجازات اسلامی

ماده 559 ـ هرگاه در اثر جنایت صدمهای بر عضو یا منافع وارد آید چنانچه برای آن جنایت در شرع دیه مقدر یا نسبت معینی از آن به شرح مندرج در این قانون مقرر شده باشد مقدار مقرر و چنانچه شرعا مقدار خاصی برای آن تعیین نشده ارش آن قابل مطالبه است.

مشاهده ماده 559 قانون مجازات اسلامی

ماده 709 ـ جراحات سر و صورت و دیه آنها به ترتیب ذیل است: الف ـ حارصه: خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود یک صدم دیه کامل ب ـ دامیه: جراحتی که اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان کم یا زیاد خون باشد دو صدم دیه کامل پ ـ متلاحمه: جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد سه صدم دیه کامل ت ـ سمحاق: جراحتی که به پوست نازک روی استخوان برسد چهار صدم دیه کامل ث ـ موضحه: جراحتی که پوست نازک روی استخوان را کنار بزند و استخوان را آشکار کند پنج صدم دیه کامل ج ـ هاشمه: جنایتی که موجب شکستگی استخوان شود گرچه جراحتی را تولید نکند ده صدم دیه کامل چ ـ منقله: جنایتی که درمان آن جز با جابه جا کردن استخوان میسر نباشد پانزده صدم دیه کامل ح ـ مامومه: جراحتی که به کیسه مغز برسد یک سوم دیه کامل خ ـ دامغه: صدمه یا جراحتی که کیسه مغز را پاره کند که علاوه بر دیه مامومه موجب ارش پاره شدن کیسه مغز نیز می باشد. تبصره 1 ـ جراحات گوش بینی لب زبان و داخل دهان در غیر مواردی که برای آن دیه معین شده است در حکم جراحات سر و صورت است. تبصره 2 ـ ملاک دیه در جراحت های مذکور مقدار نفوذ جراحت بوده و طول و عرض آن تاثیری در میزان دیه ندارد. تبصره 3 ـ جنایت بر گونه در صورتی که داخل دهان را نمایان نسازد موجب یک بیستم دیه کامل و اگر به نحوی باشد که داخل دهان را نمایان سازد موجب یک پنجم دیه کامل است. در این مورد چنانچه پس از بهبودی جراحت اثر و عیب فاحشی در صورت باقی بماند علاوه بر آن یک بیستم دیه دیگر نیز باید پرداخت شود. تبصره 4 ـ هرگاه جنایت موضحه صورت بعد از التیام اثری از خود بر جای بگذارد علاوه بر دیه موضحه یک هشتادم دیه کامل نیز ثابت است و هرگاه جنایت در حد موضحه نبوده و بعد از التیام اثری از آن باقی بماند علاوه بر دیه جنایت یک صدم دیه کامل نیز ثابت است و چنانچه جنایت شکافی در صورت ایجاد کند دیه آن هشت صدم دیه کامل است.

مشاهده ماده 709 قانون مجازات اسلامی

ماده 134 ـ در جرایم موجب تعزیر هرگاه جرایم ارتکابی بیش از سه جرم نباشد دادگاه برای هر یک از آن جرایم حداکثر مجازات مقرر را حکم می کند و هرگاه جرایم ارتکابی بیش از سه جرم باشد مجازات هر یک را بیش از حداکثر مجازات مقرر قانونی مشروط به اینکه از حداکثر به اضافه نصف آن تجاوز نکند تعیین می نماید. در هر یک از موارد فوق فقط مجازات اشد قابل اجراء است و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجراء شود مجازات اشد بعدی اجراء می گردد. در هر مورد که مجازات فاقد حداقل و حداکثر باشد اگر جرایم ارتکابی بیش از سه جرم نباشد تا یک چهارم و اگر جرایم ارتکابی بیش از سه جرم باشد تا نصف مجازات مقرر قانونی به اصل آن اضافه می گردد. تبصره 1 ـ در صورتیکه از رفتار مجرمانه واحد نتایج مجرمانه متعدد حاصل شود طبق مقررات فوق عمل می شود. تبصره 2 ـ در صورتی که مجموع جرایم ارتکابی در قانون عنوان مجرمانه خاصی داشته باشد مقررات تعدد جرم اعمال نمی شود و مرتکب به مجازات مقرر در قانون محکوم می گردد. تبصره 3 ـ در تعدد جرم در صورت وجود جهات تخفیف دادگاه می تواند مجازات مرتکب را تا میانگین حداقل و حداکثر و چنانچه مجازات فاقد حداقل و حداکثر باشد تا نصف آن تقلیل دهد. تبصره 4 ـ مقررات تعدد جرم در مورد جرایم تعزیری درجه های هفت و هشت اجراء نمی شود. این مجازات ها با هم و نیز با مجازات های تعزیری درجه یک تا شش جمع می گردد.

مشاهده ماده 134 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM