در تاریخ 13/4/1390 آقای الف.ع. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از ح.خ. فرزند م دادخواستی بطرفیت خانم ص.پ. و به خواسته صدور حکم بر الزام خوانده به انتقال رسمی موازی پنج دست زمین موضوع صلح نامه مورخ 15/7/83 تحت پلاک.. . بخش 8 یزد مقوم به پنجاه میلیون و هزار ریال با احتساب خسارات به استناد وکالت نامه خود و تصاویر مستندات مرقوم تقدیم دادگستری شهرستان یزد نموده که به شعبه پنجم ارجاع و چنین توضیح داده است که به موجب صلح نامه مورخ 15/7/83 خوانده موازی پنج دست مشاع زمین دارای پلاک.. .. بخش 8 یزد را به موکل وی صلح نموده. رقبه مزبور
مهریه خوانده و اظهارنامه ثبت ملک بنام وی دلیل مالکیت مشارالیها می باشد. با توجه به اینکه از انتقال رسمی ملک به موکل خودداری می نماید تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته دارد. شعبه مرجوع الیه وقت رسیدگی برای روز 29/6/90 تعیین و طرفین را به رسیدگی دعوت کرده است. وضعیت ثبتی خواسته شده پاسخ واصله پیوست است. دادگاه در تاریخ 22/8/90 به منظور بررسی مورد دعوی با مالکیت خوانده قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است و کارشناس منتخب به شرح نظریه شماره 2629 ــ 22/10/1390 بیان داشته که سه دانگ مشاع از.. . بخش 8 یزد را که معادل تمامی 5 دست مشاع از یک قطعه زمین مزروعی است متعلق به بانو ص.پ. فرزند غ می باشد. وکیل خواهان خواستار اداء توضیح کارشناس شده و دادگاه برای روز 17/7/91 وقت تعیین و طرفین و کارشناس را دعوت نموده و در وقت مقرر حسب صورت مجلس تنظیمی وکیل خواهان و کارشناسی حضورداشته و خوانده علیرغم ابلاغ وقت رسیدگی حضور نداشته و لایحه ای هم نفرستاد. وکیل خواهان اظهار داشته آقای ح.خ. و فرزندش به محل وقوع ملک رفته و زمین مورد دعوی را معرفی نموده و کارشناسی شده و خانم ص.پ. فرزند غ. تمامی 5 دست مشاع از یک قطعه زمین مزروعی پلاک.. . بخش 8 را تقاضای ثبت نموده و به خواهان انتقال داده در صورتی که پلاکی را معرفی می نمایند پلاک.. .. بخش 8 می باشد و ارتباطی با پلاک.. . بخش 8 ندارد. وکیل خواهان تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به انتقال مورد دعوی را نموده است دادگاه نیز در همین جلسه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 9109970301300956 ــ 17/7/1391 چنین رای صادر و اعلام نموده است. «.... با عنایت به شرح دادخواست و صلح نامه عادی ذکرشده که روگرفت آن و مدارک رسمی پیوست پرونده است و نسبت به آن خدشه ای نشده است و پاسخ استعلام ثبتی و نظر کارشناس و توضیحات وی حاکی از مالکیت خوانده نسبت به میزان مورد مصالحه از ملک فوق می باشد و خوانده در قبال ادعای خواهان دفاعی به عمل نیاورده است لذا دادگاه خواسته خواهان موجه دانسته به استناد مواد 198 و 502 و 515 و 519
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و مواد 10 و 219 و 220 قانون مدنی خوانده را به انتقال رسمی معادل پنج دست از پلاک ثبتی شماره.. .. بخش 8 یزد بنام خواهان و پرداخت.. .. در حق خواهان صادر و اعلام می دارد رای غیابی و قابل واخواهی است.. . »; با ابلاغ این دادنامه خانم ص.پ. فرزند غ واخواهی نموده و در لایحه واخواهی گفته است که با توجه به ماده 47 قانون ثبت صلح نامه عادی اعتبار ندارد و اعلام داشته است که نوشته مورد استناد مورد قبول وی نمی باشد و خواستار ابطال آن شده است. دادگاه وقت رسیدگی به واخواهی به روز 7/2/92 تعین و طرفین را دعوت نموده حسب صورت مجلس مرقوم در روز رسیدگی واخواه اظهارات خود را به شرح لایحه واخواهی اعلام داشته که به شماره 295 ــ 7/2/92 ثبت دفتر دادگاه گردیده. وکیل خوانده خواستار رسیدگی شده و اضافه کرده است که واخواه با صحت و سلامت روحی و جسمی اقدام به صلح نموده و ادعای مطرح شده صحیح نمی باشد. سپس دادگاه به شرح دادنامه شماره 9209970301300163 ــ 8/2/92 دلایل واخواه را کافی ندانسته و رای واخواسته را عینا تایید نموده است. با ابلاغ این دادنامه در تاریخ 22/2/92 خانم ص.پ. نسبت به آن در تاریخ 30/3/92 درخواست رسیدگی فرجامی کرده است و حسب محتویات پرونده واصله تجدیدنظرخواهی به عمل نیامده است. خلاصه فرجام خواهی مشارالیها این است که در صدور دادنامه فرجام خواسته رعایت موازین شرعی و قانون به عمل نیامده و رای صادره بدون توجه به دفاعیات وی اصدار یافته در پایان گفته است که لایحه متضمن در چند روز آینده تقدیم خواهد شد دادگاه صادرکننده حکم در همان روز 30/3/92 دستور تبادل لوایح صادر نموده و با وصول پاسخ وکیل فرجام خوانده اشتباها پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان یزد ارسال شده. رسیدگی به شعبه هفتم محول گردید شعبه مرجوع الیه وقت رسیدگی به روز 17/6/92 ساعت ده صبح تعیین و به طرفین ابلاغ نموده وکیل فرجام خوانده تایید دادنامه واخواسته را خواستار شده فرجام خواه به شرح لایحه شماره 563 ــ 17/6/92 وکیل برای مطالعه پرونده معرفی نموده (وکیل معرفی شده تقاضای مطالعه پرونده را نموده است) و دادگاه تجدیدنظر در این جلسه طی دادنامه شماره 9210390302700010 ــ 17/6/92 چون درخواست مطروحه فرجام خواهی بوده ضمن عدول از تصمیم مورخ 3/5/92 خود پرونده را به دادگاه نخستین به منظور ارسال به دیوان عالی کشور اعاده نموده است و دفتر دادگاه مزبور نیز پرونده را جهت فرجام خواهی ارسال داشته رسیدگی در دستور کار این شعبه قرارگرفته و پرونده به کلاسه بالا ثبت شده اوراق لازم از سوابق ارسالی و نیز درخواست فرجامی فرجام خواه هنگام شور قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: