رای قضایی شماره 9309970909100205

رای قضایی شماره 9309970909100205

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909100205


شماره دادنامه قطعی:
9309970909100205

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/05

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
ضمانت اجرای عدم ابطال تمبر وکالت در مرحله فرجامی

پیام رای:
چنانچه در مرحله فرجامی وکیل دخالت کند ولی تمبر مالیاتی مربوطه را ابطال نکرده باشد لایحه وکیل در مقام تبادل لوایح قابل ترتیب اثر نیست و پرونده به مرجع تالی عودت می شود.

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 13/4/1390 آقای الف.ع. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از ح.خ. فرزند م دادخواستی بطرفیت خانم ص.پ. و به خواسته صدور حکم بر الزام خوانده به انتقال رسمی موازی پنج دست زمین موضوع صلح نامه مورخ 15/7/83 تحت پلاک.. . بخش 8 یزد مقوم به پنجاه میلیون و هزار ریال با احتساب خسارات به استناد وکالت نامه خود و تصاویر مستندات مرقوم تقدیم دادگستری شهرستان یزد نموده که به شعبه پنجم ارجاع و چنین توضیح داده است که به موجب صلح نامه مورخ 15/7/83 خوانده موازی پنج دست مشاع زمین دارای پلاک.. .. بخش 8 یزد را به موکل وی صلح نموده. رقبه مزبور مهریه خوانده و اظهارنامه ثبت ملک بنام وی دلیل مالکیت مشارالیها می باشد. با توجه به اینکه از انتقال رسمی ملک به موکل خودداری می نماید تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته دارد. شعبه مرجوع الیه وقت رسیدگی برای روز 29/6/90 تعیین و طرفین را به رسیدگی دعوت کرده است. وضعیت ثبتی خواسته شده پاسخ واصله پیوست است. دادگاه در تاریخ 22/8/90 به منظور بررسی مورد دعوی با مالکیت خوانده قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است و کارشناس منتخب به شرح نظریه شماره 2629 ــ 22/10/1390 بیان داشته که سه دانگ مشاع از.. . بخش 8 یزد را که معادل تمامی 5 دست مشاع از یک قطعه زمین مزروعی است متعلق به بانو ص.پ. فرزند غ می باشد. وکیل خواهان خواستار اداء توضیح کارشناس شده و دادگاه برای روز 17/7/91 وقت تعیین و طرفین و کارشناس را دعوت نموده و در وقت مقرر حسب صورت مجلس تنظیمی وکیل خواهان و کارشناسی حضورداشته و خوانده علیرغم ابلاغ وقت رسیدگی حضور نداشته و لایحه ای هم نفرستاد. وکیل خواهان اظهار داشته آقای ح.خ. و فرزندش به محل وقوع ملک رفته و زمین مورد دعوی را معرفی نموده و کارشناسی شده و خانم ص.پ. فرزند غ. تمامی 5 دست مشاع از یک قطعه زمین مزروعی پلاک.. . بخش 8 را تقاضای ثبت نموده و به خواهان انتقال داده در صورتی که پلاکی را معرفی می نمایند پلاک.. .. بخش 8 می باشد و ارتباطی با پلاک.. . بخش 8 ندارد. وکیل خواهان تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به انتقال مورد دعوی را نموده است دادگاه نیز در همین جلسه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 9109970301300956 ــ 17/7/1391 چنین رای صادر و اعلام نموده است. «.... با عنایت به شرح دادخواست و صلح نامه عادی ذکرشده که روگرفت آن و مدارک رسمی پیوست پرونده است و نسبت به آن خدشه ای نشده است و پاسخ استعلام ثبتی و نظر کارشناس و توضیحات وی حاکی از مالکیت خوانده نسبت به میزان مورد مصالحه از ملک فوق می باشد و خوانده در قبال ادعای خواهان دفاعی به عمل نیاورده است لذا دادگاه خواسته خواهان موجه دانسته به استناد مواد 198 و 502 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و مواد 10 و 219 و 220 قانون مدنی خوانده را به انتقال رسمی معادل پنج دست از پلاک ثبتی شماره.. .. بخش 8 یزد بنام خواهان و پرداخت.. .. در حق خواهان صادر و اعلام می دارد رای غیابی و قابل واخواهی است.. . »; با ابلاغ این دادنامه خانم ص.پ. فرزند غ واخواهی نموده و در لایحه واخواهی گفته است که با توجه به ماده 47 قانون ثبت صلح نامه عادی اعتبار ندارد و اعلام داشته است که نوشته مورد استناد مورد قبول وی نمی باشد و خواستار ابطال آن شده است. دادگاه وقت رسیدگی به واخواهی به روز 7/2/92 تعین و طرفین را دعوت نموده حسب صورت مجلس مرقوم در روز رسیدگی واخواه اظهارات خود را به شرح لایحه واخواهی اعلام داشته که به شماره 295 ــ 7/2/92 ثبت دفتر دادگاه گردیده. وکیل خوانده خواستار رسیدگی شده و اضافه کرده است که واخواه با صحت و سلامت روحی و جسمی اقدام به صلح نموده و ادعای مطرح شده صحیح نمی باشد. سپس دادگاه به شرح دادنامه شماره 9209970301300163 ــ 8/2/92 دلایل واخواه را کافی ندانسته و رای واخواسته را عینا تایید نموده است. با ابلاغ این دادنامه در تاریخ 22/2/92 خانم ص.پ. نسبت به آن در تاریخ 30/3/92 درخواست رسیدگی فرجامی کرده است و حسب محتویات پرونده واصله تجدیدنظرخواهی به عمل نیامده است. خلاصه فرجام خواهی مشارالیها این است که در صدور دادنامه فرجام خواسته رعایت موازین شرعی و قانون به عمل نیامده و رای صادره بدون توجه به دفاعیات وی اصدار یافته در پایان گفته است که لایحه متضمن در چند روز آینده تقدیم خواهد شد دادگاه صادرکننده حکم در همان روز 30/3/92 دستور تبادل لوایح صادر نموده و با وصول پاسخ وکیل فرجام خوانده اشتباها پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان یزد ارسال شده. رسیدگی به شعبه هفتم محول گردید شعبه مرجوع الیه وقت رسیدگی به روز 17/6/92 ساعت ده صبح تعیین و به طرفین ابلاغ نموده وکیل فرجام خوانده تایید دادنامه واخواسته را خواستار شده فرجام خواه به شرح لایحه شماره 563 ــ 17/6/92 وکیل برای مطالعه پرونده معرفی نموده (وکیل معرفی شده تقاضای مطالعه پرونده را نموده است) و دادگاه تجدیدنظر در این جلسه طی دادنامه شماره 9210390302700010 ــ 17/6/92 چون درخواست مطروحه فرجام خواهی بوده ضمن عدول از تصمیم مورخ 3/5/92 خود پرونده را به دادگاه نخستین به منظور ارسال به دیوان عالی کشور اعاده نموده است و دفتر دادگاه مزبور نیز پرونده را جهت فرجام خواهی ارسال داشته رسیدگی در دستور کار این شعبه قرارگرفته و پرونده به کلاسه بالا ثبت شده اوراق لازم از سوابق ارسالی و نیز درخواست فرجامی فرجام خواه هنگام شور قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
برابر دادنامه شماره 9210390302700010 ــ 17/6/92 شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان یزد پرونده به دادگاه نخستین عودت داده شده تا پس از مبادله لوایح به دیوان عالی کشور ارسال گردد دفتر دادگاه صادرکننده حکم بدون ابلاغ فرجام خواهی و مستندات آن به فرجام خوانده پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته در حالی که طبق ماده 385 قانون آیین دادرسی مدنی درصورتی که دادخواست فرجام خواهی تکمیل باشد مدیر دفتر دادگاه یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوی ارسال می دارد تا ظرف بیست روز به طور کتبی پاسخ دهد. پس از انقضای مهلت یادشده اعم تا اینکه پاسخ رسیده یا نرسیده باشد پرونده را همراه با پرونده مربوط به رای فرجام خواسته به دیوان عالی کشور می فرستد بدیهی است چنانچه وکیل فرجام خوانده بخواهد در مرحله فرجامی هم مداخله نماید لازم است وکالت نامه مربوط به این مرحله از رسیدگی را پیوست نموده و تمبر قانونی آن را ابطال نماید و پاسخ وکیل فرجام خوانده در مقام تبادل لوایح با توجه به عدم ارایه وکالت نامه تمبر شده قانونا قابل ترتیب اثر نیست. نظر به اینکه دفتر دادگاه شرایط مقرر در ماده 385 فوق الاشاره را رعایت ننموده است لذا پرونده به کیفیت مرقوم قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست مقرر می دارد دفتر عینا به مرجع مربوطه اعاده شود تا به وظایف قانونی خود عمل نموده حسب نتایج حاصله اقدام نمایند آنچه برای مرحله تجدیدنظر انجام شده ارتباطی با مرحله فرجامی ندارد.
رییس شعبه 3 دیوان عالی کشور ـ مستشار
غفارپور ـ شاملو

قاضی:
رسول شاملو , حسن غفار پور

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 502 - هزینه دادرسی عبارتست از: 1 - هزینه برگهایی که به دادگاه تقدیم می شود. 2 - هزینه قرارها و احکام دادگاه.

مشاهده ماده 502 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 385 - درصورتی که دادخواست فرجام خواهی تکمیل باشد مدیر دفتر دادگاه یک نسخه از دادخواست و پیوستهای آن را برای طرف دعوا ارسال می دارد تا ظرف بیست روز به طور کتبی پاسخ دهد. پس از انقضای مهلت یادشده اعم از این که پاسخی رسیده یا نرسیده باشد پرونده را همراه با پرونده مربوط به رای فرجام خواسته به دیوان عالی کشور می فرستد.

مشاهده ماده 385 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM