رای قضایی شماره 9309970910601039

رای قضایی شماره 9309970910601039

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970910601039


شماره دادنامه قطعی:
9309970910601039

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/20

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
افترای ناشی از طرح شکایت کیفری

پیام رای:
طرح شکایت کیفری به قصد هتک حیثیت متهم مصداق بزه افتراست.

رای خلاصه جریان پرونده
به موجب دادنامه شماره 191-30/08/90 دادگاه کیفری استان تهران درباره اتهام آقای الف. مبنی بر افتراء و نشر اکاذیب (موضوع شکایت آقای م.) قرار موقوفی تعقیب صادر و قرار مزبور توسط دیوان عالی کشور نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع گردیده است. مشروح جریان امر و جزییات موضوع در گزارش و دادنامه شماره 560- 26/09/92 این شعبه آمده (ص 209پرونده) و از تکرار آن خودداری می شود. دادگاه کیفری استان تهران به عنوان شعبه هم عرض در مورخ 27/01/93 با حضور نماینده دادستان طرفین و وکلای آنان و بدون حضور هییت منصفه مطبوعات تشکیل گردیده است. در این جلسه وکیل شاکی بر شکایت وی تاکید و وکیل متهم دفاعا اظهار داشته: موکل برای رفع ظلم از حیث پخش شب نامه های علیه ایشان به مقامات قضایی پناه آورده و شکایت نموده. حال چنانچه به هر دلیل نتوانستند اثبات شکایت کنند مطابق نظریه 7/8987- 30/09/81 اداره حقوقی شاکی را نمی توان به عنوان مفتری تحت تعقیب قرار داد و در رابطه مطلب دیگری که موکل به فرمانداری.. . اعلام نموده که این نامه در صفحه 39 پرونده مضبوط است ایشان عدم حمایت خود را از کاندیدای خاصی اعلام کردند که این موضوع از مصادیق نشر اکاذیب محسوب نمی شود. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای نموده و طی دادنامه شماره 6000070-31/01/93 با این استدلال که در رویه حاکم بر آرای قضایی شعب مختلف با بیان این که از انصاف به دور است که متقاضی رفع ظلم را ازآن جهت که قدرت اثبات امری را نداشته است به مجازات محکوم نمود.. . و این که خطاب به ستاد انتخابات مبنی بر تکذیب حمایت از کاندیداتوری خاصی نه گزینه نشر اکاذیب و نه قصد تشویش اذهان عمومی یا مسیولین از آن استخراج می گردد و با استناد به اصل برایت متهم را از اتهام انتسابی تبریه نموده است. پس از ابلاغ رای شاکی در فرجه قانونی نسبت به آن اعتراض و خواستار تجدیدنظر و نقض دادنامه گردیده است. نامبرده در لایحه اعتراضی خود به نکاتی اشاره کرده است ازجمله: 1- دادنامه صادره برخلاف نظر دیوان عالی کشور بوده و دلایل توجه اتهام به آقای الف. اظهر من الشمس است و با این اقدام خود ضمن انواع توهین هتک حرمت و افتراء و نشر اکاذیب موجب زحمت فراوان و بازجویی در دادسرای ویژه روحانیت و ارسال پرونده به دادگاه جزایی گردیده است. 2- دادگاه کیفری استان حق این جانب را تضییع و در حق این جانب ظلم کرده و من غیر حق متهم را تبریه که بر این بی عدالتی باید گریست. 3- متهم در نامه به ستاد انتخابات مرا به سوءاستفاده هم متهم نموده است.. . پرونده در مورخ 03/06/93 به این شعبه ارجاع گردیده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و متن و استدلال کیفرخواست دادسرا نظر به این که: 1- آقای الف. بدون بررسی اولیه و با نوشتن شکواییه به دادگستری شاکی را قاطعا به ارتکاب اعمالی متهم نموده که عمدتا جرم محسوب می شود و به دنبال تحت پیگرد قرار گرفتن شاکی وی با مشکلات حیثیتی و مالی مواجه گردیده است درحالی که متهم می توانست پس از تحقیق و بررسی های ابتدایی و حداقل اخذ توضیح و تذکر به شاکی که یک روحانی بوده از دادگستری بخواهد که پیرامون موضوع و گزارش های رسیده تحقیق و درصورتی که احراز شد که شاکی در ارتکاب اعمال انتسابی نقشی داشته با وی برخورد قانونی شود. 2- ماده 697 قانون مجازات اسلامی صراحت دارد که: «هر کس با هر وسیله ای به کسی امری را صریحا نسبت دهد.. ... که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید.»;.. . به زندان و شلاق محکوم خواهد شد و استدلال دادگاه محترم مبنی بر این که: «رویه حاکم بر آرای قضایی شعب مختلف با بیان این که از انصاف به دور است که متقاضی رفع ظلم را ازآن جهت که قدرت اثبات امری را نداشته است به مجازات محکوم نمود.»; اجتهاد در مقابل نص به شمار می آید و اگر این امر مجاز شمرده شود افراد می توانند با طرح شکایت های واهی در دادگستری حیثیت مخالفین و رقبای خود را مخدوش و به عدم قدرت بر اثبات اعتذار نمایند! 3- ماده 698 قانون مجازات اسلامی اظهار اکاذیب به وسیله نامه یا شکواییه یا عرایض یا گزارش را ذکر کرده است و صرف ارسال شکواییه به مرجع قضایی و تظلم خواهی را موجب رهایی از مجازات نمی داند مگر این که ثابت شود که قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی را نداشته است. 4- برخلاف آنچه در رای دادگاه محترم آمده متهم در نامه به ستاد انتخابات نه تنها حمایت خود از کاندیداتوری خاص را تکذیب بلکه شاکی را به سوءاستفاده از موقعیت اجتماعی نماینده مجلس متهم نموده است که هیچ کدام از اعمال نسبت داده شده به شاکی احراز نشده و نامبرده در مرجع قضایی با رای قطعی برایت حاصل نموده است. با توجه به مراتب بالا رای دادگاه قابل تایید و ابرام نیست لذا ضمن وارد دانستن اعتراض شاکی و مستندا به بند 4 قسمت «ب»; ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 600007- 31/01/93 شعبه.. . دادگاه کیفری استان تهران نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض ارجاع می گردد. یادآور می شود رای مزبور با توجه به دادنامه شماره 191- 30/08/91 دادگاه کیفری استان تهران (صدور قرار موقوفی تعقیب به علت شمول مرور زمان) اصراری محسوب نمی گردد.
رییس شعبه سی و سوم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
نیازی ـ اعتماد

قاضی:
محمد نیازی , سید نصرت الله اعتماد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 697 ـ از بین بردن صوت به طور کامل به گونه ای که شخص نتواند صدایش را آشکار کند دیه کامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدایش را برساند.

مشاهده ماده 697 قانون مجازات اسلامی

ماده 698 ـ از بین بردن گویایی به طور کامل و بدون قطع زبان دیه کامل و از بین بردن قدرت ادای برخی از حروف به همان نسبت دیه دارد. تبصره ـ شخصی که دارای لکنت زبان است و یا به کندی یا تندی سخن میگوید یا برخی از حروف را نمی تواند تلفظ کند گویا محسوب می شود و دیه از بین بردن ادای هر حرف با توجه به تعداد حروف زبان تکلم مجنی علیه تعیین می شود. مانند اینکه از بین بردن قدرت ادای یک حرف شخص فارسی زبان یک سی و دوم دیه کامل است.

مشاهده ماده 698 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM