رای قضایی شماره 9309972130501209

رای قضایی شماره 9309972130501209

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309972130501209


شماره دادنامه قطعی:
9309972130501209

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/16

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
دعوی تنفیذ فسخ نکاح

پیام رای:
دعوی تنفیذ فسخ نکاح صحیح نیست؛ زیرا در عقدنامه برای طرفین چنین خیار فسخی وجود ندارد تا پس از اعلام فسخ از یک طرف با ارسال اظهارنامه بتواند تقاضای تنفیذ فسخ را بکند؛ بلکه در نکاح احد از طرفین می تواند از محاکم صالحه تقاضای فسخ نکاح را بکنند.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای ر.ش. به طرفیت خانم س.ف. به خواسته تنفیذ فسخ نکاح به علت فقدان وصف و استرداد هدایای تقدیمی به این توضیح که خواهان مدعی است برابر مندرجات سند رسمی شماره 5538 مورخ 1391/08/25 تنظیمی در دفترخانه شماره.. . پردیس خوانده را به عقد نکاح دایم خود در آورده و در زمان عقد و مذاکرات قبل از آن خوانده خود را باکره اعلام و اما پس از مدتی شفاها اقرار به عدم بکارت نموده است. با توجه به مراتب به استناد ماده 1128 قانون مدنی صدور حکم به تنفیذ فسخ نکاح و استرداد هدایای تحویلی به خوانده مطابق لیست پیوست دادخواست را خواستار شده است. دادگاه با توجه به مجموع محتویات پرونده و نظر به اینکه خوانده در دفاع برابر دعوی مطروحه مدعی شده است خواهان از ازدواج سابق منجر به طلاق وی و نیز دوشیزه نبودن او اطلاع داشته و برای اثبات ادعای خود به متن سند رسمی مارالذکر و نیز گواهی دو نفر استناد کرده است. دادگاه اظهارات آقای ب.ع. سردفتر و مجری صیغه عقد نکاح مذکور و نیز آقای م.س. که در جریان موضوع بوده اند را اخذ و سردفتر محترم مذکور اظهار داشته که «خواهان از ازدواج سابق و باکره نبودن زوجه اطلاع داشته و اصرار داشته لزومی به اطلاع اقوام او نیست و علی‬رغم اصرار وی در جلسه عقد زوجه را با عنوان بانو خطاب نموده است.» وگواه دیگر هم اظهار داشته «از مذاکرات فی‬مابین مطلع بوده و از وی خواسته بودند خانواده اش متوجه ازدواج سابق زوجه نشوند.» از سوی دیگر خوانده مدعی شده است بعد از طلاق سابق نام همسر اولش در سند سجلی او درج بوده و بعد از عقد و ازدواج با خواهان به اتفاق وی به اداره ثبت احوال رفته و با رضایت وی نام همسر اول از شناسنامه وی حذف شده است و حتی مدت کمی بعد از عقد با هم زناشویی داشته اند. دادگاه با توجه به دفاعیات خوانده و اظهارات دو نفر گواه مذکور خصوصا سردفتر محترم و با توجه به متن سند ازدواج که زوجه را با عنوان «بانو» اعلام نموده است و با توجه به اینکه اطلاع خواهان از مندرج بودن نام همسر اول خوانده در شناسنامه وی و حذف آن با رضایت وی بیانگر اطلاع وی از موضوع است و با توجه به سایر قراین و امارات موجود دادگاه دعوی خواهان را وارد ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و اصل لزوم عقد حکم به بطلان دعوی خواهان صادر می کند. اما در خصوص خواسته دیگر خواهان مبنی بر الزام خوانده به استرداد هدایای تحویلی به خوانده نظر به اینکه خواهان دلیل و مدرک محکمه‬ پسندی که مثبت ادعای وی مبنی بر خرید هدایا و تحویل آن به خوانده باشد ارایه نکرده است و صرف تهیه لیست پیوست دادخواست موید و مثبت ادعای وی نیست. لذا دادگاه دعوی وی را در این مورد نیز وارد ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر می کند. رای دادگاه حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دماوند – محمدی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
ر خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر.ش. به‬ طرفیت خانم س.ف. نسبت به دادنامه شماره 417 مورخه 1393/04/15 صادره ازشعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان دماوند که به موجب آن حکم به بطلان و نیز قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته‬ های 1-تنفیذ فسخ نکاح و 2- استرداد هدایای ازدواج صادر شده است با توجه به محتویات پرونده اولا دعوی اول تجدیدنظرخواه تنفیذ فسخ نکاح بوده نه فسخ نکاح که چنین دعوایی غیرصحیح است به ‬دلیل اینکه در عقدنامه برای طرفین چنین خیار فسخی را قایل نشدند تا پس از اعلام فسخ از یک طرف با ارسال اظهارنامه بتواند تقاضای تنفیذ فسخ را بکند گرچه در این پرونده همین مقدار یعنی اعلام فسخ از سوی تجدیدنظرخواه نیز صورت نگرفته است بلکه در نکاح احد از طرفین می تواند از محاکم صالحه تقاضای فسخ نکاح را بکنند و لذا این بخش از دادنامه صحیحا طرح نشده دادگاه مستندا به ماده 358 ق آ.د.م. ضمن نقض آن قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه صادر و اعلام می نماید و اما اعتراض تجدیدنظرخواه به بخش دیگر دادنامه که قرار رد نسبت به دعوی استرداد هدایا صادرشده است با توجه به محتویات پرونده به ‬نظر دادگاه اعتراض وارد است به ‬دلیل اینکه دادگاه محترم بدوی دراین قسمت باید ماهیتی اظهارنظر می کرد نه شکلی و لذا مستندا به ماده 353 ق آ.د.م. ضمن نقض این بخش پرونده جهت اظهارنظر ماهوی به دادگاه بدوی ارسال می نماید. رای صادره در بخش اول پس از ابلاغ به‬ مدت 20 روز قابل فرجام‬خواهی در دیوان‬ عالی‬ کشور است.
رییس و مستشار شعبه 60 دادگاه تجدیدنظراستان تهران
آل حبیب – علیخانی

قاضی:
محمدی , عبدالغفار آل حبیب , حسین علیخانی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1128 - هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبانیا بر آن واقع شده باشد.

مشاهده ماده 1128 قانون مدنی

ماده 197 - اصل برائت است بنابراین اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند درغیر این صورت با سوگند خوانده حکم برائت صادر خواهد شد.

مشاهده ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM