به تاریخ 14/10/92 آقای ج.ه. اصالتا از طرف خود و وکالتا از طرف سایر خواندگان بنام ف. ز. ج. ه. ب. ح. همگی ه. و الف.الف. با وکالت خانم م.د. به طرفیت آقای ش.ه. دادخواستی به خواسته الزام خوانده به تنظیم
سند رسمی شش دانگ عرصه و اعیان قطعه 58/5528 5552 الی 5555 5557 5559 واقع در بخش یک اردبیل به شرح متن دادخواست با احتساب کلیه خسارات دادرسی مقوم به 000/000/51 ریال تقدیم دادگاه های عمومی اردبیل نموده و در متن دادخواست توضیح داده که خوانده یک قطعه زمین به شرح خواسته از سازمان زمین شهری اخذ و با مورث موکلین اقدام به تنظیم سند صلح رسمی می نماید که به موجب آن مصالح متعهد می گردد که پس از پرداخت اقساط وام های دریافتی جهت احداث اعیانی همچنین انجام تمام هزینه های کارسازی شده با حضور در دفاتر اسناد رسمی مبادرت به
سند رسمی بنام مورث موکلین نماید که در موعد تعهد به جای تنظیم سند بنام موکلین سند را بنام خودتنظیم نموده است. خوانده به جای ایفای تعهد اقدام به طرح
دعوی خلع ید و انتزاع ید همسر مورث موکلین از محل متنازع فیه نموده با توجه به مواد 105 و 106 قانون ثبت و نظریه اداره حقوقی قوه قضاییه شماره 3675/7 -11/8/61 صلح به اقرار ثابت می شود و مورث موکلین حسب مواد 219
قانون مدنی و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قایم مقام مورث خود استدعای رسیدگی و صدور حکم به الزام خوانده به تنظیم
سند رسمی ملک مشروحه در ستون خواسته با احتساب خسارات دادرسی را دارم. خانم ف.ه. به وکالت از آقای ش.ه. وارد دعوی گردیده پرونده به شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل ارجاع گردیده است. دادگاه وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده حسب استعلام ثبت پلاک موضوع دعوی بنام آقای ش.ه. می باشد. در تاریخ 7/11/92 وکلای طرفین حاضر گردیدند. وکیل خواهان ها اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی است. وکیل خوانده اعلام نموده سازمان زمین شهری به لحاظ وضع معلولیت جسمی موکل یک قطعه زمین به موکل داده است. به لحاظ اینکه پدر موکل فاقد منزل مسکونی بوده در ملک موکل سکنی داشته و سندی ثبت در 1/7/69 بنام موکل صادر گردیده است. اولا مصالحه نامه موقعی تنظیم شد که موکل هنوز صاحب رسمی ملک نبوده است و موکل هیچ مالکیتی نداشته است. پس صلح نمی تواند صحیح باشد ثانیا موکل بی سواد است و تابه حال هیچ سندی را امضاء ننموده است و ثالثا مهر ایشان با مهر دفترچه وام متن مغایرت دارد و امضاء زده شده با امضاء اداره ثبت مغایر است و در خصوص مال الصلح هیچ گونه ملکی از تصرف متصالح به موکل واگذار نشده است. صلح نامه کاملا ساختگی و جعلی می باشد و حاضرم موضوع به کارشناسی ارجاع شود. وکیل خواهان ها اعلام داشت ادعای بطلان صلح قبل از تنظیم
سند رسمی صحیح نمی باشد. چون که صلح در مقام بیع بوده و کلیه آثار بیع شرعی را دارد. ثانیا ادعای
جعل ادعایی بی اساس تشخیص آن با دادگاه است. دادگاه به وکیل خواهان ابلاغ می نماید چنانچه بر استفاده از سند صلح خود باقی است اصل سند را ارایه دهد. وکیل خوانده طی لایحه ای دادنامه شماره 001035 - 30/10/92 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل که در مقام تایید دادنامه شماره 00553 - 27/7/92 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل بوده است ارایه و دادگاه بلافاصله در تاریخ 9/11/92 ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 001053 - مورخ 9/11/92 به لحاظ اینکه سند عادی صلح در دادنامه استنادی
دعوی خلع ید رسیدگی گردیده و بی اعتباری آن تشخیص داده شده دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بی حقی خواهان صادرواعلام نموده است پس از ابلاغ رای خانم م.د. به وکالت از آقای ج.ه. از دادنامه شماره 02053 مورخ 9/11/92 فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح که هنگام شور قرایت می شود پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.
هییت شعبه پس از ملاحظه گزارش عضو ممیز به شرح آتی مبادرت به صدور رای می نماید: