رای قضایی شماره 9309970270200568

رای قضایی شماره 9309970270200568

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970270200568


شماره دادنامه قطعی:
9309970270200568

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/05/13

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تهیه تکثیر و انتشار آگهی ترحیم شاکی

پیام رای:
تهیه تکثیر و انتشار آگهی ترحیم شاکی مصداق بزه نشر اکاذیب است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام 1- الف.ع. 2- الف.ع. هر دو آزاد به قید معرفی کفیل ردیف اول دایر بر الف: تهدید به قتل ع.ب. و اعضای خانواده ایشان ب: نشر اکاذیب و ردیف دوم دایر بر ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به شاکی مزبور موضوع کیفرخواست شماره 4845-15/11/92 دادستانی محترم شهریار؛ نظر به محتویات پرونده شاکی ع.ب. با اشاره به این که رییس.. . شهریار می باشد مدعی است که قریب به چند سال است که با متهم ردیف اول و خانواده وی به جهت اصرار در اخذ مجوز غیرقانونی و غیر اصولی نانوایی در سطح شهرستان به مشکل برخورده و در برابر خواسته های غیرقانونی آنان مقاومت نموده است و نتیجه این مقاومت ها مورد هجمه و تهدید به قتل قرار گرفتن خود و خانواده اش از سوی متهم ردیف اول بوده که به کرات و با حضور در دفتر اتحادیه و.. . صورت پذیرفته تا این که در این اواخر متهم یاد شده به صرف به کار بردن الفاظ تهدیدآمیز اکتفا نکرده و در یک برنامه ریزی منسجم و به منظور وارد کردن ضررهای معنوی و مادی به وی و منتسبین به ایشان نسبت به تهیه آگهی ترحیم وی اقدام و با تکثیر انبوه آن را در سطح شهرستان و خصوص نقاطی که شناخت روی نامبرده داشته اند چسبانده و در متن آگهی زمان و مکان و چگونگی تدفین را بیان کرده اند که با انتشار این آگهی در سطح شهرستان افراد مختلفی و از جمله برادرانش با وی تماس داشته و فشارهای روحی و روانی وصف ناپذیری بر خانواده وی وارد شده که بعد از کشف ماجرا دادخواهی را به دادسرا می کشاند و در راهروی دادسرا از ناحیه متهم ردیف دوم مورد ایراد ضرب و جرح عمدی قرار می گیرد.
دادگاه با عنایت به اوراق و محتویات پرونده از جمله شکایت شاکی گواهی پزشکی قانونی نامبرده ملاحظه نسخه ای از آگهی ترحیم شاکی مضبوط در پرونده و عکس هایی که از دوربین های مدار بسته محل هایی که آگهی ها در معابر چسبانده شده اند که به وضوح شخص متهم ردیف اول قابل شناسایی می باشد مودای گواهی گواهان اظهارات و دفاعیات متهم در مراحل دادرسی خصوص جلسه دادرسی که به صراحت بر وجود اختلاف بین وی و خانواده اش با شاکی صحه گذاشته و همین اختلاف باعث و انگیزه نامبرده در رقم زدن جرایم معنون نسبت به ایشان شده و عدم حضور متهم ردیف دوم در جلسه دادرسی با وصف ابلاغ قانونی اخطاریه و سایر قراین و امارات موجود در پرونده اتهامات را ثابت و محرز تشخیص و مستند به مواد 669 و 698 از قانون مجازات اسلامی 1375 و مواد 134 448 462 بند الف ماده 488 709 710 و 714 از قانون مجازات اسلامی 1392 حکم به محکومیت متهم ردیف اول از حیث اتهام بند الف به تحمل سیزده ماه حبس تعزیری و شصت ضربه شلاق تعزیری و از جهت اتهام بند پ به تحمل دو سال حبس تعزیری و محکومیت متهم ردیف دوم از حیث اتهام انتسابی نظر به عدم امکان قصاص به پرداخت دو صدم دیه کامله بابت حارصه پلک فوقانی و سمت چپ صورت و سه هزارم دیه کامله بابت کبودی زیر چشم چپ در حق مجنی علیه در ظرف یک سال از تاریخ درگیری صادر و اعلام می دارد. رای صادره راجع به متهم ردیف اول حضوری ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد و راجع به متهم ردیف دوم غیابی ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در شعبه صادرکننده و بعد از گذشت مهلت مذکور نظر به قلت دیات قطعی است.
رییس شعبه 104 دادگاه عمومی جزایی شهریار ـ رضایی
رای دادگاه
واخواهی و اعتراض محکوم علیه الف.ع. نسبت به دادنامه شماره 1225- 25/12/92 صادره از این شعبه در پرونده کلاسه 104/ 921031 وارد و موجه نمی باشد زیرا رای یاد شده صحیح و با رعایت تشریفات دادرسی و اصول حقوقی اصدار یافته و ایراد و اعتراضی موجه مطرح نگردیده است؛ فلذا ضمن رد واخواهی به استناد ماده 218 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه معترض عنه را تایید می نماید. رای صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 104 دادگاه عمومی جزایی شهریار ـ رضایی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای الف.ع. با وکالت آقای ح.ش. نسبت به دادنامه شماره 9201225 مورخ 25/12/92 صادره از شعبه 104دادگاه عمومی جزایی شهریار که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام تهدید به قتل تجدیدنظرخوانده و اعضای خانواده وی به 13 ماه حبس و 60 ضربه شلاق و به اتهام نشر اکاذیب به تحمل 2 سال حبس محکوم گردیده است؛ با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با در نظر گرفتن مفاد لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواه اعتراض موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نموده و اساس آن را مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد بنابراین ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته مستند به بند الف ماده 257 قانون مرقوم تایید و استوار می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 57 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
صلاحی ـ ناصری نژاد

قاضی:
مهدی رضایی , احمد صلاحی , ناصری نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 669 ـ قطع و از بین بردن هریک از دو پستان زن موجب نصف دیه کامل زن و از بین بردن مقداری از آن به همان نسبت موجب دیه است و اگر همراه با از بین رفتن تمام یا بخشی از پستان مقداری از پوست یا گوشت اطراف آن هم از بین برود یا موجب جنایت دیگری گردد علاوه بر دیه پستان دیه یا ارش جنایت مزبور نیز باید پرداخت شود.

مشاهده ماده 669 قانون مجازات اسلامی

ماده 698 ـ از بین بردن گویایی به طور کامل و بدون قطع زبان دیه کامل و از بین بردن قدرت ادای برخی از حروف به همان نسبت دیه دارد. تبصره ـ شخصی که دارای لکنت زبان است و یا به کندی یا تندی سخن میگوید یا برخی از حروف را نمی تواند تلفظ کند گویا محسوب می شود و دیه از بین بردن ادای هر حرف با توجه به تعداد حروف زبان تکلم مجنی علیه تعیین می شود. مانند اینکه از بین بردن قدرت ادای یک حرف شخص فارسی زبان یک سی و دوم دیه کامل است.

مشاهده ماده 698 قانون مجازات اسلامی

ماده 488 ـ مهلت پرداخت دیه از زمان وقوع جنایت به ترتیب زیر است مگر اینکه به نحو دیگری تراضی شده باشد: الف ـ در عمد موجب دیه ظرف یک سال قمری ب ـ در شبه عمد ظرف دو سال قمری پ ـ در خطای محض ظرف سه سال قمری تبصره ـ هرگاه پرداخت کننده در بین مهلت های مقرر نسبت به پرداخت تمام یا قسمتی از دیه اقدام نماید محکوم له مکلف به قبول آن است.

مشاهده ماده 488 قانون مجازات اسلامی

ماده 709 ـ جراحات سر و صورت و دیه آنها به ترتیب ذیل است: الف ـ حارصه: خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود یک صدم دیه کامل ب ـ دامیه: جراحتی که اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان کم یا زیاد خون باشد دو صدم دیه کامل پ ـ متلاحمه: جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد سه صدم دیه کامل ت ـ سمحاق: جراحتی که به پوست نازک روی استخوان برسد چهار صدم دیه کامل ث ـ موضحه: جراحتی که پوست نازک روی استخوان را کنار بزند و استخوان را آشکار کند پنج صدم دیه کامل ج ـ هاشمه: جنایتی که موجب شکستگی استخوان شود گرچه جراحتی را تولید نکند ده صدم دیه کامل چ ـ منقله: جنایتی که درمان آن جز با جابه جا کردن استخوان میسر نباشد پانزده صدم دیه کامل ح ـ مامومه: جراحتی که به کیسه مغز برسد یک سوم دیه کامل خ ـ دامغه: صدمه یا جراحتی که کیسه مغز را پاره کند که علاوه بر دیه مامومه موجب ارش پاره شدن کیسه مغز نیز می باشد. تبصره 1 ـ جراحات گوش بینی لب زبان و داخل دهان در غیر مواردی که برای آن دیه معین شده است در حکم جراحات سر و صورت است. تبصره 2 ـ ملاک دیه در جراحت های مذکور مقدار نفوذ جراحت بوده و طول و عرض آن تاثیری در میزان دیه ندارد. تبصره 3 ـ جنایت بر گونه در صورتی که داخل دهان را نمایان نسازد موجب یک بیستم دیه کامل و اگر به نحوی باشد که داخل دهان را نمایان سازد موجب یک پنجم دیه کامل است. در این مورد چنانچه پس از بهبودی جراحت اثر و عیب فاحشی در صورت باقی بماند علاوه بر آن یک بیستم دیه دیگر نیز باید پرداخت شود. تبصره 4 ـ هرگاه جنایت موضحه صورت بعد از التیام اثری از خود بر جای بگذارد علاوه بر دیه موضحه یک هشتادم دیه کامل نیز ثابت است و هرگاه جنایت در حد موضحه نبوده و بعد از التیام اثری از آن باقی بماند علاوه بر دیه جنایت یک صدم دیه کامل نیز ثابت است و چنانچه جنایت شکافی در صورت ایجاد کند دیه آن هشت صدم دیه کامل است.

مشاهده ماده 709 قانون مجازات اسلامی

ماده 710 ـ هرگاه یکی از جراحت های مذکور در بندهای (الف) تا (ث) ماده (709) این قانون در غیر سر و صورت واقع شود در صورتی که آن عضو دارای دیه معین باشد دیه به حساب نسبت های فوق از دیه آن عضو تعیین می شود و اگر آن عضو دارای دیه معین نباشد ارش ثابت است. تبصره 1 ـ جراحات وارده به گردن در حکم جراحات بدن است. تبصره 2 ـ هرگاه هر یک از جراحت های مذکور در ماده (709) این قانون با یک ضربه به وجود آمده باشد که از حیث عمق متعدد باشد یک جراحت محسوب می شود و دیه جراحت بیشتر را دارد لکن اگر با چند ضربه ایجاد شود مانند اینکه با یک ضربه حارصه ایجاد شود و با ضربه دیگر آن جراحت به موضحه مبدل شود برای هر جراحت دیه مستقل ثابت است خواه مرتکب هر دو جنایت یک نفر خواه دو نفر باشد.

مشاهده ماده 710 قانون مجازات اسلامی

ماده 714 ـ دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می شود به شرح ذیل است: الف ـ سیاه شدن پوست صورت شش هزارم کبود شدن آن سه هزارم و سرخ شدن آن یک و نیم هزارم دیه کامل ب ـ تغییر رنگ پوست سایر اعضاء حسب مورد نصف مقادیر مذکور در بند (الف) تبصره 1 ـ در حکم مذکور فرقی بین اینکه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد نیست. همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقاء یا زوال اثر آن نمیباشد. تبصره 2 ـ در تغییر رنگ پوست سر ارش ثابت است.

مشاهده ماده 714 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM