رای قضایی شماره 9309970221100709

رای قضایی شماره 9309970221100709

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970221100709


شماره دادنامه قطعی:
9309970221100709

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/04/31

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
(1)- مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت پس از فوت زوج (2)- قلمرو زمانی اجرای تبصره ماده 336

پیام رای:
امکان مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت پس از فوت زوج در صورتی که دلیلی در جهت دستور زوج به زوجه جهت انجام کارهای منزل وجود نداشته باشد ممکن نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست آقایان الف.الف. و ب.و. به وکالت از طرف خانم ز.ع. فرزند ح. به طرفیت وراث مرحوم خ.گ. به اسامی 1- ع.گ. 2-ر.گ.3-الف. 4-الف.ب. 5-الف. 6-گ. 7-ش. 8-ر. همگی با نام خانوادگی گ. و فرزندان مرحوم خ. به خواسته اجرت المثل ایام زندگی و الزام خواندگان به پرداخت آن بدین شرح که وکیل خواهان اعلام داشته در طول 18 سال زندگی مشترک موکله در منزل شوهرش (مرحوم خ.گ.) مورث خواندگان کارهایی که جزء وظایف خاص زناشویی وی نبوده را انجام داده است و مطالبه دستمزد می نماید و به دنبال اظهارات خود اضافه نموده موکله از انجام چنین اموری قصد تبرع نداشته است دادگاه با توجه به مراتب بالا و اینکه خواهان اظهار داشته من قصد تبرع نداشته ام و از طرفی به نظر دادگاه در این مورد اصل به عدم تبرع و عدم مجانیت عمل است و خواندگان با قبول نظریه کارشناسی که مراتب نظریه کارشناسی وفق ماده 69 قانون آ.د.م صورت گرفته و نامبردگان نتوانسته اند متبرعه بودن خواهان را ثابت نمایند لذا دادگاه با جلب نظر کارشناسی که نظریه وی مصون از هرگونه اعتراض طرفین باقی مانده بنابراین خواندگان را به استناد ماده 336 قانون مدنی به پرداخت جمعا به مبلغ یک صد و پنج میلیون ریال معادل (15/000/000 تومان) بابت اجرت المثل ایام زندگی زوجه از مورخ 17/5/1368 تا تاریخ 14/7/86 (تاریخ فوت مورث) و پرداخت 1020000 ریال بابت هزینه دادرسی در حق خواهان محکوم می نماید. در ضمن صدور اجراییه منوط به پرداخت000/030/1 ریال مابه التفاوت هزینه دادرسی از ناحیه خواهان می باشد. رای صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 2 دادگاه خانواده اسلام شهر - یوسفی
رای دادگاه
در خصوص واخواهی آقایان و خانم ها 1-ع. 2-ر. 3-الف. 4-الف. 5-الف. 6-گ. 7-ش. 8-ح. 9-ر. همگی گ. و فرزندان خ. به طرفیت خانم ز.ع. فرزند ح. با وکالت آقایان الف.الف. و ب.و. نسبت به دادنامه شماره 2645/90 که مرجع محترم تجدیدنظر پس از تجدیدنظرخواهی خواندگان اصلی آن را واخواهی تلقی نموده است نظر به اینکه معترضین هیچ گونه دلیل و مدرکی که موجب نقض دادنامه گردد ارایه نکرده اند فلذا دادگاه ضمن رد واخواهی مستندا به ماده 305 و 306 ق.آ.د.م. دادنامه معترض عنه را عینا تایید و ابرام می نماید رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 2 دادگاه عمومی اسلام شهر ـ شریفی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ها و آقایان 1- گ. 2- ح. 3- ر. 4- الف. 5- ع. 6- ر. 7- ش. 8- الف. 9- الف. شهرت همگی گ. فرزندان مرحوم خ. به طرفیت خانم ز.ع. با وکالت آقای الف.الف. نسبت به دادنامه شماره 437 - 7/3/90 که در تایید دادنامه غیابی شماره 2645 صادره از شعبه دوم دادگاه حقوقی (خانواده) اسلام شهر که حسب مفاد آن تجدیدنظرخواهان به پرداخت اجرت المثل ایام زناشویی مورث خود با تجدیدنظر خوانده محکوم شده اند حکم بر رد واخواهی صادرشده است. اعتراض وارد است زیرا حسب تبصره ماده 336 قانون مدنی برای اجرت المثل 3 شرط لازم است اولا کارهای انجام شده تبرعا نباشد ثانیا کارهایی که عرفا خانم ها در منزل انجام می دهند و تبرعی است نباشد ثالثا کارهای انجام شده توسط زوجه به دستور زوج باشد که با توجه به عرف جامعه ایرانی خانم ها که در معیت همسرشان زندگی می نمایند کارهای منزل را تبرعا انجام می دهند ثانیا زوج فوت نموده و دلیلی در جهت دستور وی به زوجه جهت انجام کارهای منزل وجود ندارد و اقرار فرزند زوج برفرض صحت دلیل بر اقرار زوج نخواهد بود زوجه در صورتی که مدعی اجرت المثل بوده باید در زمان حیات زوج مطالبه می گردیده است و وراث در قبال اجرت المثل زوجه مسیولیت قانونی ندارند. فلذا دادگاه مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بی حقی خواهان بدوی صادر و اعلام می گردد این رای قطعی است.
رییس شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
فرهبد ـ علی محمدی

قاضی:
یوسفی , مرتضی شریفی , محمود فرهبد , علی محمدی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 336 - هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفا برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتا مهیای آن عمل باشد عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این که معلوم شود که قصد تبرع داشته است. تبصره ـ چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده و عرفا برای آن کار اجرت المثل باشد به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود دادگاه اجرت المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می نماید. (الحاقی بموجب قانون الحاق یک تبصره به ماده 336 قانون مدنی مصوب 24/11/1385(

مشاهده ماده 336 قانون مدنی

ماده 305 - محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.

مشاهده ماده 305 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 69 - هرگاه مامور ابلاغ نتواند اوراق را به شخص خوانده برساند باید در نشانی تعیین شده به یکی ازبستگان یا خادمان او که سن و وضعیت ظاهری آنان برای تمیز اهمیت اوراق یادشده کافی باشد ابلاغ نماید و نام و سمت گیرنده اخطاریه را در نسخه دوم قید و آن را اعاده کند.

مشاهده ماده 69 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM