رای قضایی شماره 9309970221200378

رای قضایی شماره 9309970221200378

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970221200378


شماره دادنامه قطعی:
9309970221200378

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/04/11

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مطالبه ارش باوصف اسقاط کلیه خیارات

پیام رای:
در صورت موثر بودن عیب در تعیین بهای مورد معامله فروشنده باید ارش بدهد ولو آنکه کلیه خیارات ساقط شده باشد.

رای دادگاه بدوی
خواسته شرکت ط. با مدیریت آقای ه.د. با وکالت آقای م.ح. وکالت بعدی آقای ج.الف. و به طرفیت 1-ش. سازمان تامین اجتماعی با وکالت آقای ش.ت. 2-ش. به شرح لایحه وارده مربوط به قبل از برگزاری جلسه اول دادرسی به شماره 4085-27/11/89 عبارت است «مطالبه ضرر و زیان و مابه التفاوت قرارداد شماره 1127/89 مورخ 8/9/89 به جهت غبن فاحش و عیب مورد معامله طبق نظر کارشناس با احتساب خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل می باشد. الف. نظر به اینکه خواهان به موجب لایحه وارده به شماره 4040-مورخ 29/11/91 دادخواست خود را نسبت به ش. مسترد نموده است این دادگاه به استناد بند الف ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خواهان را نسبت به ش. صادر و اعلام می نماید. ب. با توجه به اینکه وکیل در صورتی می تواند موضوع وکالت را به دیگری تفویض کند که دارای اختیار توکیل به غیر باشد و با مداقه در وکالت نامه تقدیمی از سوی آقای ش.ت. ملاحظه می شود که ایشان اختیار توکیل به غیر را ندارد لذا این دادگاه به استناد ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی با عدم اجابت درخواست تفویض وکالت به آقای ع.ح. کماکان آقای ش.ت. را به عنوان وکیل خوانده قلمداد می نماید. پ. و اما در خصوص اصل دعوی جریان از این قرار است که خواهان مدعی است مقدار 000/216/8 سهم معادل 16/82% سهام ش. را از ش. به مبلغ 331/225/456/79 ریال خریداری و مبلغ 599/867/836/23 ریال را به صورت نقد پرداخت و مانده آن به مبلغ 725/885/568/75 ریال طی اقساط و با سود 12% باید پرداخت شود. و دو قسط نیز هریک به مبلغ 572/588/556/7 ریال نیز پرداخت نموده است. پس از انعقاد معامله کاشف به عمل آمده است که کاربری اراضی مربوط به محل استقرار شرکت خریداری شده در سایت و محدوده تاریخی بیستون است و امکان تغییر کاربری و گسترش فعالیت وجود ندارد و در چنین وصفی در کاربری زمین هم به نوعی عیب است و هم باعث پایین آمدن ارزش زمین و نتیجتا ارزش سهام گردیده است و به نوعی غبن در معامله است و مضافا آنکه ارزش تاسیسات ملک نیز با توجه به کلیه امکانات بیش از ارزش واقعی آن ها در قرارداد لحاظ شده است و جهت اثبات ادعای خود نامه سازمان میراث فرهنگی و نظریه کارشناس در پرونده تامین دلیل ارایه داده است و خلاصه دفاعیات وکیل خوانده از این قرار است که ارزش موضوع معامله بر اساس نظریه کارشناس به صورت دقیق و علمی تقویم شده است و بعد از معامله نیز نه تنها از قیمت مورد معامله کاسته نشده بلکه افزایش پیداکرده است و غبن و عیب در مورد معامله محقق نشده است و با توجه به اسقاط کافه خیارات ادعای خواهان توجیه قانونی ندارد. وکیل خواهان در جلسه دادرسی در پاسخ به ایرادات وکیل خوانده دفاعا بیان نمود از یکسو با قرار گرفتن زمین مورد معامله در محدوده اراضی باستانی این خود یک عیب است چرا که بایستی کاربری زمین و محدوده آن کاربری صنعتی باشد و ملاک تعیین قیمت اراضی و املاک کارخانه کاربری صنعتی است و طبق رای شماره 1218-3/5/1308 اصول قضایی عبده اسقاط خیار عیب شامل عیوبی که خارج از حد متعارف باشد نیست و طبق ماده 426 قانون مدنی عیبی که موجب پایین آمدن ارزش معامله و توابع آن شده است تشخیص آن با عرف است و عرف این قضیه را نوعی عیب می داند و طبق رویه قضایی و علی الخصوص نظر حقوقدانان ذکر اسقاط کافه خیارات در مواردی هم چون این قضیه بر سبیل رسم انشاء می شود بدون آنکه اراده موکل بر آن تعلق بگیرد و قابل اعتناء نیست و همچنین غبن در این معامله افحش بوده است نه فاحش و عیب نیز خارج از حد متعارف است شامل سقوط نمی شود و موکل نیز اختیار ارش و مابه التفاوت قیمت را نموده است. در اجرای درخواست خواهان موضوع به کارشناس هم در زمینه تاسیسات کارخانه و هم در زمینه ساختمانی و اراضی ارجاع داده شد که کارشناسان منتخب بامطالعه پرونده و مراجعه به محل نظریه کارشناسی خود را تقدیم و نظریه کارشناسی به طرفین پرونده ابلاغ وکیل خواهان نسبت به نظریه کارشناس اعتراض اعلام نداشته ولیکن وکیل خوانده به نظریه کارشناس اعتراض و دلیل اعتراض خود را عدم مراجعه کارشناسان به محل و بازدید از محل اعلام داشته اند درحالی که در همان گونه در نظریه هردو کارشناسی آمده است هردو کارشناس به طرفین پرونده اعلام نموده اند و در محل کارخانه واقع در کرمانشاه عزیمت نموده اند و در ایراد اعتراض وکیل محترم خوانده وارد نمی باشد و نظریه کارشناسی نیز با اوضاع واحوال معلوم و محقق قضیه مباینتی ندارد و لذا دادگاه دعوی خواهان را ثابت وارد تشخیص و به استناد مواد 421-422-423-426-427 قانون مدنی و مواد 195-198-265-515-519 قانون آیین دادرسی مدنی با عنایت به اینکه هردو کارشناس ارزش سهام را در مورد 16/82% کل سهام 000/760/929/39 ریال برآورد نموده اند و خواهان نیز مبلغ 743/044/950/38 ریال از ثمن معامله را پرداخت نموده اند این دادگاه حکم به محکومیت خوانده به استرداد مبلغ 324/993/475/59 ریال به عنوان اصل خواسته به علاوه خسارت دادرسی به مبلغ 000/200/58 ریال و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل مطابق تعرفه در حق خواهان را صادر و اعلام می دارد. بدیهی است دایره اجرا نسبت به احتساب هزینه دادرسی و حق الوکاله اقدام و مبلغ محکوم به را با چک و اسناد دریافتی از خواهان احتساب و تهاتر خواهند نمود. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 34 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ مردانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی ش. با وکالت آقای ش.ت. به طرفیت شرکت ط. با وکالت آقای ج.الف. نسبت به دادنامه شماره 518-14 /5 / 92 شعبه 34 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه به استرداد مبلغ 324/993 /475/59 ریال به عنوان ارش و خسارات دادرسی صادرشده به نحوی نیست که موجبات نقض و تخدیش اساس آن گردد. با عنایت به موثر بودن عیب در تعیین بهاء مورد معامله به دلالت نظر کارشناسی موجود در پرونده تشخیص دادگاه نخستین در ضرورت پرداخت ارش از ناحیه تجدیدنظرخواه خالی از اشکال است و در این مرحله از دادرسی از ناحیه تجدیدنظرخواه دلیلی که موجبات تغییر نتیجه را فراهم نماید و با جهات تجدیدنظرخواهی مقرر در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق باشد ارایه نشده است لیکن وجوه مذکور در دادنامه تجدیدنظرخواسته به عنوان ارش و قابل استرداد با لحاظ وجوه پرداختی نقد و مبالغ باقیمانده به عنوان ثمن موجل و جدول نحوه محاسبه وجوه قابل پرداخت موجل و نیز مطالبات و سود انباشته سهام که در ماده 4 قرارداد به بهاء سهام افزوده شده (مبلغ 331/641/109/5 ریال) درخور اصلاح می باشد که به دلالت مواد 351 و 358 آن قانون ضمن رد تجدیدنظرخواهی با کسر مبلغ فوق الذکر وجه قابل استرداد به عنوان ارش از قیمت موجل را به مبلغ 993/351/366/54 ریال اصلاح و دادنامه مذکور را با اصلاح به عمل آمده تایید می نماید این رای قطعی است.
رییس شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
دوبحری ـ قیصری

قاضی:
مردانی , رسول دوبحری , قیصری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 426 - تشخیص عیب بر حسب عرف و عادت می شود و بنابراین ممکن است بر حسب ازمنه و امکنه مختلف شود.

مشاهده ماده 426 قانون مدنی

ماده 421 - اگر کسی که طرف خود را مغبون کرده است تفاوت قیمت را بدهد خیار غبن ساقط نمی شود مگر این که مغبون به اخذ تفاوت قیمت راضی گردد.

مشاهده ماده 421 قانون مدنی

ماده 422 - اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب با اخذ ارش یا فسخ معامله.

مشاهده ماده 422 قانون مدنی

ماده 423 - خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت می شود که عیب مخفی و موجود در حین عقد باشد.

مشاهده ماده 423 قانون مدنی

ماده 427 - اگر در مورد ظهور عیب مشتری اختیار ارش کند تفاوتی که باید به او داده شود به طریق ذیل معین می گردد: قیمت حقیقی مبیع در حال بی عیبی و قیمت حقیقی آن در حال معیوبی به توسط اهل خبره معین می شود. اگر قیمت آن در حال بی عیبی مساوی با قیمتی باشد که در زمان بیع بین طرفین مقرر شده است تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی مقدار ارش خواهد بود. و اگر قیمت مبیع در حال بی عیبی کمتر یا زیادتر از ثمن معامله باشد نسبت بین قیمت مبیع در حال معیوبی و قیمت آن در حال بی عیبی معین شده و بایع باید از ثمن مقرر به همان نسبت نگاه داشته و بقیه را به عنوان ارش به مشتری رد کند.

مشاهده ماده 427 قانون مدنی

ماده 107 - استرداد دعوا و دادخواست به ترتیب زیر صورت می گیرد: الف - خواهان می تواند تا اولین جلسه دادرسی دادخواست خود را مسترد کند. در این صورت دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر می نماید. ب - خواهان می تواند مادامی که دادرسی تمام نشده دعوای خود را استرداد کند. در این صورت دادگاه قرار رد دعوا صادر می نماید. ج - استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا در موردی ممکن است که یا خوانده راضی باشد و یا خواهان از دعوای خود به کلی صرف نظر کند. در این صورت دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد.

مشاهده ماده 107 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM