تجدیدنظرخواهی شهردار.. . از دادنامه شماره 967 مورخ 07/11/92 صادره از شعبه 105 دادگاه عمومی جزایی شهرستان بهارستان از استان تهران که در این دادنامه آقای م.م. فرزند ع. بر حسب شکایت اداره مسکن و شهرسازی.. . از حیث اتهام
تصرف عدوانی نسبت به پلاک ثبتی.. . و.. . و.. . از 152 اصلی و پلاک.. . و.. . و.. . از پلاک 152 اصلی محکومیت حاصل نموده سپس شهردار فعلی گلستان به رای دادگاه اعتراض داشته که پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان و این شعبه ارجاع شد و مورد ملاحظه قرار گرفته است؛ اولا: تصاویر متعددی از اوراق اداری در سابقه وجود دارد که برابر با اصل و ابطال تمبر نشده و قابل استناد نمی باشد. ثانیا: رویت اصل آن اسناد در دادگاه بدوی و تصدیق ان و ابطال تمبر لازم و ضروری است. ثالثا: بین دو نهاد عمومی و دولتی اختلاف وجود دارد که می توانستند به کمیسیون مستقر در استانداری برای رفع اختلاف و حل آن مراجعه نمایند. رابعا: مستنداتی از مصوب کمیسیون برنامه ریزی استانداری در سابقه وجود دارد که حکایت از واگذاری زمین به شهرداری برای ایجاد فضای سبز می باشد که لازم بود در زمان تصویب و با قبل و بعد موقعیت اراضی با انتخاب کارشناس ثبتی نقشه برداری می شد و حدود و ثغور اراضی تعیین می شد مبادا کسی طمع کند که در این قضیه مسکن و شهرسازی مدعی طمع شهرداری گلستان است که عدم اقدام موارد ذکر شده توسط راه و شهرسازی قاعده اقدام بوده و به نوعی تضییع اموال عمومی تلقی می شود که خود باید در مواقع ضروری پاسخگو باشند. خامسا: در برگ 182 و 183 و 184 سابقه رونوشتی از صورت جلسه ارایه شده به میزان 90 هکتار که بین شهرداری و راه و شهرسازی و فرمانداری برای حل مشکل تنظیم شده و سازمان ها ذی ربط ذیل آن را امضاءکردند گرچه برابر اصل و ابطال تمبر نشده اما شهرداری تجدیدنظرخواه پیوست سابقه خود نموده. سادسا: تصرف اراضی توسط ش. که با توجه به ملاحظه سابقه در زمان سه شهردار وقت (م. ق. و ن.) طول کشیده و به نظر می رسد کارکنان ذی ربط در مانحن فیه الف: به قواعد شهرسازی ب: مقررات ثبتی ج: طرح تفصیلی یا طرح هادی و قواعد آن اشراف نداشته و یا این که اشراف دارند دقت در عمل ندارند که عدم رعایت ضوابط منجر به تضییع حقوق بیت المال خواهد شد فلذا با جمیع جهات شهردار محترم به محض تصویب فکر می کند که اراضی را تصرف و
تغییر کاربری دهد و این تفکر در جهت منافع عمومی منطقه بوده و قصد و نیتشان ایجاد فضای سبز نه تملک به نفع خود یا دیگری که می توان گفت عنصر معنوی که یکی از ارکان وقوع بزه می باشد وجود ندارد هر چند محکوم علیه خود تقاضای تجدیدنظرخواهی نکرده اما شهردار فعلی به رای دادگاه اعتراض نموده و پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال شد. النهایه دادگاه با جمیع جهات و به استناد جز 4 از بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه معترض عنه نقض و حکم بر برایت آقای م. صادر و اعلام می گردد. رای صادره قطعی است.
مستشاران شعبه 39 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
موسی پور ـ شفیعی خورشیدی