بر اثر شکایت آقای ن.ح. فرزند م. و خانم پ. (م.) خ. فرزند ع. دایر بر این که شخصی به نام ز.ص. فرزند ف. از طریق
سامانه رایانه با قرار دادن تصویر هر دو نفر ما در فیس بوک اعمالی را بر خلاف حقیقت به ما نسبت داده و ما را قواد و بدکاره معرفی نموده و ضمن هتک حیثیت و نشر اکاذیب با قرار دادن عکس های مستهجن آبرو و حیثیت ما را مخدوش نموده است و عین این عکس ها در سامانه اینترنت و فیس بوک موجود می باشد و صحت موضوع را محرز می نماید لذا به استناد ماده 969
قانون مجازات اسلامی مصوب 1 0/ 02/1392 تقاضای تعقیب قانونی موضوع و مشارالیه را داریم. تاریخ وقوع جرم ساعت 12 شب مورخه 16/ 12/1392 می باشد. پرونده به بازپرسی شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان م. ارجاع و مورد پیگیری قرار گرفته است. در تاریخ 20/12/1392 در محل فرماندهی انتظامی م. مشروح شکایت از خانم م.خ. اخذ شده که بیان داشته که در زمانی که با هم دوست بودیم سوءاستفاده کرده و به من تجاوز کرده و باعث هتک حیثیت من و خانواده ام شده و بر این موضوع به بیماری های لاعلاج دچار شده ام و حالا که با وساطت ریش سفیدان عقد کردیم حاضر به پذیرش من نیست. بازپرسی در 30/ 01/1393 مجددا از خانم م.خ. شغل خانه دار و ساکن م. بازجویی نموده است وی گفته است: من از س.ر. ساکن در شهرستان س. شکایت دارم که از طریق فیس بوک حرف های تهدیدآمیز و
توهین آمیز و گذاشتن عکس من در فیس بوک و نوشتن حرف های رکیک و خیلی زشت من را تهدید می کند که از شوهرم
طلاق بگیرم. بالاخره دادسرا در 31/ 01/1393 طی قرار شماره 9310398741500052 دایر بر عدم صلاحیت خویش را به صلاحیت و شایستگی شهرستان س. با بیان این که قرار دادن تصاویر شکات و انتشار آن ها در فضای مجازی خارج از حوزه قضایی از بازپرسی و داخل در حوزه قضایی شهرستان س. بوده فلذا با صرف نظر از وقوع یا عدم وقوع بزهی در این خصوص مستندا به مواد 52 و 54 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار عدم صلاحیت به اعتبار و شایستگی دادسرای س. صادر و اعلام و با موافقت معاون دادستان پرونده را به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان س. ارسال می دارند. پرونده به شعبه اول دادیاری آن شهرستان ارجاع و از مشتکی عنها خانم س.ر. بازجویی به عمل می آید. س) حساب کاربری.. . متعلق به شما است؟ جواب: بله. س) نحوه اتصال به اینترنت و سایت فیس بوک شما چگونه بوده و در تاریخ 13/12/1392 شما در کجا بودید؟ به صورت بی سیمی بوده است چون دانشجو می باشم در مکان خاصی اتصال به اینترنت و فیس بوک نداشته ام. س) آیا مطالب درج شده در پرونده فایل.. . را شما نوشته اید؟ اصلا هیچ اطلاعی از چیزهایی که در فیس بوک به اسم من درج شده ندارم. س) ادعاهای مطرح شده در کامنت های وب سایت فیس بوک با این عنوان که ز. در ت. با من در ارتباط بوده است آیا صحت دارد یا خیر؟ اصلا از این مطالب درج شده در جریان نبوده ام و در تاریخ 8 اسفند بنده در س. بوده ام من در یک مکان مشخص از اینترنت استفاده نکرده ام. س) اظهارات خود را چگونه تایید می نمایید؟ سواد دارم و امضاء می زنم. بالنهایه شعبه اول دادیاری دادسرای س. در تاریخ 11/ 02/1393 در خصوص شکایت خانم م.خ. فرزند ع. از خانم س.ر. دایر بر انتشار تصاویر در فضای مجازی و
توهین و تهدید با توجه به تحقیقات انجام یافته توسط پلیس فتای س. و اظهارات س.ر. که بیان داشته: من دانشجو می باشم جا و مکان خاصی برای ارتباط من نبوده است و اتصال از طریق کامپیوتر و لپ تاپ نبوده است و بررسی لپ تاپ ر. توسط پلیس فتا هم موید همین مطلب می باشد لذا صرف نظر از وقوع یا عدم وقوع جرم مستندا به مواد 52 و 53 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 757
قانون مجازات اسلامی (جرایم
رایانه ای) قرار عدم صلاحیت از این دادیاری به صلاحیت و شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب م. صادر و اعلام و با موافقت دادستان پرونده را جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه (13) ارجاع گردیده است. عضو ممیز متذکر می شود در جرایم
رایانه ای همانند جرم مزاحمت تلفنی آن محلی که تلفن شونده گوشی را بر می دارد و فحش و تهدید و ناروا می شنود محل وقوع جرم است و به عبارت دیگر تا تلفن شونده گوشی را نگیرد جرمی تحقق پیدا نمی کند در جرایم
رایانه ای هم موضوع چنین است البته با یک تفاوت که چه بسا آن کسی که فحش و حرف های رکیک را نسبت به کسی در صفحه ویژه خود قرار داده است تا کسی به آن صفحه دسترسی پیدا نکند هتک حیثیتی و فحشی محقق نشده است و پس از دسترسی به آن سایت و دیدن فحش ها و تهدید ها هتک حیثیت تحقق پیدا می کند و مفروض مسیله در پرونده مطروحه این است که گرچه خانم س.ر. در شهرستان س. این تهدیدات و اهانت ها را در صفحه ویژه خود گذارده است لیکن با دسترسی به سایت شخصی وی ولو در شهرستان م. و دیدن و با شنیدن فحش ها جرم تحقق پیدا می کند و دادگاه و دادسرای محل وقوع جرم صالح به رسیدگی است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «وفق مقررات درخواست رسیدگی و اتخاذ تصمیم قانونی را دارم.»; قرار شماره 9310398741500052 مورخه 15/ 02/1393 حل اختلاف در تعیین صلاحیت مشاوره نموده ختم رسیدگی را اعلام چنین رای می دهد: