رای قضایی شماره 9309970906100160

رای قضایی شماره 9309970906100160

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970906100160


شماره دادنامه قطعی:
9309970906100160

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/03/19

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تاثیر اظهار زوج به ترک اعتیاد در تحقق وکالت طلاق برای زوجه

پیام رای:
اظهار زوج به ترک اعتیاد به منزله اقرار ضمنی به داشتن سابقه اعتیاد و تحقق یکی از بندهای شروط ضمن عقد نکاح در خصوص وکالت زوجه در طلاق بوده که با صرف ترک اعتیاد این وکالت منتفی نمی شود.

رای خلاصه جریان پرونده
این است که خانم س.الف. دادخواستی به طرفیت آقای ن.ن. به خواسته رسیدگی و صدور حکم گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای طلاق باین خلعی به شرح متن دادخواست به دادگستری اردبیل تقدیم نموده که جهت رسیدگی به شعبه 11 دادگاه حقوقی ارجاع گردیده است. دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین را صادر نموده در تاریخ 7/11/1391 در وقت مقرر دادگاه مذکور با حضور خواهان و خوانده تشکیل شده پرونده را تحت نظر قرار داده و درخواست نمودند که اینجانبان درصدد سازش هستیم و یک ماه است باهم زندگی می کنیم و درخواست داریم جلسه رسیدگی برای یک بار تجدید شود. دادگاه با این تقاضا موافقت نموده و وقت رسیدگی برای مورخ 7/2/92 تعیین گردید و طرفین دعوت شده اند در تاریخ 7/2/92 در وقت مقرر شعبه 11 دادگاه حقوقی (خانواده) اردبیل تشکیل طرفین خواهان و خوانده حضور دارند دادگاه پرونده را تحت نظر قرار داده ابتدا دادگاه آن ها را دعوت به صلح و سازش و از طلاق نهی کرد که موثر واقع نشد و خواهان اصرار بر طلاق دارد زوجه اظهار داشت عرایضم به شرح دادخواست تقدیمی است استدعای رسیدگی دارم سازش واقع نشد و شوهرم مرا آزار و اذیت می کند و کتک می زند و به سرکار نمی رود و سوء معاشرت و رفتار دارد مطمین نیستم که ترک اعتیاد کرده باشد به هرحال مرا کتک می زند (خواهان گریه می کند) نمی توانم تحمل کنم الآن باهم در خانه شوهرم زندگی می کنم می ترسم به خانه پدرم بروم چون می دانم می آید و پدرم را اذیت می کنم فقط پرونده مهریه تشکیل داده ام که آن را پیگیری خواهم کرد مهریه را خواهم گرفت مسایل مالی را جداگانه مطرح خواهم کرد در این پرونده ادعای مالی ندارم در مورد ضرب وجرح دوباره شکایت کرده ام.. . سابقه کیفری به خاطر مواد دارد.. . خوانده اظهار داشت من با طلاق او مخالف هستم و طلاق نمی دهم او با من زندگی می کند 5 سال است که دیگر مواد مصرف نمی کنم قبلا در کار صادرات و واردات بودم و آن زن در خانه است دلیلی بر طلاق نیست هر وقت بخواهد آزمایش اعتیاد می دهم ترک کرده ام او را ضرب وجرح نکرده و نمی کنم.. . فقط او را هل داده ام چون با من درگیر شد لذا او را اصلا طلاق نمی دهم و او در خانه من زندگی می کند یک بچه داریم به خاطر او طلاق نمی دهم در پایان دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده پس از تعیین داور دادگاه در تاریخ 23/2/92 جلسه توجیه داوران و تفهیم شرح وظایف آن ها را تشکیل داده دادگاه در تاریخ 21/5/92 در وقت مقرر تشکیل و پرونده را تحت نظر قرار داده. ملاحظه می شود نظریه داور خواهان نیز واصل شده و خواهان بر طلاق مصر است لذا با عنایت به اوراق پرونده مقرر است 1- دفتر وقت نظارتی تجدید شود. 2- به خواهان ابلاغ شود مدارک مربوط به ادعای ضرب وجرح را ظرف سه روز به این دادگاه ارایه نماید. 3- به خوانده اخطاریه ای ابلاغ شود. جهت معرفی به پزشکی قانونی برای آزمایش اعتیاد ظرف یک روز در این دادگاه حاضر شود به محض حضور معرفی شود 4- سوابق کیفری خوانده از زندان اردبیل استعلام شود. پس از انجام این دستورات دادگاه در تاریخ 27/7/92 در وقت نظارت تشکیل و ملاحظه می شود سوابق کیفری خوانده از زندان واصل شده که صرفا سابقه ایراد ضرب وجرح عمدی برای او اعلام کرده اند و نتیجه آزمایش مواد مخدر خوانده توسط پزشکی قانونی منفی اعلام شده است و وکیل خواهان طی لایحه ای مدارک مورد ادعا را ارایه کرده است که ثبت و پیوست شده لذا دادگاه با بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی اعلام و به شرح آتی انشاء رای می نماید. در خصوص دعوی خانم س.الف. به طرفیت آقای ن.ن. به خواسته صدور حکم طلاق باین خلعی دادگاه نظر به اینکه نامبردگان با یکدیگر زندگی می کنند و خواهان دلیلی بر سوء معاشرت خوانده و ایراد ضرب وجرح از ناحیه او ارایه نکرده است و صرف ارایه گواهی پزشکی قانونی دلالت بر ارتکاب آن توسط خوانده ندارد و نتیجه آزمایش اعتیاد به مواد مخدر خوانده از سوی پزشکی قانونی منفی اعلام شده است و داور خوانده نیز نظر خود را بر مخالفت با طلاق اعلام کرده است و نظر به اینکه زن فقط در موارد مصرحه قانونی (تبصره ماده 1133 قانون مدنی) می تواند تقاضای طلاق کند و هیچ یک از موارد قانونی مذکور تحقق نیافته است.. . بر این اساس دادگاه دعوی مطروحه را عین ثابت تشخیص داده و حکم بر بطلان دعوی صادر می نماید. پس از ابلاغ دادنامه به طرفین خانم س.ج. وکیل دادگستری به وکالت از خانم س.الف. طی دادخواستی به طرفیت آقای ن.ن. به خواسته تجدیدنظرخواهی از دادنامه شماره 1353-27/7/92 صادره از دادگاه شعبه 11 خانواده در فرجه قانونی نموده که پس از جری تشریفات قانونی پرونده به محاکم تجدیدنظر استان اردبیل ارسال و جهت رسیدگی به شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر ارجاع گردیده است. این مرجع قضایی در تاریخ 25/9/92 پرونده را تحت نظر قرارداد و با عنایت به مجموع محتویات پرونده ختم داوری را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور دادنامه شماره 931-25/9/92 نموده است در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم س.ج. به وکالت از خانم س.الف. نسبت به دادنامه شماره 1353 صادره از شعبه 11 دادگاه عمومی حقوقی اردبیل که به موجب آن دعوی تجدیدنظرخواهان به خواسته صدور حکم طلاق باین خلعی.. . به طرفیت آقای ن.ن. منتهی به صدور حکم بر بطلان دعوی شده است دادگاه با عنایت به مجموع محتویات پرونده و امعان نظر و مداقه در اوراق آن و ملاحظه مستندات و دلایل ابرازی طرفین دعوی ملاحظه می گردد. رای تجدیدنظر خواسته پس از رسیدگی های لازم وفق مقررات قانونی اصدار یافته.. . علی هذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی و اصلاح سطر هشتم از رای تجدیدنظر خواسته که حکم طلاق را منحصر به ماده 1133 ق.م. نموده اند مستندا به فراز اخیر از ماده 358 ق.آ.د.م. رای تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می نماید. پس از ابلاغ دادنامه به اصحاب دعوی خانم س.ج. وکیل دادگستری به وکالت از س.الف. طی دادخواستی به طرفیت آقای ن.ن. به خواسته فرجام خواهی از دادنامه 931-25/9/92 تقدیم نموده است که پس از جری تشریفات قانونی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت در دبیرخانه به شعبه اول ارجاع شده است. عمده مطلبی که وکیل فرجام خواه نوشته این است که زوجه متقاضی طلاق به لحاظ عسر و حرج است که موردتوجه واقع نشده. سوء معاشرت زوج حرکات و رفتارهای توهین آمیز و کتک کاری و ایراد ضرب وجرح اعتیاد زوج به مواد افیونی مخدر از نوع شیشه و هرویین و امثال این ها می باشد. لایحه های طرفین در هنگام شور قرایت می شود.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عباسعلی علیزاده عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده اجمالا مبنی بر نقض دادنامه شماره 500931-25/9/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به گزارش فوق الذکر دادنامه مذکور درخور نقض می باشد چه اینکه فرجام خواه در محضر دادگاه (صفحه 45 پرونده) اقرار کرده که 5 سال است که دیگر مواد مصرف نمی کنم این اقرار بند 7 از شروط مندرج در سند نکاحیه را محقق می سازد و از طرفی زوجه در دادگاه اظهار می نماید: شوهرم سوء معاشرت دارد کتک می زند و به سرکار نمی رود نمی توانم تحمل کنم ضروری است به وسیله مددکاران و نیروی انتظامی محل از همسایه ها و کسانی که تا حدودی از زندگی آن ها اطلاعاتی دارند به نحو مقتضی تحقیق شود که مطالب مذکوره چقدر مقرون به صحت و واقعیت می باشد. زوجه مدعی است که زوج مبتلا به مواد از نوع شیشه و هرویین می باشد پزشکی قانونی از طریق معمولی قادر نیست این موضوع را تشخیص دهد باید به مرکز مخصوص که جهت آزمایش آمفتامین است معرفی شود تا حقیقت روشن شود. مجموع اوراق و محتویات پرونده حاکی از این است که زن در خانه شوهر آسایش معمولی را ندارد این جمله که در محضر دادگاه زوجه بیان می کند (صفحه 45 پرونده) الآن باهم در خانه شوهرم زندگی می کنم می ترسم به خانه پدرم بروم چون می دانم می آید و پدرم را اذیت می کند با توجه به مطالب فوق الذکر به استناد بند 3 و 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فوق الذکر نقض و رسیدگی مجدد به شعبه صادرکننده رای منقوض اعاده می شود. دفتر مقرر است پرونده به مرجع مربوطه اعاده گردد.
مستشاران شعبه 1 دیوان عالی کشور
علیزاده ـ حیدری قاسمی

قاضی:
علیزاده , حیدری قاسمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM