موضوع پرونده پیوست راجع است به این که در ساعت 20/8 مورخ 26/6/91 آقای ک.ک. فرزند ع. با یک دستگاه پراید مشکی به شماره انتظامی ایران.. . و همراهی سه نفر به نام های 1ـ ر.ز. فرزند ن. 2ـ ح.ز. فرزند ج. و 3 ـ م.ب. فرزند ک. به روستای ب. (الف.) عزیمت آقای ک.ک. با دیدن آقای ز.ک. فرزند ط. از خودرو پیاده شده و با رگبار اسلحه کلاش او را به قتل می رساند و سپس از محل متواری که در حین فرار و در روستای خ. مردم و بستگان مقتول خودرو را متوقف و آقای ک.ک. (قاتل) را با سلاح شکاری و جنگی به قتل رسانده و سه نفر از همراهان وی را دستگیر می نمایند (ص 1 لغایت 4). موضوع فوق با مراجعه حضوری شخصی به نام الف.ک. به اطلاع رییس دادگاه عمومی بخش شاوور شهرستان ش رسیده رییس دادگاه به اتفاق فرماندهی و سایر عوامل انتظامی و پلیس آگاهی شهرستان ش در محل حادثه حاضر و دستورات لازم جهت انتقال اجساد (ک.ک. و ز.ک.) به سردخانه شهرستان ش انتقال خودروی متهمین به پاسگاه و اعزام متهمین به دادگاه بخش شاوور صادر در تاریخ 26/6/91 از متهمین تحقیق اظهاراتی به شرح ذیل داشته اند:
1- ر.ز. فرزند ن. شب گذشته ک. دو بار به من زنگ زد گفت بیا من نزدش رفتم تنها بود با هم به زویه رفتیم مقداری جنس (شیشه و قرص) تهیه کرد م.ب. و ح.ز. پسرعمویم آمدند او گفت به الف. می رویم که مقداری پول از یک نفر طلب دارم اسلحه کلاش و کلت نزد خودش بود اسلحه را نزدیک روستا درآورد و گفت من همه را می خواهم بکشم و نزدیک روستا شد به محض دیدن آن پسر گفت آهسته یکی از کسانی که من وی را می خواهم و اسلحه را درآورد و به او تیراندازی کرد و دنبال پسره افتاد و او را چند تیر زد و ما سریع دور زدیم که جلوی ما ایستاد به طرف روستا رفتیم نمی دانم چه شد مردم جلوی ما را گرفتند اسلحه کلت دست خودش بود ما فرار کردیم مردم رسیدند ما را دستگیر کردند و آن را هم کشتند.
دادگاه اتهام معاونت در قتل عمدی ز.ک. را به متهم تفهیم اظهار داشت: ما تا الف. نمی دانستیم ولی آن جا به ما گفت و ما دیگر از وی می ترسیدیم ما را هم می کشت (ص10 و 11)
2- م.ب. فرزند ک.: ح. به من زنگ زد گفت مهمان دارم می خواد دربست بره من هم گفتم باشه می رم آمدم پرسیدم کجا می ره گفتند نزدیک های الف. من هم آوردمشون تو دهات بهم گفتند ما می خواهیم یک مردی را بکشیم من هم دیگه از ترس می ترسم تفنگ کلاش داشت گفت وایسی می کشمت هر چی بگم باید انجام بدی بعد این رفت پایین من هم ماشین را خاموش کردم آمدم پایین خودمو قایم کردم تا پسره مرد خودم نشون دادم گفتم آقایون من آژانسم کار می کنم.
دادگاه خطاب به متهم: چه ساعتی حرکت کردید؟ آیا به شما گفتند قصد قتل دارند؟
ساعت 30/6 حرکت کردیم من اول از هیچ چیزی خبر نداشتم تا رسیدم به این روستا تفنگ روی سر من گرفت و گفت آقای راننده من می خوام آدم بکشم اگر نمی مونی با اون می کشمت من از ترس رفتم ماشینمو انداختم توی چاله ماشینم خاموش شد مرده رفت پایین من هم رفتم پایین به مردم گفتم من این ها را دربستی آوردم.
دادگاه اتهام معاونت در قتل عمدی را به متهم تفهیم اظهار نموده: من همراه آن ها بودم ولی تا الف. در جریان نبودم نزدیک روستا گفت می خواهم یک نفر را بکشم اسلحه دست ک. بود من دربستی آمدم مبلغ آن را نگفتند و پولی به من ندادند (ص 13 و 14 و 15)
3- ح.ز. فرزند ج.:.. .. ر. گفت ع. پول از یک نفر می خواهد تا الف. می رویم و بر می گردیم بعد از الف. گفت شاید جان یا ماشین شما از دستتان برود که ک. گفت باید یاد بگیری و در مسیر روستا ما را برد و رسیدیم به روستا اول صبح بود که ک. به راننده گفت وایستا و پیاده شد و دنبال وی دوید و او را با اسلحه چند تیر زد و اسلحه وی کلاش بود و یک کلت هم روی کمرش بود که سریع فرار کردیم به سمت روستا آمدیم یک نفر با ساچمه زنی جلوی ما بود و راننده نزدیک بود ماشین را چپ کند خاموش شد و ما فرار کردیم خیلی به ما تیراندازی کردند و اهالی روستا ما را دستگیر کردند.
دادگاه بخش اتهام معاونت در قتل عمدی مرحوم ز.ک. را به متهم ح.ز. تفهیم اظهار داشت: قبول دارم که همراه وی بودم ولی اطلاع نداشتم (ص 17 و 18)
متهمین با صدور قرار بازداشت جهت تکمیل تحقیقات در اختیار دایره جرایم جنایی پلیس آگاهی شهرستان ش قرار گرفته. سوابق آنان استعلام فقط آقای ح.ز. دارای یک سابقه ایراد
ضرب و جرح عمدی در سال 84 بوده است (ص 24). پزشکی قانونی شهرستان ش پس از معاینه اجساد و کالبدگشایی علت تامه فوت هر یک را به شرح ذیل اعلام نموده است:
1- ز.ک.: آسیب شدید نسج مغزی و خون ریزی داخلی به دنبال اصابت گلوله به سر و قفسه صدری و گردن متعاقب اصابت پرتابه های فلزی متعدد (گلوله) تعیین می گردد (ص26 ـ 134 ـ 135)
2- ع.ک.: اصابت پرتابه های فلزی متعدد به ناحیه سر و شکم و خون ریزی ناشی از آن تعیین می گردد (ص 27 ـ 140)
از والدین مقتول ز.ک. آقای ط.ک. فرزند ح. (پدر) و خانم ز.ک. فرزند د. تحقیق اعلام داشتند: فرزندشان ساعت 8 صبح جهت کشاورزی از منزل خارج یک لحظه صدای تیر آمد پسرم روی زمین افتاده و در جا فوت کرده بود مردم با موتور و ماشین دنبال پراید رفتند و در روستای خ. ح. قاتل را کشتند فرزندمان دارای همسر و دو فرزند دختر دو ساله و سه ماهه می باشد از همراهان ک.ک. شاکی و درخواست مجازات قانونی آن ها را داریم (ص 96 ـ 97)
حسب تحقیقات عوامل انتظامی در زمان به هلاکت رسیدن ک.ک. کسی اسلحه کلت کمری را مشاهده نکرده و اگر اسلحه کلت کمری را مشاهده نکرده و اگر اسلحه کلتی در صحنه می بود فرد یا افرادی آن را می گرفتند و مردم از موضوع مطلع می شدند هم چنین مرحوم زع.ک. هیچ اختلاف و درگیری با ک.ک. نداشته لکن ابوی مرحوم ز. در فروش اراضی کشاورزی پدر آقای ک.ک. شاهد ماجرا بوده است (ص 149 ـ 150). برابر گواهی
حصر وراثت صادره از شورای حل اختلاف
ورثه حین الفوت مرحوم ز.ک. عبارتند از:
1- الف.ک. (همسر متوفی) 2 و 3ـ ح. و ن.ک. (فرزندان متوفی) 4 و 5 ـ ط. و ز.ک. (والدین متوفی) و سپس به دفعات مختلف از متهمین: 1ـ ح.ز. فرزند ج. به شرح صفحات 36 لغایت 41 ـ 61 ـ 64 ـ 65 ـ 181 ـ 182 ـ 193 لغایت 196 2ـ ر.ز. فرزند ن. به شرح صفحات 45 لغایت 48 54 لغایت 59 ـ 71 ـ176 و 177 و 188 لغایت 191 3ـ م.ب. فرزند ک. به شرح صفحات 41 لغایت 44 ـ 60 ـ 66 ـ 67 ـ 68 ـ 178 ـ 179 ـ 180 ـ 185 ـ 186 و 187 تحقیق همان اظهارات اولیه نزد رییس دادگاه بخش شاوور را تکرار نموده اند.
پرونده با صدور قرار مجرمیت علیه متهمین موصوف دایر به: معاونت در قتل عمد مرحوم ز.ک. از طریق تسهیل وقوع جرم به نظر دادستان شهرستان شرسیده (ص 200 ـ 201 ـ و 202) و دادستان نیز ضمن موافقت با قرار نهایی صادره پرونده را با صدور کیفرخواست به محاکم کیفر استان خ ارسال که به شعبه هفدهم ارجاع گردید (ص 208)
توضیح این که: در خصوص اتهام آقای ع.ک. فرزند ع. دایر به: قتل عمدی مرحوم ز.ک. و نگه داری اسلحه جنگی کلاشینکف با توجه به کشته شدن وی قرار موقوفی تعقیب صادر و این قرار نیز به موجب رای شماره 1501047 مورخ 16/10/91 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی شهرستان ش تایید گردید (ص 217)
هم چنین به موجب پرونده به کلاسه 91/1063ـ ک آقای ع.ک. در ساعت 45/13 مورخ 4/6/91 به همراه م.ک. و خ.ک. و گرفتن خودرویی از آقای ع.ک. به الف. منزل ف.ک. (شوهر خواهرش) رفته و آقایان: ف. ع. و ق. شهرت همگی ک.ک. را با شلیک چندین گلوله به قتل رسانده که با توجه به قتل قاتل در تاریخ 26/6/91 مستندا به بند 1 ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار موقوفی تعقیب وی در این پرونده صادر گردید (ص 297 ـ 298 ـ 299)
جلسه دادرسی در تواریخ 18/3/92 و 13/9/92 تشکیل الف.ک. آقای ط.ک. و خانم ز.ک. (والدین مرحوم) و خانم الف.ک. (همسر مرحوم) به اتفاق وکیل خودشان آقای ش. در جلسه دادگاه حاضر آقای ط.ک. اظهار داشته: از جانب خودم و دو تا نوه ام از هر سه نفر متهم پرونده به اتهام قتل عمدی فرزندم شکایت دارم. هر چهار نفر به صورت گروه سیاسی از ز. به روستای ب. آمده و پسرم را با اسلحه به قتل رساندند و در مسیر راه به هر کجا می رفتند تیر اندازی می کردند.
خانم ز.ک. اعلام نموده این ها صبح زود به طرف پسرم شلیک کردند یکی نیم خیز بود که به طرف پسرم تیراندازی کرد و از هر سه نفر به اتهام معاونت در قتل فرزندم شکایت دارم خانم الف.ک. بیان داشته از هر سه نفر به اتهام معاونت در قتل شوهرم شکایت دارد مرا بدبخت کردند. شوهرم را به قتل رساندند. وکیل اولیای دم بیان داشته: اولیای دم به عنوان این که سه نفر حاضر با قاتل آقای ع.ک. یک گروه سیاسی یا وهابی علیه این ها شکایت دارند زیرا هیچ گونه عداوت و یا اختلاف ملکی ناموسی و یا مسایل دیگر بین اولیای دم و متهمین وجود نداشته است اعتقاد اولیای دم به شرکت در گروه سیاسی وهابی بوده و آقای ع. به عنوان جرم امنیتی تحت تعقیب بوده است در تحقیقات اولیه نقایصی وجود دارد از جمله این که متهمین گفته اند یک قبضه کلت همراه ما بوده لکن سرنوشت آن به درستی معلوم و مشخص نشده است مورد دوم عدم مطابقت پوکه های کشف شده کنار جسد با اسلحه کشف شده از قاتل ک.ک. می باشد تقاضای صدور حکم شرعی و قانونی را دارم.
دادگاه خطاب به متهمین: حسب محتویات پرونده شکایت اولیای دم و مفاد کیفرخواست صادره متهمید به معاونت در قتل عمدی مرحوم ز.ک. چه دفاعی دارید:
1- ح.ز.: بنده به همراه ر. م.ب. و ع. با ماشین پراید به رانندگی م.ب. به سمت شهرستان ش حرکت کردیم و مرحوم ع. گفت از کسی پول می خواهم بیا با هم برویم ما نشسته بودیم و پسر عمویم ر. با آقای ع. داشت مواد مخدر (شیشه) می کشید ر. گفت یک ماشین بیاور ع. از کسی پول طلب دارد و می خواهد طلب خود را بگیرد و من به م.ب. زنگ زدم و با پراید آمد و با هم رفتیم اسلحه کلاش همراه ک. در یک کیسه بود و ما نمی دانستیم نزدیک روستا که رسیدیم محل حادثه ک. گفت به ایستید همین شخصی که از او طلب دارم همین آقا است و اسلحه را کشید و او را زد و اسلحه را به طرف راننده (م.) گرفت و گفت هر کجا من می گویم حرکت کنید و فرار کردیم ایشان توسط اهالی کشته شد.
2- ر.ز.: ع. رفیق ما بود در حال کشیدن مواد بودیم و به من گفت از کسی پول می خواهم بابت زمین به من گفت برویم طلبم را بگیرم و گفت کسی را سراغ ندارم و به ح. زنگ زد و گفت من گواهینامه ندارم و زنگ زد به م.ب. که رفیق هر دوی ماست م. آمد و گفت زود می رویم پول ها را می گیریم و بر می گردیم وقتی به نزدیک روستا رسیدیم گفت بایستید و مرحوم را دید و داخل کیسه یک کلاش بود و با آن کلاش مرحوم ز. را کشت و به او گفتم ما را بدبخت کردی و اسلحه را به سمت راننده گرفت و ترسیدیم که ما را هم بکشد و گفت هر کجا من می گویم بروید.
3- م.ب.: من در حال نگهبانی بودم که ح. زنگ زد و گفت ماشین را بیاور می خواهیم دربست جایی برویم من نیز آمدم و با همراه ح. ر. و ک. سوار شدیم اسلحه ای را دست ک. ندیدم رسیدیم به روستای محل حادثه و دیدم که ک. اسلحه را درآورد و ز. را کشت و ما به سمت روستای دیگر رفتیم و بعد من ماشین را رها کرده و فرار کردم و یک جا ایستادم و آمدند مرا دستگیر کردند. سپس وکلای متهمین در دفاع از موکلینشان لوایحی را تقدیم و خلاصه عنوان نمودند بین افعال متهمین و مباشر جرم وحدت قصد و اقتران زمانی وجود نداشته و موکلین آن ها از قصد و نیت مباشر اصلی قتل آقای ک.ک. مطلع نبوده اند (ص 315 لغایت 323)
دادگاه با اعلام ختم دادرسی با توجه به همراهی متهمین با متهم اصلی اقدام آنان را تسهیل در وقوع جرم تلقی و اکثریت نظر به احراز بزهکاری آنان حکم به محکومیت هر یک از متهمان موصوف به سه سال حبس تعزیری با کسر و احتساب ایام بازداشت قبلی صادر و دو تن از اعضاء دادگاه به لحاظ عدم احراز وحدت قصد و عدم احراز سوءنیت با توجه به اوضاع و احوال آنان که معتاد به مواد مخدر بوده و ترغیب متهمان به همراهی جهت گرفتن طلب و خریدن مواد برای آنان در هنگام حرکت نظر بر برایت متهمان را داشته اند (ص 385 لغایت 396)
رای اصداری (دادنامه شماره 200282 مورخ 20/11/92) به متهمین و وکلای آنان ابلاغ آقای م.الف. به وکالت از م.ب. آقای س.الف. به وکالت از آقایان: ح.ز. و ر.ز. طی لوایحی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور اعلام داشتند موکلین آن ها از قصد و نیت مباشر مطلع نبوده و بین عمل مباشر و معاونین وحدت قصد و اقتران زمانی وجود نداشته است و آقای ع.ش. به وکالت از سوی اولیای دم طی لایحه تقدیمی اعلام داشته اتهام متهمین در واقع مشارکت در قتل عمدی مرحوم ز.ک. بوده ا ند معاونت در قتل و اگر جرم آنان را معاونت بدانیم حسب بند الف ماده 127
قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/92 میزان حبس را درجه دو یا درجه سه تعیین کرده که حبس بیش از ده سال الی 25 سال تعیین کرده است نه آن که هر کدام را به سه سال حبس محکوم نماید و بدین سبب نسبت به دادنامه موصوف معترض و درخواست رسیدگی نموده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال که پس از ثبت و طی تشریفات اداری به شعبه شانزدهم ارجاع گردید.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «تقاضای نقض رای صادره از حیث این که وحدت قصد محکوم علیهم با مباشر قتل محرز نمی باشد هر چند نسبت به خود قاتل یا قاتلین مقتول دوم اظهارنظری نشده و دیوان مواجه با تکلیفی نیست.»; در خصوص دادنامه شماره 200282 ــ 20/11/92 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: