رای قضایی شماره 9309972130600171

رای قضایی شماره 9309972130600171

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309972130600171


شماره دادنامه قطعی:
9309972130600171

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/22

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
ضمانت اجرای عدم ارائه لایحه تجدیدنظرخواهی

پیام رای:
عدم تقدیم لایحه تجدیدنظرخواهی از موارد رفع نقص و در نهایت صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی درصورت عدم رفع نقص خواهد بود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص شکایت آقای ه.ک. به طرفیت خانم س.ذ. و آقای ح.ک. نسبت به توقیف یک قطعه زمین به شماره 3058 از پلاک ثبتی 3017 فرعی از 71 اصلی توسط خانم س.ذ. بابت مهریه با این توضیح که معترض ثالث اظهار داشته اند که به اتفاق خانم ذ. هریک با وکالت نامه بعدی سه دانگ از یک قطعه زمین را خریداری نموده و به لحاظ وضعیت جسمانی به اتفاق ایشان به موجب وکالت نامه محضری به آقای ح.ک. جهت ساخت وساز و انجام امور اداری وکالت داده و مشارالیه مبادرت به ساخت یک سه واحدی در قطعه زمین مذکور نموده به لحاظ بدهی طبقه دوم را فروخته و طبقه اول را به اجاره به غیر واگذار نموده و طبقه سوم را ساکن می باشد. فلذا نظر به اینکه ح.ک. مالکیت در ملک موصوف نداشته اند تقاضای رفع توقیف به شرح خواسته را مطرح نموده اند. دادگاه با مداقه در اظهارات متداعیین در جلسه دادرسی و نظر به رونوشت اسناد تنظیمی وکالت که هریک از ایادی با عقد وکالت حقوق و امتیاز خود را به وکیل تفویض نموده و صراحتا اظهار داشته اند هیچ گونه حق و امتیازی نسبت به سند مذکور نداشته اند که مبین این مطلب است که حقوق و امتیازات برگه واگذاری زمین شهری با تفویض وکالت نقل وانتقال شده و آقای ح.ک. مبادرت به احداث سه باب آپارتمان در زمین مذکور نموده و مبادرت به انتقال طبقه دوم به شخص ثالث و واگذار نمودن طبقه اول به عقد اجاره جهت پرداخت بدهی ها و هزینه های ساخت نموده اند و به عبارتی موید توافق ضمنی آقایان ح. و ه.ک. و خانم ذ. جهت احداث ساختمان در زمین موصوف و دریافت حق السهم می باشد و عزل آقای ح.ک. توسط آقای ه.ک. پس از فروش و اجاره آپارتمان ها به حقوق شخص ثالث خللی وارد نمی سازد و بیع تملیک عین است به عوض معلوم درصورتی که تملیک عین و دریافت ثمن ملحوظ و مشهود نبوده وکلای خانم ذ. ادله ای متقن که مبین وقوع بیع باشد ابراز ننموده اند و آقای ح.ک. نیز مدعی مالکیت برعرصه نبوده بلکه سهم ایشان بر مبنای خرج کرد و هزینه های احداث با قیمت عرصه می باشد و خانم ذ. نیز مالک سه دانگ عرصه موصوف می باشند. فلذا ضمن ثابت دانستن شکایت شخص ثالث (آقای ه.ک.) مستندا به ماده 147 قانون اجرای احکام مدنی و ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رفع توقیف بر مبنای سهم آقای ه.ک. که سه دانگ از یک قطعه زمین به شماره 3058 از پلاک ثبتی 3017 فرعی از 71 اصلی صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 1 دادگاه عمومی حقوقی دماوند ـ سیادتی
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم س.ذ. به طرفیت آقای ح.ک. نسبت به دادنامه شماره 146-23/2/92 با التفات به اینکه وفق ماده 341 قانون آیین دادرسی مدنی در دادخواست تجدیدنظرخواهی می بایست دلایل تجدیدنظرخواهی تصریح شود و صرفا دادخواست تجدیدنظرخواهی از طرف خانم ذ. ارایه شده و علی رغم اخطاریه ایشان جهت ارایه لایحه تجدیدنظرخواهی ظرف مهلت مقرر اقدامی ننموده و پرونده به دادگاه محترم تجدیدنظر استان ارسال گردیده و در دادگاه تجدیدنظر لایحه تجدیدنظرخواهی ارایه شده که می بایست لایحه تجدیدنظرخواهی به دفتر شعبه ارایه تا امکان تبادل لوایح و ارایه پاسخ تجدیدنظر خوانده را فراهم نماید و این مهم صورت نپذیرفته است فلذا دادگاه مستندا به ماده صدرالبیان و تبصره 2 ماده 339 قانون ماخذ قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی مشارالیها را صادر و اعلام می نماید. رای صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 1 دادگاه عمومی حقوقی دماوند ـ سیادتی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم س.ذ. به طرفیت آقای ح.ک. نسبت به دادنامه شماره 905 مورخ 14/8/92 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دماوند که بر اساس دادنامه یادشده در مورد تجدیدنظرخواهی خانم س.ذ. از دادنامه شماره 146 مورخ 23/2/92 دادگاه مذکور به لحاظ اینکه تجدیدنظرخواه در مهلت قانونی رفع نقص نکرده (ارایه لایحه تجدیدنظرخواهی) قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر گردیده است. خلاصه اعتراضات تجدیدنظرخواه این است که در ماده 341 قانون آیین دادرسی مدنی شرایط دادخواست تجدیدنظر بیان شده و لایحه تجدیدنظرخواهی جزو شرایط مذکور نمی باشد. دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین نظر به اینکه برابر بند 6 ماده 341 قانون مرقوم تجدیدنظرخواه باید دلایل و جهات تجدیدنظرخواهی را بیان کند و این امر مستلزم تقدیم لایحه تجدیدنظرخواهی است و نظر به اینکه نامبرده با وصف ابلاغ اخطاریه از انجام این کار خودداری کرده است لذا تجدیدنظرخواهی غیر وارد تشخیص داده می شود و به تجویز ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 61 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
نورزاد ـ جلالوند

قاضی:
سیدابوالفضل سیادتی , نورزاد , عبداله جلالوند

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 341 - در دادخواست باید نکات زیر قید شود: 1 - نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظر خواه و وکیل او درصورتی که دادخواست را وکیل داده باشد. 2 - نام و نام خانوادگی اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظر خوانده. 3 - حکم یا قراری که از آن درخواست تجدیدنظر شده است. 4 - دادگاه صادرکننده رای. 5 - تاریخ ابلاغ رای. 6 - دلایل تجدید نظر خواهی.

مشاهده ماده 341 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 147 ـ شکایت شخص ثالث در تمام مراحل بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی رسیدگی می شود. مفاد شکایت به طرفین ابلاغ می شود و دادگاه به دلائل شخص ثالث و طرفین دعوی به هر نحو و در هر محل که لازم بداند رسیدگی می کند و در صورتی که دلائل شکایت را قوی یافت قرار توقیف عملیات اجرایی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر می نماید. در این صورت اگر مال مورد اعتراض منقول باشد دادگاه می تواند با اخذ تامین مقتضی دستور رفع توقیف و تحویل مال را به معترض بدهد. به شکایت شخص ثالث بعد از فروش اموال توقیف شده نیز به ترتیب فوق رسیدگی خواهد شد. تبصره ـ محکوم له می تواند مال دیگری را از اموال محکوم علیه به جای مال مورد اعتراض معرفی نماید. در این صورت آن مال توقیف و از مال مورد اعتراض رفع توقیف می شود و رسیدگی به شکایت شخص ثالث نیز موقوف می گردد.

مشاهده ماده 147 قانون اجرای احکام مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM