در خصوص شکایت آقای ه.ک. به طرفیت خانم س.ذ. و آقای ح.ک. نسبت به توقیف یک قطعه زمین به شماره 3058 از پلاک ثبتی 3017 فرعی از 71 اصلی توسط خانم س.ذ. بابت
مهریه با این توضیح که معترض ثالث اظهار داشته اند که به اتفاق خانم ذ. هریک با وکالت نامه بعدی سه دانگ از یک قطعه زمین را خریداری نموده و به لحاظ وضعیت جسمانی به اتفاق ایشان به موجب وکالت نامه محضری به آقای ح.ک. جهت ساخت وساز و انجام امور اداری وکالت داده و مشارالیه مبادرت به ساخت یک سه واحدی در قطعه زمین مذکور نموده به لحاظ بدهی طبقه دوم را فروخته و طبقه اول را به
اجاره به غیر واگذار نموده و طبقه سوم را ساکن می باشد. فلذا نظر به اینکه ح.ک. مالکیت در ملک موصوف نداشته اند تقاضای رفع توقیف به شرح خواسته را مطرح نموده اند. دادگاه با مداقه در اظهارات متداعیین در جلسه دادرسی و نظر به رونوشت اسناد تنظیمی وکالت که هریک از ایادی با عقد وکالت حقوق و امتیاز خود را به وکیل تفویض نموده و صراحتا اظهار داشته اند هیچ گونه حق و امتیازی نسبت به سند مذکور نداشته اند که مبین این مطلب است که حقوق و امتیازات برگه واگذاری زمین شهری با تفویض وکالت نقل وانتقال شده و آقای ح.ک. مبادرت به احداث سه باب آپارتمان در زمین مذکور نموده و مبادرت به انتقال طبقه دوم به شخص ثالث و واگذار نمودن طبقه اول به
عقد اجاره جهت پرداخت بدهی ها و هزینه های ساخت نموده اند و به عبارتی موید توافق ضمنی آقایان ح. و ه.ک. و خانم ذ. جهت احداث ساختمان در زمین موصوف و دریافت حق السهم می باشد و عزل آقای ح.ک. توسط آقای ه.ک. پس از فروش و
اجاره آپارتمان ها به حقوق شخص ثالث خللی وارد نمی سازد و بیع تملیک عین است به عوض معلوم درصورتی که تملیک عین و دریافت ثمن ملحوظ و مشهود نبوده وکلای خانم ذ. ادله ای متقن که مبین وقوع بیع باشد ابراز ننموده اند و آقای ح.ک. نیز مدعی مالکیت برعرصه نبوده بلکه سهم ایشان بر مبنای خرج کرد و هزینه های احداث با قیمت عرصه می باشد و خانم ذ. نیز مالک سه دانگ عرصه موصوف می باشند. فلذا ضمن ثابت دانستن شکایت شخص ثالث (آقای ه.ک.) مستندا به ماده 147
قانون اجرای احکام مدنی و ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رفع توقیف بر مبنای سهم آقای ه.ک. که سه دانگ از یک قطعه زمین به شماره 3058 از پلاک ثبتی 3017 فرعی از 71 اصلی صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 1 دادگاه عمومی حقوقی دماوند ـ سیادتی
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم س.ذ. به طرفیت آقای ح.ک. نسبت به دادنامه شماره 146-23/2/92 با التفات به اینکه وفق ماده 341 قانون آیین دادرسی مدنی در دادخواست تجدیدنظرخواهی می بایست دلایل تجدیدنظرخواهی تصریح شود و صرفا دادخواست تجدیدنظرخواهی از طرف خانم ذ. ارایه شده و علی رغم اخطاریه ایشان جهت ارایه لایحه تجدیدنظرخواهی ظرف مهلت مقرر اقدامی ننموده و پرونده به دادگاه محترم تجدیدنظر استان ارسال گردیده و در دادگاه تجدیدنظر لایحه تجدیدنظرخواهی ارایه شده که می بایست لایحه تجدیدنظرخواهی به دفتر شعبه ارایه تا امکان تبادل لوایح و ارایه پاسخ تجدیدنظر خوانده را فراهم نماید و این مهم صورت نپذیرفته است فلذا دادگاه مستندا به ماده صدرالبیان و تبصره 2 ماده 339 قانون ماخذ قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی مشارالیها را صادر و اعلام می نماید. رای صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 1 دادگاه عمومی حقوقی دماوند ـ سیادتی