آقای ص.خ. با وکالت م.م. دادخواستی به طرفیت خانم ز.خ. به خواسته فسخ نکاح تقدیم و اضافه نموده حسب محتویات پرونده موکل همسر شرعی و قانونی خوانده می باشد زفاف صورت نگرفته و در زمان عقد بسر می برند نظر به اینکه خوانده با تدلیس موکل را فریب داده و قبل از عقد ادعا نموده باکره می باشد و پس از وقوع عقد موکل آگاه گردیده نامبرده باکره نبوده (اطلاع مطلعین ـ اقرار زوجه) لذا تقاضای رسیدگی و فسخ نکاح به انضمام کلیه خسارات دارد و هزینه های دادرسی و حق الوکاله وکیل و همچنین ارجاع امر به پزشکی قانونی مورد استدعاست پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی بهبهان ارجاع شده دادگاه طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده وکیل خواهان با حضور در دادگاه اظهار داشته موکل همسر قانونی و شرعی خوانده می باشد و زفاف صورت نگرفته است زوجه قبل از ازدواج ادعا نموده که باکره می باشد پس از عقد کاشف به عمل آمده نامبرده فاقد پرده بکارت می باشد و قبل از عقد نکاح توسط موکل زوجه بکارت خود را از دست داده مضافا به اینکه وی در دفترخانه ثبت ازدواج اقرار به باکره بودن نموده ذکر نام دوشیزه در سند نکاحیه وی ثابت می نماید که قبل از ازدواج اقرار به باکره بودن نموده نظر به اینکه ادعای وی برخلاف واقع بوده و اصل نکاح بر دوشیزه بودن زوجه بوده و اکنون وصف زایل گردیده درواقع فریب و تدلیس زوجه آشکار می باشد تقاضای رسیدگی و فسخ نکاح و محکومیت زوجه به پرداخت کلیه خسارات و هزینه های دادرسی به انضمام مخارج برگزاری مراسم عقد نکاح را دارم خانم پ. حق نظر با تقدیم وکالت نامه از طرف خوانده در دادگاه حاضرشده و اظهار داشته موکل مدعی است که هیچ گونه تدلیس و فریب در کار نبوده و نیست و ادعای خواهان کذب محض می باشد و به علت اینکه ماه ها از موکل سراغی نگرفته و گویا از ازدواج با موکل پشیمان شده و چنین ادعایی را نموده است نظر به اینکه موضوع با معرفی به پزشکی قانونی مشخص موکل حاضراست به پزشکی قانونی معرفی شود وکیل خواهان اظهار داشته تقاضا دارم اظهارات وکیل خوانده مبنی بر باکره بودن موکلش صورت جلسه شود وکیل خوانده اظهار داشت موکلم باکره است و مشکلی ندارد و نسبت به نظریه پزشکی قانونی که توسط وکیل خواهان ارایه شده اعتراض دارم و تقاضای ارجاع به مرجع بالاتری را دارم دادگاه دستور داده تا خوانده به کمیسیون پزشکی قانونی معرفی گردد حسب برگ 46 پرونده نظریه کمیسیون پزشکی ارسال شده و اعلام گردیده پرده بکارت بدون پارگی و از نوع حلقوی ارتجاعی است و با توجه به وضعیت پرده بکارت و مهبل مدخوله نمی باشد که با اعتراض به نظریه مذکور مجددا خانم ز.خ. مورد معاینه قرارگرفته و دو نفر کارشناس جراح و متخصص زنان و زایمان و یک نفر کارشناس پزشکی قانونی نظر داده اند که آثار جراحت قدیمی روی پرده بکارت قرارگرفته مشهود است که مورد ترمیم قرارگرفته ولی با توجه به وضعیت مهبل و پرده بکارت مدخوله نمی باشد سپس دادگاه از شهود تحقیقات لازم را انجام داده و خلاصه پرونده کلاسه 83/1/116 را که مورد استناد بوده در پرونده محاکماتی منعکس نموده که دلالت دارد بر اینکه فعلا ز.خ. به عقد آقای الف.ط. درآمده و قبل از عروسی با توافق طرفین توسط دادگاه حکم
طلاق از نوع خلعی صادرشده سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طبق دادنامه شماره 00412-12/11/90 اجمالا چنین رای داده در خصوص دادخواست خواهان آقای ص.خ. به طرفیت خانم ز.خ. به وکالت خانم پ.ن. به خواسته تقاضای فسخ نکاح وکیل خواهان خانم م.م. اعلام نموده موکل بنده در تاریخ 1/7/88 با خوانده ازدواج نموده در زمانی که زفاف صورت نگرفته بود متوجه شده که همسرش باکره نمی باشد لذا فورا اقدام به فسخ نکاح نمود با توجه به اینکه وکیل خواهان اظهار داشته عقد متباینا بر باکره بودن منعقد گردیده که همان شرط بنایی است این موضوع مصداق تخلف از شرط صفت می باشد معنا و مفهوم شرط بنایی یا همان وصف مورد تبانی صفتی است که در عقد تصریح نشده ولی پیش از آن بر دو طرف نسبت به چگونگی و اثر آن گفتگو و توافق کرده اند و عقد را بر مبنای همان گفتگوها واقع ساخته اند و در عقد گنجانده نشده است لذا می توان با استناد ماده 1128
قانون مدنی عقد نکاح را فسخ نمود. لذا با عنایت به مراتب مرقوم و دفاعیات موجه و مقرون به صحت وکیل خواهان نظریه کمیسیون پزشکی قانونی به شماره 156/117ک 89 مورخ 6/11/89 که صراحتا بیان نموده آثار جراحت قدیمی روی پرده بکارت مشهود است که مورد ترمیم قرارگرفته و با توجه به مسیله 13 ذیل عنوان القول فی العیوب الموجبه لخیارا بفسخ و التدلیس از کتاب نکاح تحریر الوسیله حضرت امام (ره) و مستندا به ماده 1128
قانون مدنی نکاح فی مابین طرفین دعوی را فسخ شده و منحل اعلام می نماید رای صادره قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان خوزستان است خانم ز.خ. با وکالت خانم پ.ن. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده پرونده به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان ارجاع می گردد عمده اعتراض این است که نظریه پزشکی قانونی استان حکایت از ادعای واهی تجدیدنظر خوانده دارد ضمنا موکل مدعی است که قبل از انعقاد عقد نکاح در حضور شهود تجدیدنظر خوانده و خانواده اش را در جریان ماجرا قرار داده این شعبه نیز با اعلام ختم رسیدگی طبق دادنامه شماره 001028-21/6/91 با استدلال به اینکه طبق محتویات پرونده دادگاه بدوی با توجه به اظهارات طرفین و شهود حکم بفسخ نکاح طرفین صادر کرده و با توجه به اینکه عقد نکاح طرفین با وصف باکره بودن زوجه منعقد گردیده و متباینا بر آن واقع شده و طبق نظریه کمیسیون پزشکی قانونی مورخ 6/11/89 که اعلام نموده آثار جراحت قدیمی روی پرده بکارت مشهود است که مورد ترمیم قرارگرفته است لذا نظر به اینکه نکاح متباینا بر باکره بودن زوجه منعقد گردیده و طبق نظریه پزشکی مذکور زوجه باکره نمی باشد اعتراض تجدیدنظرخواه وارد نیست رای صادره عینا تایید می گردد مجددا خانم ز.خ. با وکالت خانم پ.ن. از رای صادره فرجام خواهی نموده پس از طی تشریفات دفتری پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرارگرفته.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از بررسی اوراق پرونده و قرایت گزارش عضو ممیز مشاوره نموده چنین رای می دهد: