رای قضایی شماره 9309970909900025

رای قضایی شماره 9309970909900025

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909900025


شماره دادنامه قطعی:
9309970909900025

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/01/23

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در دعوای طلاق

پیام رای:
چنانچه در دعوای طلاق طرفین شافعی مذهب باشند می بایست نظریه شورای روحانیت مربوطه استعلام گردد و در غیر این صورت رای صادره در این باره شایسته تائید نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
خواهان زوجه خانم د.س. فرزند ع. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگستری شهرستان دیواندره پیوست رونوشت سند ازدواج به طرفیت خوانده همسرش آقای ح.ر. فرزند ن. محل اقامت زوجین دیواندره تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به علت عسر و حرج به انضمام کلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی نموده و اظهار داشته اینجانبه با خوانده به موجب عقدنامه پیوست در تاریخ 3/7/89 عقد ازدواج دایم منعقد کرده ایم حاصل این ازدواج در خلال مدت سه ماه فرزندی نبوده است نظر به اینکه در خلال زندگی زناشویی متوجه اعتیاد ایشان به مواد مخدر (مصرف شیشه و قرص های توهم زا) شدم که بعد از مصرف نمودن مواد مخدر و از دست دادن حالات روانی خود متاسفانه اقدام به ضرب و شتم بنده نموده و با زور و قویه قهریه در خلال این سه ماه بیش از ده بار بنده را از خانه بیرون نموده و به خانه پدری فرستاده است که بارها سعی در مساعدت ایشان جهت ترک اعتیاد وی نمودم ولی ضرب و شتم وی مانع این کار بود به نحوی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج می باشد و این موضوع با شهادت شهود و استعلام از پزشکی قانونی قابل اثبات است لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به علت عسر و حرج مورد استدعا است و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه دوم حقوقی دیواندره مطرح و در جلسه اولیه دادگاه خواهان مطالب مذکور در دادخواست را تکرار و اظهار داشته شوهرم معتاد به مواد مخدر می باشد و می خواهم از ایشان طلاق بگیرم مدت نزدیک به یک سال است که ازدواج کرده ام ولیکن شش یا هفت ماه می باشد که در منزل پدرم به سر می برم خوانده اظهار داشته من معتاد به مواد مخدر بودم و شیشه مصرف می کردم ولی در انجمن الف. دیواندره حضور یافته و ترک کرده ام و هفت ماه و 15 روز است که مواد مصرف نکرده ام و هم اکنون دیگر مواد مصرف نمی کنم و خوانده اظهار داشته بنده می خواهم به همسرم ثابت کنم که هم اکنون پاک می باشم فقط فرصتی به من بدهد و دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و داور زوج نوشته زوج اظهار داشته به هیچ وجه حاضر به طلاق نمی باشم و با همسرم هیچ گونه مشکلی ندارم و به عنوان داور زوج اظهار داشته سعی و اهتمام در رفع اختلاف ثمری نداشته و رفع اختلاف نگردید و پزشکی قانونی نوشته حسب گزارش آزمایشگاه نتیجه آزمایش اعتیاد آقای ح.ر. در حال حاضر منفی است لازم به ذکر است که در صورت عدم مصرف مواد مخدر طی حداقل 48 ساعت قبل از انجام آزمایش نتیجه می تواند منفی باشد و در خصوص خانم د.س. نوشته حسب آزمایش حاملگی به عمل آمده نتیجه آزمایش تا مورخه 3/10/90 منفی (عدم بارداری) می باشد و دادگاه پس از استماع اظهارات زوجین و لوایح تقدیمی ختم دادرسی را اعلام و در دادنامه شماره 000134-23/2/91 در خصوص دعوی د.س. فرزند ع. به طرفیت ح.ر. فرزند ن. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) و مطالبه خسارات و هزینه های دادرسی خواهان به جهت اعتیاد شوهرش به مواد مخدر خود را در عسر و حرج اعلام نموده و صدور حکم طلاق را مطرح نموده است خوانده در مقام دفاع اظهار داشته بنده معتاد به مواد مخدر بوده ام و شیشه مصرف می کردم ولی ترک کرده ام و پانزده روز است که مواد مصرف نکرده ام دادگاه با عنایت به اظهارات خوانده و جمیع اوراق و محتویات پرونده زوجه را در عسر و حرج تشخیص داده و جدایی به مصلحت زوجه می باشد لذا با استناد به ماده 1130 قانون مدنی مبادرت به طلاق زوجه می نماید ضمنا در خصوص حقوق مالی زوجه راجع به مهریه رای مقتضی صادرشده و دادگاه مواجه با تکلیف نیست و در خصوص سایر حقوق مالی زوجه از آن صرف نظر نموده است نوع طلاق را باین ذکر نموده است که از ناحیه زوج آقای ح.ر. مورد اعتراض طی دادخواست تجدیدنظر و لایحه تقدیمی تقاضای تجدیدنظر نموده است لذا پرونده در شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر کردستان مطرح و در دادنامه شماره 000729-16/5/91 نوشته تجدیدنظرخواهی آقای ح.ر. به طرفیت خانم د.س. نسبت به دادنامه شماره 00143-23/2/91 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی شهرستان دیواندره از حیث محکومیت تجدیدنظرخواه به مطلقه نمودن تجدیدنظر خوانده به لحاظ عسر و حرج وارد نیست و دادنامه معترض عنه مطابق مقررات صادرشده و دلیلی که موجب نقض آن باشد ارایه نشده است لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می نماید و دادنامه مذکور نیز از سوی زوج مورد اعتراض واقع و طی دادخواست فرجامی و لایحه تقدیمی فرجام خواهی نموده است به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و دقت در اوراق پرونده در مورد دادنامه شماره 000729-16/5/1391 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی زوج آقای ح.ر. به طرفیت فرجام خوانده زوجه اش خانم د.س. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان که در تایید دادنامه شماره 000143-23/2/91 شعبه دوم حقوقی دیواندره مبنی بر محکومیت زوج به طلاق زوجه صادر گردیده است متذکر می گردد اولا زوج مدعی شده اعتیاد به شیشه داشتم ولیکن 7 ماه و 15 روز است ترک کرده ام و دادگاه در دادنامه نوشته که زوج گفته 15 روز است ترک کرده ام که ظاهرا مبنی بر اشتباه است و موجب شده که دادگاه هیچ گونه تحقیق محلی راجع به صحت وسقم ادعای زوج مبنی بر ترک در این مدت انجام نداده است و نیز با اینکه زوجه اظهار داشته دوام زوجیت موجب عسر و حرج می باشد و با شهادت شهود قابل اثبات است دادگاه شهود را احضار نکرده و اظهارات آن ها را استماع ننموده است مضافا اینکه مجرد اعتیاد مجوز طلاق نمی باشد بلکه طبق شرط هفتم مندرج در عقدنامه به اعتیادی که به اساس زندگی خانوادگی خلل آورد و ادامه زندگی را برای او دشوار نماید مجوز طلاق می باشد و به علاوه الزام زوج به طلاق از یک سو با الزام زوج به پرداخت مهریه از سوی دیگر مستلزم تحمیل عسر و حرج به زوج است درصورتی که قاعده لاحرج همان طور که درباره زوجه جاری است و مجوز طلاق در صورت عسر و حرج است در مورد زوج نیز جاری است لذا تحمیل عسر و حرج بر زوج که ازیک طرف زوجه را بدون اختیار باید طلاق بدهد و از طرف دیگر ملزم به پرداخت مهریه گردد لذا می بایست دادگاه راجع به بذل مهریه در قبال طلاق و عدم بذل از زوجه استعلام می نمود که رعایت نشده کما اینکه چون طرفین شافعی مذهب اند و می بایست نظریه شورای روحانیت مربوطه استعلام گردد که رعایت نشده است لذا جهت نقص تحقیقات دادنامه فرجام خواسته نقض و پرونده طبق بند 1 ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب جهت رفع نقص و صدور حکم مقتضی به دادگاه عودت داده می شود.
رییس شعبه 26 دیوان عالی کشور ـ مستشار
انصاری ـ مجتهدزاده

قاضی:
انصاری , مجتهدزاده

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1130 - در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود. تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد: 1 - ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه. 2 - اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. 3 - محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر. 4 - ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. 5 - ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ی صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود حکم طلاق صادر نماید.

مشاهده ماده 1130 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM