رای قضایی شماره 9309970908700017

رای قضایی شماره 9309970908700017

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970908700017


شماره دادنامه قطعی:
9309970908700017

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/01/23

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرایم نظامیان

پیام رای:
در صورتی که جرم ارتکابی توسط متهم درجه‎دار نظامی از امور مربوط به وظایف خاص نظامی و انتظامی وی نباشد دادگاه نظامی در این خصوص صلاحیت رسیدگی نخواهد داشت.

رای خلاصه جریان پرونده
آقایان 1- سروان ح.ک. فرزند ه. متولد 1344 جانشین وقت کلانتری 12 شهرستان گ (متهم ردیف دوم) 2- سروان ح.س. فرزند م. متولد 1355 رییس وقت کلانتری 12 شهرستان گ (متهم ردیف سوم) بر اساس بخشی از قرار مجرمیت شماره 00777-21/12/91 (ص 203 تا 206) و کیفرخواست شماره 00043-31/1/92 (ص 210 تا 211) به اتهام مشارکت در اخذ رشوه به مبلغ سی میلیون ریال در حین خدمت از غیرنظامی ح.ک. تحت پیگرد قرار گرفته و تقاضای مجازات آنان شده است. اجمال قضیه این است که: در تاریخ 12/7/1390 آقای ح.ک. به همراه خانمی به نام ر.الف. در پی درگیری و شکایت ح.ح. (شوهر خانم مذکور) دستگیر و به اتهام ارتباط نامشروع به کلانتری 12 شهرستان گ انتقال یافته اند و در کلانتری استوار ص.ح. با مساعدت فردی غیرنظامی به نام ف.ک. و با هماهنگی ادعایی سروان ح.ک. و ح.س. با ترساندن غیرنظامی ح.ک. از نتیجه کارش (اتهام انتسابی) که احتمالا به سنگسار خواهد انجامید او را راضی کردند که مبلغ سه یا چهار میلیون تومان پول به مامورین بدهد تا رضایت شاکی را گرفته و از پرونده در شرف تشکیل نجات پیدا کند و از سوی دیگر شاکی را نیز مجاب به دادن رضایت می کنند.. . پس از خروج شاکی و همسرش از کلانتری استوار ص.ح. و غیرنظامی ف.ک. و متهم ح.ک. را جهت پرداخت مبلغ سی میلیون در قبال آزادی در کلانتری خارج و با مراجعه به محل سکونت وی دو فقره چک پنج میلیون ریالی را متهم دیگر پرونده (ک.) دریافت داشته و در ادامه هم وی را به میدان مفتح برده از طریق عابر بانک آقای ک. به مبلغ بیست میلیون ریال به حساب آقای ر.ح. که از دوستان ک. (متهم دیگر پرونده) بوده واریز و در نهایت آقای ک. طبق ادعای وی به درب منزل ح. رفته و بیست میلیون ریال وجه نقد دو هزار تومانی از منزل وی اخذ و آن ها را به درب منزل ح.س. برده سرانجام با تعویض اسکناس های مذکور با ایران چک و از طریق استوار ح. در داخل کلانتری تحویل سروان س. می دهد که ایشان نیز از وجوه مذکوره پانصد هزار تومان به سروان ک. پرداخت نموده است؟!! بعد از این موضوع شاکی موضوع را برای خانم و پدر خانمش توضیح می دهد که: وی نیز موضوع را به حفاظت اطلاعات انتظامی استان گ اطلاع داده که موضوع کشف و متهمین تحت تعقیب قرار می گیرند.. . پرونده به شعبه اول دادگاه نظامی یک استان گ ارجاع می شود که دادستان مذکور پس از تشکیل جلسات رسیدگی و استماع اظهارات و دفاعیات و انکارهای متهمین - حسب مورد - ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 00056-11/7/92 چنین رای می دهد: در خصوص اتهام متهمین به شرح فوق با توجه به گزارش حفاظت اطلاعات انتظامی استان گ محتویات پرونده اقرار صریح متهمان ردیف اول و چهارم و دفاعیات بلاوجه متهم ردیف دوم سروان س.ک. و متهم ردیف سوم سروان ح.س. و اظهارات مطلع پرونده غیرنظامی ح.ک. در دادگاه و هم چنین اظهارات متهم ردیف دوم سروان ک. مبنی بر این که به کلانتری مراجعه و از وضعیت وی (ح.ک.) پرس و جو نموده است و این که اظهار می دارد: در آن روز مرخصی بوده و لیکن مدرکی دال بر مرخصی بودن ارایه ننموده به غیرنظامی ک. که به اتهام رابطه نامشروع تحت نظر بوده مراجعه و پیگیر موضوع پرونده می گردد. و هم چنین اقرار متهم س. مبنی بر این که با معاون دادستان شهرستان گ حاج آقا ح.ی. (راجع به پرونده مارالذکر هماهنگی لازم دال بر صلح و سازش آنان) تماس حاصل نموده و دفاعیات غیرموثر وکیل مدافع آقای ح.الف. و سایر قراین و امارات موجود در پرونده بزه های انتسابی به متهمین موصوف را محرز و مسلم تشخیص داده لذا به استناد بند ج ماده 118 و ماده 5 و بند الف ماده 7 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصومب 1382 و ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و کلاهبرداری و ماده 592 قانون مجازات اسلامی 1375 و رعایت ماده 22 قانون مجازات اسلامی 1370 و ماده 125 قانون مجازات اسلامی 1392 و با در نظر گرفتن کیفیات مخففه از جمله وضع خاص متهمین و همکاری موثر متهم ردیف اول و چهارم دادگاه متهم ردیف اول استوار ص.ح. را از حیث اتهام مشارکت در اخذ رشوه به شرح فوق به تحمل سیزده ماه حبس تعزیری و به پرداخت جزای نقدی معادل وجه ماخوذه به مبلغ سی میلیون ریال و متهم ردیف دوم سروان ح.ک. را از حیث اتهام مشارکت در اخذ رشوه به شرح فوق به تحمل هفده ماه حبس تعزیری و پرداخت جزای نقدی معادل وجه ماخوذه به مبلغ سی میلیون ریال و به تنزیل دو درجه به جای اخراج از نیروهای مسلح و متهم ردیف سوم سروان ح.س. را از حیث اتهام مشارکت در اخذ رشوه به شرح فوق به تحمل هفده ماه حبس تعزیری و پرداخت جزای نقدی معادل وجه ماخوذه به مبلغ سی میلیون ریال و به تنزیل دو درجه به جای اخراج از نیروهای مسلح محکوم می نماید. هم چنین دادگاه متهم ردیف چهارم غیرنظامی ف.ک. را از حیث اتهام معاونت در اخذ رشوه (فراهم نمودن موجبات تحقق جرم ارتشاء) به تحمل چهال ماه حبس تعزیری و از حیث اتهام تحصیل مال از طریق فاقد مشروعیت قانونی علاوه بر رد اصل وجه ماخوذه (مبلغ پنج میلیون ریال) به پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر وجه ماخوذه (به مبلغ ده میلیون ریال) محکوم می نماید و اما با توجه به این که متهم ردیف اول از خدمت اخراج گردیده لذا مجازات اخراج از نیروهای مسلح در مورد مشارالیه سالبه به انتفاع موضوع بوده و موضوعا منتفی است. هم چنین در اجرای ماده 27 قانون مجازات اسلامی 1392 ایام بازداشت قبلی مشارالیهم از میزان مجازات آنان کسر گردد و ضمنا دادگاه حکم به استرداد وجوهات ماخوذه ناشی از ارتشاء را در مورد متهمین ردیف اول تا سوم به غیرنظامی آقای ح.ک. مستندا به تبصره ماده 592 قانون مجازات اسلامی 1375 صادر می نماید. و در رای صادره آقایان ح.الف. و م.ت. به وکالت از آقای ح.س. و شخص س.ک. فرزند ه. تقاضای تجدیدنظر کرده اند که پرونده از این حیث به دیوان عالی کشور ارسال گردیده و حسب الارجاع تحت نظر قرار دارد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به این که اخذ وجه در قبال جلب رضایت از به اصطلاح شاکی خصوصی (آقای ح. شوهر خانم ر.الف. به عنوان احد از متهمان) در پرونده امر در نهایت با احراز فقدان سوءنیت متهمان و آزادی بلاقید و شرط آنان طبق ضوابط قانونی و تحت نظر مراجع ذی ربط قضایی خارج از شمول تعریف و محدوده قانونی ماده 118 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح می باشد. همان گونه که دادنامه تجدیدنظرخواسته نیز بدون تفکیک و تعیین موضوع مشمول ماده دو (2) از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری را نیز مستند حکم قرار داده است؟!! و عمل ارتکابی فاقد وصف ارتشاء بوده و با فرض ثبوت و اثبات نسبت به متهمین عنوان مالی را که تحصیل آن فاقد مشروعیت قانونی است پیدا خواهد کرد و از طرفی چون اتهام انتسابی به شرحی که موضوع آن فوقا تحریر شد از امور مربوط به وظایف خاص نظامی و انتظامی درجه داران متهم نبوده است دادگاه نظامی نیز صلاحیت رسیدگی به آن را نداشته است. فلذا ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته (کلا) و احراز عدم صلاحیت دادگاه نظامی و مستندا به بندهای ج و دال ماده ششم از قانون تجدیدنظر آرای دادگاه ها پرونده در جهت رسیدگی مجدد به محاکم عمومی جزایی شهرستان گ ارجاع می گردد.
رییس شعبه 31 دیوان عالی کشور ـ مستشار
جعفری ـ طباطبایی

قاضی:
جعفری , طباطبائی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 592 ـ قطع کردن و یا از بین بردن تمام بینی یا نرمه ای که پایین استخوان بینی است دیه کامل دارد. از بین بردن تمام نرمه با تمام یا مقداری از استخوان بینی در صورتی که در یک دفعه باشد موجب دیه کامل است لکن اگر نرمه بینی در یک دفعه و تمام یا مقداری از استخوان بینی در دفعه دیگر از بین برود برای نرمه دیه کامل و برای استخوان ارش تعیین می شود.

مشاهده ماده 592 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 ـ انحلال شخص حقوقی و مصادره اموال آن زمانی اعمال می شود که برای ارتکاب جرم به وجود آمده یا با انحراف از هدف مشروع نخستین فعالیت خود را منحصرا در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد.

مشاهده ماده 22 قانون مجازات اسلامی

ماده 125 ـ هر کس با شخص یا اشخاص دیگر درعملیات اجرایی جرمی مشارکت کند و جرم مستند به رفتار همه آنها باشد خواه رفتار هر یک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنان مساوی باشد خواه متفاوت شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم است. در مورد جرایم غیرعمدی نیز چنانچه جرم مستند به تقصیر دو یا چند نفر باشد مقصران شریک در جرم محسوب میشوند و مجازات هر یک از آنان مجازات فاعل مستقل آن جرم است. تبصره ـ اعمال مجازات حدود قصاص و دیات در مورد شرکت در جنایت با رعایت مواد کتاب های دوم سوم و چهارم این قانون انجام می گیرد.

مشاهده ماده 125 قانون مجازات اسلامی

ماده 27 ـ مدت حبس از روزی آغاز می شود که محکوم به موجب حکم قطعی لازم الاجراء حبس می گردد. در صورتی که فرد پیش از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده مطرح بوده بازداشت شده باشد مدت بازداشت قبلی در حکم محاسبه می شود. در صورتی که مجازات مورد حکم شلاق تعزیری یا جزای نقدی باشد هر روز بازداشت معادل سه ضربه شلاق یا سیصد هزار (300.000) ریال است. چنانچه مجازات متعدد باشد به ترتیب نسبت به حبس شلاق و جزای نقدی محاسبه می گردد.

مشاهده ماده 27 قانون مجازات اسلامی

ماده 7 ـ در مواردی که در این قانون مجازاتهای دیگری غیر از حبس به عنوان مجازات اصلی پیش بینی شده در صورت وجود جهات مخففه به شرح زیر قابل تبدیل و تخفیف می باشد: الف ـ مجازات اخراج از خدمت یا انفصال دائم از خدمت و یا خدمات دولتی به تنزیل دو درجه و یا رتبه. ب ـ مجازات تنزیل دو درجه یا رتبه به تنزیل یک درجه یا رتبه. ج ـ مجازات تنزیل یک درجه یا رتبه به شش ماه تا دو سال محرومیت از ترفیع. د ـ مجازات جزای نقدی یا انفصال موقت یا محرومیت از ترفیع یا اضافه خدمت تا نصف حداقل مجازات قانونی آن. ه ـ مجازات شلاق تعزیری به یک میلیون (000‚000‚1) ریال تا ده میلیون (000‚000‚10) ریال جزای نقدی.

مشاهده ماده 7 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح

ماده 118 ـ هر نظامی برای انجام یا خودداری از انجام امری که از وظایف او یا یکی دیگر از کارکنان نیروهای مسلح است وجه یا مال یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را بلاعوض یا کمتر از قیمت معمول به هر عنوان قبول نماید اگرچه انجام یا خودداری از انجام امر برخلاف قانون نباشد در حکم مرتشی است و به ترتیب ذیل محکوم می شود: الف ـ هرگاه قیمت مال یا وجه ماخوذ تا یک میلیون (000‚000‚1) ریال باشد به حبس از یک تا پنج سال و جزای نقدی معادل وجه یا قیمت مال ماخوذ و تنزیل یک درجه یا رتبه. ب ـ هرگاه قیمت مال یا وجه ماخوذ بیش از یک میلیون (000‚000‚1) ریال تا ده میلیون (000‚000‚10) ریال باشد به حبس از دوتا ده سال و جزای نقدی معادل وجه یا قیمت مال ماخوذ و تنزیل دو درجه یا رتبه. ج ـ هرگاه قیمت مال یا وجه ماخوذ بیش از ده میلیون(000‚000‚10) ریال باشد به حبس از سه تا پانزده سال و جزای نقدی معادل وجه یا قیمت مال ماخوذ و اخراج از نیروهای مسلح.

مشاهده ماده 118 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM