در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ب.ع. نسبت به دادنامه شماره 978-30/9/92 صادر شده از شعبه 1178 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن مشارالیه در رابطه با اتهام ایجاد مزاحمت تلقی
توهین افترا تهدید موضوع شکایت خانم م.ج. به تحمل ده ضربه شلاق تعزیری در مورد
بزه توهین و تحمل 91 روز حبس تعزیری به اتهام مزاحمت تلفنی و تحمل چهار ماه حبس تعزیری در مورد تهدید و شش ماه حبس تعزیری در رابطه با اتهام
افترا محکوم گردیده است؛ دادگاه با بررسی و مداقه در جمیع اوراق پرونده و ملاحظه لایحه تجدیدنظرخواهی و نیز لایحه شاکی که عمده اعتراض او عبارتست از این که استعلام نشده که تلفن همراه مزاحمت کننده و مزاحم شونده متهم و شاکی پرونده هستند یا خیر که هیچ یک مالک نیستند که شناسایی شاکی از اهمیت لازم برخوردار است پس از ارجاع پرونده به محکمه محترم بدوی با ارسال پیامک احضار شده ام و در محل کارم جلب شده ام متن پیامک چند کلمه بیشتر نیست چگونه از آن بزه های
توهین و تهدید و
افترا و مزاحمت تلفنی استخراج و استنباط شده؟ فرض بر یقین بودن ادله اثباتی بزه های مذکور واجد شرایط ارکان ثلاثه وقوع بزه نمی باشد و سوءنیتی در بین نبوده و قصد مجرمانه متصور نیست از متن پیامک
بزه توهین عملی گردیده مابقی جرایم اتفاق نیفتاده و در دادنامه به ماده قانون تهدید اشاره نشده است. آیا این مورد و نحوه رسیدگی غیر از تعجیل تا موجه در رسیدگی می تواند باشد که در کمال تعجب و مظلومیت در معرض تحمل مجازات سنگینی و تبعات ناگوار و غیرقابل پیش بینی قرار گرفته ام و به عبارتی دیگر در ضمن تعیین بودن ادله اثباتی و بر فرض انتساب بزه در صورتی که به ارکان و شرایط جرم ایجاد مزاحمت تلفنی در ماده (641 قانون مجازات اسلامی) و
توهین در ماده 608 و تهدید ماده 669 و
افترا در ماده 697 همگی
قانون مجازات اسلامی توجه کنیم و به اصول تفسیر نصوص کیفری عنایتی داشته باشیم و این امر را بر خود تکلیف بدانم که تحقق و تشکیل هر جرمی افزون بر رکن مادی به سوءنیت و قصد مجرمانه یا رکن روانی نیاز دارد در چنین صورتی ملاحظه متن زمانی محقق می شود که مرتکب با وصف قصد
توهین در خصوص دیگری لفظ رکیک استعمال و در متون پیامک ها لفظ رکیک مشاهده می شود با وصف قصد مجرمانه
بزه توهین تشکیل و تکمیل می گردد مابقی جرایم اعم از ایجاد مزاحمت تلقی و تهدید و
افترا به هیچ عنوان رخ نداده است وفق ماده 669 در مورد بزه تهدید مرتکب با وصف قصد تهدید باید دیگری را به ایراد ضرر جسمی یا شرفی و غیره بترساند در خصوص
افترا به تصریح ماده 697 مرتکب باید عملی را به طرف نسبت دهد آن عمل جرم باشد و مطالب دیگری که تجدیدنظرخواه در مورد بزه های دیگر بیان و به رشته تحریر درآورده که انعکاس آنان از لزومی ندارد که مورد مطالعه قرار گرفت که آخرالامر عنوان کرده در بازپرسی عذرخواهی کردم که دادگاه محترم از آن مغفول مانده است و تقاضای رسیدگی با عدالت و انصاف را از دادگاه خواسته (از دادگاه تجدیدنظر) و صدور حکم بر برایت و یا هر تصمیم که مقتضی حق باشد و شاکیه طی لایحه پاسخ به تجدیدنظرخواهی متهم تقدیم که مورد توجه و مطالعه قرار گرفت و ضمیمه پرونده است و در نهایت اظهار داشته متهم با سوءنیت مرتکب بزه های مذکور شده و بارها در کلیه مراحل رسیدگی به اعمال مجرمانه خود اقرار کرده است و تقاضای رد تجدیدنظرخواهی را نموده و توجها به این که دلیلی که موجب تزلزل و گسیختن دادنامه گردد از جانب تجدیدنظرخواه ارایه نشده و رای اصداری بر اساس موازین قانونی انجام و فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی است نظر به این که عمل متهم رفتار واحد (ارتکاب بزه های معنونه با ارسال پیامک از طریق تلفن همراه) می باشد ولی دارای عناوین مجرمانه متعدد است که مرتکب به مجازات می بایست محکوم گردد که هر کدام از عمل مجرمانه مطرح شده شدید یا اشد باشد بنابه مراتب اعلام شده چون مجازات بزه تهدید اشد است متهم به مجازات آن که در آن دادنامه اعلام گردید محکوم می شود و چون متهم فاقد سابقه کیفری است دادگاه چهار ماه حبس او را به بیست میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت تبدیل می نماید. بنابه مراتب مذکور و مستندا به تبصره 2 و 4 ماده 22
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ضمن رد تجدیدنظرخواهی با اعمال تخفیف در مجازات او و اصلاح و حذف مجازات های (
توهین و
افترا و مزاحمت تلفنی) از دادنامه دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید می گردد. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 42 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
راثی نصیری ـ حیات مقدم