این است که آقای دکتر ف.ت. و آقای م.م. به وکالت از آقای ک.گ. فرزند ع. دادخواستی به طرفیت خانم ن.م. فرزند م. به خواسته صدور حکم تنفیذ
طلاق نامه غیابی مورخ 7/6/75 متضمن دستور ثبت آن در دفتر
طلاق به شرح متن دادخواست به دادگستری تهران تقدیم نموده که به شعبه 271 دادگاه عمومی تهران ارجاع گردیده است دادگاه دستور ثبت و تعیین وقت رسیدگی جهت اخذ توضیح از خواهان و دعوت از طرفین را صادر نموده دادگاه نهایتا در تاریخ20/9/86 در وقت مقرر درحالی که خواهان و خوانده در دادگاه حضور ندارند و لایحه ای نیز ارسال نکردند پس از بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح آتی مبادرت به صدور رای نموده است. در خصوص دادخواست ک.گ. با وکالت ط. به طرفیت ن.م. به خواسته تنفیذ
طلاق با توجه به جامع اوراق پرونده علی رغم اطلاع از وقت دادرسی طرفین در دادگاه شرکت نکردند. دادگاه بدون حضور خواهان و ابراز اصول اسناد اثبات دعوی نمی تواند در ماهیت آن اقدام نماید و قرار ابطال دادخواست خواهان صادر و اعلام می گردد پس از ابلاغ رای وکیل خواهان به دادنامه اعتراض نموده و تقاضای تجدیدنظرخواهی به شرح لایحه پیوست دادخواست نموده اند که پس از جری تشریفات قانونی پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال و به شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارسال گردیده است این مرجع قضایی در مقام رسیدگی به اعتراض مطابق دادنامه شماره 1573 مورخ 8/8/91 اعتراض را وارد ندانسته و به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رای تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است پس از ابلاغ رای به اصحاب دعوی وکیل خواهان (زوج) در فرجه قانونی پس از ابلاغ طی تقدیم دادخواستی تقاضای فرجام خواهی نموده که پس از جری تشریفات قانونی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت در دبیرخانه به شعبه اول ارجاع گردیده است. عمده مطلبی که متقاضی در دادخواست متذکر شده این است مستند دعوی
طلاق نامه غیابی مورخ 7/6/1375 می باشد که به موجب آن صیغه
طلاق خانم ن.م. فرزند م. توسط حجت الاسلام ع.ن. جاری و تصریح گردیده که نوع
طلاق باین و صداق نیز بر عهده زوج است می باشد دادخواست و لایحه متقاضی در هنگام شور قرایت می شود.