در تاریخ 23/7/90 آقای م.الف. به وکالت از طرف خانم ف.ز. به طرفیت آقای ر.الف. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به لحاظ عسروحرج ناشی از سوء رفتار زوج تقدیم نموده که در شعبه دهم دادگاه حقوقی کرمان ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه دادرسی مورخ 3/10/90 که با حضور وکیل زوجه و نیز زوج تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت موکله طبق عقدنامه پیوست پرونده در تاریخ 4/1/80 به عقد نکاح دایم خوانده درآمده و حاصل زندگی مشترک یک فرزند دختر می باشد حسب استشهادیه تقدیمی مدت شش سال است که زوجین از یکدیگر جدا می باشند و با دادخواست های متعدد که منجر به صدور آراء از شعبات هفتم و نهم دادگاه حقوقی کرمان گردیده همگی نشان از عسروحرج موکله می باشد و ادامه زندگی با این روند به نفع هیچ یک از طرفین نمی باشد مستندا به ماده 1130
قانون مدنی صدور گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست زوج خوانده اظهار داشت من با
طلاق خواهان موافق نیستم وی حاضر به تمکین از من نیست دو رای در خصوص الزام به تمکین وی دریافت نموده ام که تصاویر آراء صادره تقدیم می گردد. به علاوه خواهان دو بار دادخواست
طلاق داده که به علت عدم ارایه دلیل و مدرک خواسته وی مردود شده است من قصد
طلاق دادن ندارم و می خواهم زندگی نمایم و دخترم نزد مادرش زندگی می کند و از ملاقات من با فرزندم مخالفت می کند. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجین هر یک داور خود را معرفی نموده اند و داور آن هم هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 26 ـ 22/1/91 به لحاظ فقد ادله اثباتی و اینکه شوهر با
طلاق مخالف است خواسته خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم بر بی حقی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس ازانجام تشریفات قانونی شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان وارد رسیدگی شده و در جلسه دادرسی مورخ 22/3/92 که با حضور طرفین وکیل زوجه تشکیل گردیده دادگاه اظهارات طرفین را استماع و در صورت مجلس منعکس نموده و زوجه در قسمتی از اظهارات خود گفته است حاضرم در قبال
طلاق و کراهت شدیدی که از شوهرم دارم تعداد دویست سکه بهار آزادی از
مهریه خود را به ایشان بذل نمایم و مابقی
مهریه را در
پرونده مهریه اقدام به وصول خواهم نمود زوج گفته است اگر تمام
مهریه را بذل کند قبول می کنم و
طلاق می دهم و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 302ـ 92 مورخ 25/3/92 به استدلال اینکه حدود ده سال است زوجین اختلاف دارند و احکام متعددی علیه همدیگر گرفتند و در این مدت دایما راهی دادگاه بوده اند و پیش از هشت سال از هم جدا هستند تنفر و کراهت زوجه از شوهرش به حدی است که با نصایح دادگاه برای بازگشت به زندگی اظهار داشت یک ساعت هم امکان زندگی با ایشان برایم مقدور نمی باشد و از طرفی گواهی پزشکی که رونوشت آن پیوست می باشد حاکی از این است که ازنظر روانی آقای الف. دچار شخصیت ناپخته و در زمینه بهره هوشی پایین می باشد که باعث مشکلات در زندگی زناشویی می گردد و مضافا به اینکه زوج در این مدت هیچ اقدامی برای جلب رضایت همسرش انجام نداده است و به نظر می رسد زوج تمایلی به همسرش ندارد زیرا مکررا اظهار داشته
مهریه اش را کامل بذل کند تا او را
طلاق دهم و نتیجه ادامه این وضعیت به صلاح هیچ یک از زوجین خاصه زوجه نمی باشد و نظریه داوران نیز حاکی از همین موضوع است بنابراین ادامه زوجیت برای زوجه حرجی است ازاین رو اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص و ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا به ماده 1130
قانون مدنی و تبصره الحاقی به آن زوج را مجبور و ملزم به
طلاق همسرش نموده که در صورت استنکاف از
طلاق دادگاه به سردفتر
طلاق نمایندگی تفویض نموده تا نسبت به اجرای صیغه
طلاق و ثبت آن اقدام نماید نوع
طلاق را خلعی اعلام و زوجه از
مهریه اش تعداد دویست سکه را در قبال
طلاق و کراهت از شوهرش به وی بذل نموده و خود قبول بذل کرده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 8/4/92 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 26/4/92 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس ازانجام تشریفات قانونی وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرایت می گردد.