برابر محتویات پرونده و پیرو گزارش قبلی شعبه 26 دیوان عالی کشور خواهان آقای ع.ب. فرزند ر. متولد 1327 بازنشسته ساکن.. . طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه کاشان به طرفیت خوانده دعوی همسرش خانم ط.ف. فرزند الف. متولد 1334 به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و حکم
طلاق به علت عدم تفاهم اخلاقی تقاضای رسیدگی نموده است و خوانده دعوی نیز اظهار داشته مخالف با
طلاق است و چنانچه زوج اصرار به
طلاق دارد باید حق و حقوق چهل ساله مرا و
مهریه ام را پرداخت نماید که شرح جریان و تحقیقات صورت گرفته از سوی دادگاه در گزارش قبلی به نحو مبسوط بیان گردیده و از تکرار آن ها خودداری می شود اجمالا این که شعبه محترم پنجم دادگاه عمومی حقوقی کاشان که پرونده جهت رسیدگی به آن دادگاه ارجاع شده پس از بررسی و تحقیقات انجام شده و اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 0001412-4/10/90 با توجه به محتویات پرونده و استماع اظهارات طرفین و ملاحظه مدارک مندرج در پرونده و اصرار زوج به
طلاق و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین و لحاظ یایسه بودن زوجه و مستندا به مواد قانونی مندرج در دادنامه ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش جهت
طلاق زوج را ملزم کرده به
پرداخت مهریه و
نفقه زوجه که قبلا دادگاه در خصوص آن ها حکم صادر نموه و اعلام داشته که شرط تنصیف دارایی وجود ندارد پس دادگاه مواجه با تکلیف نیست و قرار رد دعوی در این خصوص صادر کرده و نیز مبلغ ده میلیون تومان و بیست میلیون تومان به عنوان نحله و
نفقه و
مهریه در حق زوجه و محکوم نمودن زوج به پرداخت آن ها صادر نموده است. پرونده پس از اعتراض و تجدیدنظرخواهی از سوی زوج آقای ع.ب. در شعبه محترم هفتم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مورد رسیدگی واقع شده است و آن دادگاه پس از بیان تفصیلی از گردش کار در پرونده در دادنامه شماره 000240-6/3/91 با ملاحظه محتویات پرونده و اظهارات زوجین و مدارک ارایه شده از سوی زوج و دیگر قراین و امارات و صحیح دانستن ادعای زوج در خصوص نشوز و عدم تمکین زوجه از وی و متارکه به مدت هجده سال از چهل سال زندگی و این که زوجه مشمول تبصره شش ماده واحده مربوط به مقررات
طلاق نمی باشد و استحقاق نحله یا اجرت المثل را ندارد لذا با حذف مبلغ نحله از دادنامه تجدیدنظرخواسته و تعیین
طلاق از نوع باین آن را اصلاح و تایید نموده است و به دنبال فرجام خواهی زوجه با وکالت آقای م.ش. در رابطه با حذف نحله و این که حداقل زوجین شانزده سال زندگی مشترک داشته اند و این که
میزان مهریه و
نفقه که باید پرداخت شود دقیق مشخص نشده و از آن رفع ابهام نگردیده لذا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در شعبه 26 پس از ارجاع مورد بررسی قرار گرفته است و این شعبه به موجب دادنامه شماره 000041-31/1/92 با امعان نظر در جامع از اوراق و محتویات پرونده و با صرف نظر از مخدوش دانستن دادنامه فرجام خواسته چون وکیل فرجام خواه دارای پایه دو وکالت بوده و بر اساس ماده 25 قانون آیین نامه اجرایی ماده 187 برنامه توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی نمی توانسته ورود در فرجام خواهی نماید لذا وی را دارای سمت در پرونده ندانسته و بدون هیچ گونه اظهارنظر قضایی مبنی بر ابرام یا نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده به دادگاه صادر کننده حکم عودت داده شده است. متعاقبا شخص زوجه پس از ابلاغ حکم به وی با تقدیم دادخواست و لایحه پیوست و بیان این که سوء رفتار وی با زوج مربوط به سال های 87 و 88 بوده و نسبت به شانزده سال زندگی مشترک حق نحله دارد و نسبت به میزان
نفقه و
مهریه موضوع احکام صادره ابهام برطرف نشده لذا فرجام خواهی نموده است و زوج نیز در رد فرجام خواهی زوجه لایحه ای تقـدیم نموده و پـرونده بـرای فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و مآلا برای رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.