درخصوص دعوی آقای م. ج. فرزند ح. به طرفیت م. با تولیت آقای س.ج.ک. به خواسته
مطالبه وجه ناشی از انجام تعمیرات اساسی
مورد اجاره وفق نظریه کارشناس رسمی دادگستری فعلا مقوم به 51 میلیون ریال به لحاظ صلاحیت دادگاه مستندا به مدارک پیوست که پس از طی تشریفات و ضوابط قانونی پرونده به این شعبه ارجاع و سپس به کلاسه فوق به ثبت رسیده است اساسا صرف نظر از اینکه راجع به خواسته خواهان مسبوقا این دادگاه به موجب دادنامه شماره 769 مورخ 25/8/89 مبادرت به رای ماهوی نموده است درحالی که با تجدیدنظرخواهی خواهان نسبت به دادنامه اخیرالبیان و ارجاع پرونده به شعبه محترم 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مرجع اخیرالذکر در راستای مقررات ماده 403 از
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و با تبدیل حکم به قرار ضمن نقض رای معترض عنه پرونده را جهت ادامه رسیدگی ماهوی به این دادگاه احاله و ارسال می دارد و این در حالی است که
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی که در زمره قوانین شکلی می باشد و از طرفی متضمن وصف امری و آمره است قابلیت استناد از حیث وحدت ملاک و تنقیح مناط نداشته و ندارد چه آنکه هرچند دادگاه محترم تجدیدنظر در استناد به ماده 403 از قانون صدرالذکر از عبارت وحدت ملاک استفاده ننموده است لیکن با رجوع به متن ماده 403 و ایضا محل استقرار صراحت قانونی اخیرالبیان که در باب پنجم و مبحث اول موضوع فرجام خواهی انشاء شده است بلاشک این معنا و مفهوم را تداعی می کند که منظور نظر قانون گذار از تنظیم و تنسیق عبارت قانونی فوق و ایضا اختیارات تفویضی صرفا ناظر به آن دسته از پرونده هایی است که واجد وصف رسیدگی فرجامی است درحالی که دادنامه استنادی صادره از این شعبه صرفا متضمن رسیدگی تجدیدنظر بوده است نه فرجامی بنابراین به نظر می رسد هرچند مطابق ماده 353 از قانون مارالذکر اشعار می دارد دادگاه تجدیدنظر درصورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد آن را تایید می کند در غیر این صورت پس از نقض پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه صادرکننده قرار عودت می دهد که در مانحن فیه و با رجوع به دادنامه اصداری از این شعبه نکته حایز اهمیت اینکه تصمیم دادگاه در مقام حکم انشاء شده است درحالی که مرجع محترم تجدیدنظر با فرض قرار پس از نقض جهت رسیدگی ماهوی مجدد به این شعبه احاله و ارسال می نماید که این امر به نظر می رسد که با صراحت ماده 353 از قانون مارالبیان در مغایرت بین باشد مع الوصف دادگاه با عنایت به اظهارات خواهان به شرح مندرج در دادخواست تقدیمی که عینا چنین اشعار می دارد...اینجانب مستاجر شش دانگ
سرقفلی 2 باب حمام مردانه و زنانه
موقوفه مدرسه ک. واقع در تهران هستم به دلیل قدمت محل ساختمان محل
مورد اجاره و مخروبه بودن و ریزش دیوارها و مخاطرات جانی برای ساکنین و عابرین و وضع نامناسب و غیرقابل انتفاع بودن محل
اجاره به توصیه و توافق و اذن مالک اقدام به تعمیرات عمده و اساسی به جهت استحکام و بازسازی دیوارها و سقف و ستون ها و پشت بام و محوطه و آواربرداری و احیاء بافت فرسوده با صرف مبالغ معتنابهی نمودم و اما صرف نظر از اینکه حسب مداقه در مرقومه مورخ 8/6/84 که متضمن اذن و اجازه متولی وقت
موقوفه مبنی بر انجام تعمیرات اساسی نسبت به عین مستاجره توسط خواهان به عنوان مستاجر می باشد که علی القاعده و معطوفا به قانون روابط موجر و مستاجر 56 و مواد مبحث
اجاره قانون مدنی پس از انجام عملیات تعمیرات کلی موجر و یا مالک ملزم و مکلف به پرداخت کلیه هزینه های به عمل آمده توسط مستاجر بوده و می باشد و این در حالی است که برخلاف تصویر سند عادی
اجاره که آمده است
مورد اجاره صرفا به منظور اشتغال به گرمابه تحویل مستاجر شده است لیکن بنا به ادعای وکیل محترم تعرفه شده خوانده به نام آقای هـ. و به شرح مندرج در لایحه تقدیمی منضم به تصویر مصدق صورت مجلس تامین دلیل موضوع پرونده کلاسه 88/610/1426 شورای حل اختلاف مجتمع منطقه 12و13 تهران و نیز نظریه کارشناس مضبوط در پرونده که مصون از هرگونه ایراد و اعتراض متقن و مدلل می باشد معلوم و مشخص می گردد که هرچند خواهان به عنوان مستاجر اقدام به انجام تعمیرات کلی نسبت به عین مستاجره نموده است لیکن بنا به مداقه در مفاد و مضمون صورت مجلس تامین دلیل موصوف و نیز سایر دلایل اعلامی مشارالیه بدون داشتن اذن و اجازه و ایضا خارج از حدود اختیارات قراردادی خود مبادرت به تغییر عین مستاجره از حمام و گرمابه به سالن تعمیرات نموده است که مداقه در اظهارات خواهان به شرح صورت جلسه مورخ 23/8/89 به وضوح حکایت از صحت و اصالت ادعای وکیل خوانده داشته و دارد درنتیجه آنچه که محرز و مسلم است اینکه با وصف مراتب فوق خواهان به عنوان مستاجر نسبت به
مطالبه وجه مورد ادعای جهت تعمیرات اساسی عین مستاجره فاقد استحقاق بوده و مآلا دادگاه حکم به رد آن صادر و اعلام می نماید رای صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر می باشد.
رییس شعبه 8 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ میردیلمی